THE SINKING CITY REVIEW

چارلز رید ، کارآگاه خصوصی که در اثر دیدهای کابوسانه یک شهر غرق شده و یک جانور خاردارآمیز گرفتار شده بود ، برای یافتن پاسخ به این شهر سفر می کند. طوفان های غیرطبیعی باعث بی رحمانه شدن این مسئله شده است که یک بار جامعه ماهیگیری را رونق داده ، آن را از سرزمین اصلی سرازیر کرده ، بخش هایی از آن را طغیان کرده و بقیه را خسته و ناپدید می کند. و برای بدتر شدن اوضاع ، مردم محلی خارج از کشور به شدت نسبت به افراد بیگانه مشکوک هستند. اما با توجه به منبع و راه حل بالقوه ، این دیدگاه های آزار دهنده در جایی در شهر کمین می کنند ، رید چاره ای جز خیس کردن پاهای خود ندارد.

The Sinking City یک ماجراجویی کارآگاه سوم شخص است که در نسخه داستانی دهه ۱۹۲۰ New England با الهام از آثار نویسنده ترسناک تأثیرگذار (و ، بله ، بحث برانگیز) ، H.P. Lovecraft غواصان از غار غنایی باستانی پنهان شده در زیر اوکمون که پر از مجسمه های دنیای شیاطین است ، کشف کردند و با کشف دیوانه شده اند – جنون که شروع به گسترش در سطح شهر می کند و موجودات عجیب و خشن عجیب و غریب را بیدار می کند که افراد محلی آن را وحش می نامند. بازی بین حل جرایم و تیراندازی با هیولا تقسیم می شود ، اگرچه شکاف کیفیت بین هر طعم بازی بسیار گسترده است.

توسعه دهنده اوکراینی Frogwares بیش از یک دهه است که از جمله جنایات و مجازاتهای باشکوه سال ۲۰۱۴ ، شرلوک هولمز را بازی می کند. به همین ترتیب ، The Sinking City بازی کارآگاهی مناسبی است- خصوصاً در استفاده از سیستم کاخ ذهن Mind الهام گرفته از شرلوک. در هنگام کشف صحنه جنایت ، سرنخ هایی را جمع می کنید که ، اگرچه به تنهایی فایده ای ندارند ، می توانند در کاخ ذهن متصل شوند تا خطوط جدید تحقیق را باز کنند. و شما مجبورید این اتصالات را خودتان بدون هیچ گونه دستی یا نکاتی انجام دهید و این امر باعث کاهش کسری موفقیت آمیز به خصوص رضایت بخش می شود.

اما در حالی که شرلوک هولمز برای حل یک رمز و راز باید کاملاً به هوش و شهود خود تکیه کند ، رید یک مزیت فوق طبیعی دارد. در بعضی از مناطق ، پرتال آبی درخشان باز خواهد شد که از طریق آن او می تواند شاهد وقوع هر نوع جنایتی در آنجا باشد. این نقوش به شکل شبحهای درخشان افراد درگیر و تکه های گفتار آمده است. رید سپس باید روایتی بسازد و نظمی را که این مداحان در گذشته روی داده اند ، بفهمد که معمولاً منجر به ظهور سرنخ جدیدی در کاخ ذهن خواهد شد.

بزرگترین مسئله من با The Sinking City ، حداقل به عنوان یک بازی کارآگاه ، این است که موارد جالب نیست. یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی های شرلوک Frogwares ، روبرو شدن با یک راز جنجالی است – مثلاً ، قتلی که در یک اتاق بسته شده از درون اتفاق می افتد – و غلبه بر آن با تمایل به حل آن. اما بندرت در اینجا احساس اجباری می کردم و راه حل های بسیاری از موارد فاقد رضایت بخش “آها!” لحظه — خط مشتی که باید همه داستانهای کارآگاه خوبی را پشت سر بگذارد به نظر می رسد در پشت سر گذاشتن هولمز ، مهارت برنامه نویس برای نوشتن یک رمز و راز رنج برده است. رید همچنین یک شخصیت کاملا جذاب و جذاب است و هیچ یک از شوخ طبع ها ، دزدگیرها یا تفاوت های هولمز را ندارد. او بدترین نوع کلیشه های دیک خصوصی گریم و شن و ماسه است و من واقعاً برای دوست داشتن او تلاش کردم.

درمورد مبارزه با اسلحه بدون شانه ، این کاملاً کاربردی است ، اما احساس می کند که جعبه به جای بخش اساسی در بازی مورد توجه قرار می گیرد. گلوله ها شکل اولیه ارز اوکمانت (این یک داستان طولانی است) یک عنصر جالب از مهمات را برای هر برخورد wylebeast اضافه می کند. اما بیشتر من فقط مشتاق این تیراندازی بودم که بتوانم کارآگاه شوم. یک سیستم دستکاری ساده در آنجا نیز وجود دارد که به شما امکان می دهد لوازم بهداشتی ، مهمات و سایر موارد مفید از قراضه جمع شده در جهان را تهیه کنید. اما ، مانند مبارزات ، همه اینها جالب است. احساس می کنم اگر صرفاً روی جنبه شناسایی متمرکز شود ، The Sinking City یک بازی بهتر و سازگارتر خواهد بود.

عاشقانه تنظیم محیط خواب Sinking City نیز دشوار است. این یک بازی با دنیای آزاد است و به شما امکان می دهد آزادانه خیابان های اوکمونت را گشت و گذار کنید. و در حالی که من عاشق این هستم که باید مسیرها را دنبال کنم و به خیابان های خیابان توجه کنم تا مکان های مهم را پیدا کنم ، این شهر تاریک ، گل آلود و باران که همیشه باران خیس شده است ، فضایی کاملاً افسرده است که باید در آن وجود داشته باشد. اماکن جهانی زیبایی از جمله مناطقی وجود داشته است که تقریباً به طور کامل غوطه خورده است ، و تنها قسمت های بالای لامپ ها از آب تیره و تار بیرون می روند. اما به طور کلی این شهر احساس ناامید کننده ای از زندگی می کند ، با NPC های رباتیک بی هدف سرگردان ، منظره های تکراری و موسیقی متن فیلم درام دار فراموش نشدنی که به احساس غم و اندوه می افزاید.

یک بازی کارآگاه خوب ، اما عالی اما کم نظیر در اینجا وجود ندارد ، هرچند که کاملاً با بهترین سری های شرلوک Frogwares همراه نیست. اما به عنوان یک بسته ، کاملاً مؤثر نیست. جهان باز به اندازه کافی جالب نیست که شما را وادار به کشف آن کند. نبرد اساسی و ناپایدار است. و نوشتن و ساخت اسرار عموماً ضعیف است. اگر به دنبال یک لباس منحصر به فرد یا شگفت آور در مورد برند خاص ترسناک Lovecraft هستید ، آن را در اینجا پیدا نخواهید کرد. برخی از لحظه های دستیابی به کیفیت برای لذت بردن در The Sinking City وجود دارد. شما فقط باید تصمیم بگیرید که آیا می توانید از طریق جلبک دریایی و روده ماهی برای یافتن آنها زحمت کشید.

 

امتیاز کلی گیم تاکس ۸۵

WARHAMMER: VERMINTIDE 2 REVIEW

وارامر: “مدیر هوش مصنوعی” ورمینتید ۲ سادیستی است. با یک Chaos Warrior که در حال حاضر به ما حمله می کند ، AI یک زره پوش Stormvermin را از پشت کمر احضار می کند. آنها هر دو طرف را فشردند و سریعاً کوتوله ها را از باردین بیرون کشیدند ، کروبر مزدور ، و سیهنا را به آتش کشیدند ، و فقط من ، جن ویله زیرک کریلیان ، برای نجات ما باقی گذاشتند. بد است ، اما ما بدتر زنده مانده ایم.

سپس ، از هیچ کجای کشور ، AI یک جبهه جادوگر را احضار می کند. معمولاً این دشمنان ویژه دوست دارند از راه دور از هم دور شوند و گردبادهایی را که ما را به باد می پراکند ، احضار کنند – حمله ای که من به راحتی می توانم آن را گول بزنم ، اما این هرج و مرج آشوب می خواهد آنرا شخصی کند. او به من تلگراف می کند و شروع به مکیدن روح از بدن من می کند و من را کاملاً درمانده می کند. یک عضو حزب می تواند من را نجات دهد ، اما انجام این کار بسیار سخت است وقتی که آنها در حال حاضر ناتوان هستند. این پایان بی رحمانه ماجراجویی ما است که حتی اگر من به آرامی به جادوگر کشیده شوم ، Chaos Warrior طوفان می شود و من را با یک کودتای سخت به پایان می رساند حتی اگر من به خوبی مرده بودم. من نیمی از این را انتظار دارم که هوش مصنوعی من را شروع کند.

ورمینتید ۲ می تواند بسیار مشکل باشد. یک یا دو نفر از هم تیمی های من ناتوان خواهند بود ، محاصره شده اند و احساس می کنند بازی تمام شده است. سپس چکش من در جمجمه آخرین Rotblood می لرزد و دید تونل من گسترده می شود. تمام شد. زنده ماندیم. لحظه هایی از این دست اقدام شرورانه Lord of the Rings پیتر جکسون را تداعی می کنند – به خصوص هنگامی که شما یک جن ، کوتوله و یک انسان هستید که از طریق مین پر از ترول می جنگید.

به خوبی ورمنتید ۲ در ایجاد صحنه های حماسی از تنش (حتی اگر گاهی بیش از حد پیش رود) ، با راه اندازی چند نفره ناامیدکننده کاهش می یابد که می تواند چه آژانس ارزشمندی را در طول آن تجربه تجربه کند. دنباله Fatshark چالش برانگیز و هیجان انگیز است ، اما همچنین در صورت عدم موفقیت چند نفره ، جهنم نیز می تواند ناامید کننده باشد.

مانند اولین بازی ، Vermintide 2 یک بازی اکشن اول شخص چهار نفره با سبک Left 4 Dead است که در آن حزب شما با سطوح خائنانه ای مبارزه می کند و با انبوهی از Skaven می جنگد ، که اکنون با مهاجمان شرور Chaos متحد شده اند. تنظیم در طول Warhammer’s End Times ، تنظیم تخیلی آخرالزمان Vermintide 2 نگران کننده و شگفت انگیز است. تور ۱۳ سطح آن شهرها را خراب کرده و باتلاقهای خائنانه که هر یک به عنوان آخرین زرق و برق دار و مطبوع است.

با هر ماموریتی که حدود ۳۰ دقیقه طول بکشد ، شما در آخر تکرار آنها خواهید بود. این ممکن است خسته کننده به نظر برسد ، اما هر سطح به اندازه کافی گسترده است که تجدید نظر در آنها هرگز به لطف تکرار شونده از مدیر هوش مصنوعی برای مخلوط کردن نقاط تخم ریزی دشمن تشکر نمی کند. این سیستمی است که بیشتر کار می کند ، اگرچه برخی مناطق از هر مأموریت با هم خونریزی می کنند زیرا جنگیدن با گروهی از اسکاوین تفاوت چندانی با نبرد با گروهی از اظهارات Rotblood ندارد.

این عدم قطعیت در مورد چیزی که دشمنان ایجاد می کنند ، و از کجا می توانند مزایای تعجب آور داشته باشند. در یک سکانس ، حزب من از طریق یک قسمت سیاه مشکی یک مین رها شده از یک ماینکرت اسکورت کرد. اولین باری که این مأموریت را بازی کردم ، مبارزه وحشتناکی با ترولی داشتیم که از تاریکی به ما شارژ می شد. بار دیگر ما توسط گروهی از قبیله های برهنه در کمین بود. در طول بازی سوم من ، اصلاً هیچ چیزی به ما حمله نکرد. دقایقی سکوت مرا لبه کرد.

من به ویژه عاشق مأموریت ایستاده صحیح است ، که شما را در یک شهر کوهستانی قتل عام شروع می کند قبل از اینکه با یک نبرد ناامیدکننده در داخل یک معبد گسترده و ویران شده شروع کنید. این فینال شاهد گروهی از دشمنان بی پایان و بی پایان است که میهمانی را جشن می گیرند و هیچ نجاتی در چشم ندارند تا اینکه جادوی خفته کلیسای جامع به طور معجزه آسایی روز را نجات دهد.

اما بر خلاف Left 4 Dead ، Vermintide 2 لایه های لباس زیر RPG را پوشیده است. در ابتدا خیلی باید مورد توجه قرار گیرد ، اما من عاشق این رشته های ظریف هستم که هر شخصیت حرفه ای (نوعی زیر کلاس) ارائه می دهد زیرا هرکدام در یک مهمانی نقش لطیف اما اساسی را ایفا می کند. این پنج شخصیت از توانایی ویژه خود ، پاداشهای منفعل ، درختان مهارتی بازشدنی و اسلحه برخوردار هستند. هنگامی که یک شخصیت را کمی بالا می برید ، حرفه های جدیدی را ارائه می دهید که علاوه بر هر یک از مهارت مهارت جداگانه خود ، سبک های بازی بسیار متفاوتی را نیز ارائه می دهند.

حرفه ای Iron Baker Bardin the کوتوله احتمالاً مورد علاقه من است زیرا او را به نزدیکترین چیزی که ورمنتید به یک مخزن تبدیل می کند تبدیل می کند. وقتی کنتور ویژه من پر می شود ، می توانم صدای غرش گوش را از بین ببرم که باعث خشم هر دشمن نزدیک می شود. خوشبختانه ، این توانایی برای چند ثانیه دیگر به من استقامت نامحدود می دهد که می توانم از آنها برای جلوگیری از حملات استفاده کنم. با توجه به همه چشمان من (و شمشیرها) بر روی من ، تیم من می تواند به سرعت از میان بدها حک شود.

فکر می کنید یک سیستم غارت دلیلی کافی برای ادامه بازی خواهد بود ، اما این هیجان از بین رفتن اندام Skaven یا زنده ماندن از عجله همه جانبه توسط گروه ترکان و دندان Rotblood است که باعث می شود سرمایه گذاری من انجام شود. با وجود استفاده از دکمه های سمت چپ و راست ماوس برای حمله و مسدود کردن ، عمق رضایت بخش برای مبارزه وجود دارد. هر یک از سلاح های ۵۰ ایکس زمان بندی ، قوس های حمله و رسیدن به خود را دارند اما درگیری ها هرگز دست و پا چلفتی و فنی احساس نمی کنند. چند نوسان با اسلحه جدید تمام چیزهایی بود که من برای درک چگونگی استفاده به بهترین شکل از آن در جنگ ، به من نیاز داشت.

دریک دریای براردین یک شعله ور است که می تواند ده ها دشمن را هنگام اتهام کامل شلیک کند ، در حالی که کمان شکار Asrai کریلیان در واقع یک تفنگ هجومی است که تیرها را به تیر می اندازد. هر یک از اسلحه های غوغایی به طور مشابه متفاوت است و درست وقتی فکر می کنم سلاح های بزرگ و کند را مانند هالبرد کروبر و توانایی آن برای فریب دشمنان چندگانه در یک ضربه تند وشدید زدن ترجیح می دهم ، من خنجر دوتایی کریلیان را امتحان می کنم و عاشق آن هستم که با چه سرعتی او را دوست دارم. می توانید تندخواب wimpy تاس.

با این حال ، طفره رفتن ، پارس و حملات متهم بسیار دشوار بود. ورمینتید ۲ در چند ساعت اول به خصوص احساس مشکل می کند. با وجود یک آموزش روایت سرگرم کننده ، توضیح در مورد نحوه استفاده صحیح از این حرکات مختلف وحشتناک است. اکنون که من به اصول اولیه تسلط پیدا کرده ام ، دوست دارم چقدر Vermintide 2 چالش برانگیز باشد و در مشکلات بالاتر قرار بگیرد ، جایی که یک حمله دشمن منفرد می تواند مرا بکشد. این میزان مرگ و میر حتی یک مبارزه کوچک را به یک رقص پر فشار از ضرب و شتم و گول زدن تبدیل می کند. و اگر من واقعاً می خواهم این چالش را تقویت کنم ، هر مأموریت دارای تومورها و گریمورهایی پنهان است که اسلات موجودی ارزشمندی را به خود اختصاص می دهد و سلامتی کلی حزب را در ازای غارت بهتر ، پایین می آورد. با این حال ، من بعضی اوقات احساس ناراحتی می کنم که احساس می کنند وقتی حزب در حال تلاش برای زنده ماندن است ، چگونه احساس اجباری می کنند.

یک تیم خوب به اندازه رفلکس های خوب لازم است و Vermintide 2 در هنگام بازی با گروهی از دوستان می درخشد. هیولا های ویژه مانند Skaven Packmaster در حین دعوا پشت سر من خواهند زد و سعی می کنید یکی از ما را از بین ببرد ، و این گروه را ملزم به حرکت سریع و نجات دوستمان می کند. این تقریباً بد نیست زیرا وقتی یک دایره سبز در پاهای مهمانی ظاهر می شود ، یک گردباد کشنده از یک Chaos Sorcerer را درمان می کند. این لحظات بسیار رایج است ، اما همیشه شگفت آور است ، که هر جلسه احساس می کند دستکش وحشیانه است. مواقعی وجود دارد که کل حزب می میرد و احساس ناامیدی مشترک قابل لمس است ، اما آن لحظه هایی که زنده مانده ایم بسیار رضایت بخش هستند.

در حالی که من غارت Vermintide 2 را دوست دارم ، از نحوه دریافت و مدیریت آن متنفرم. صفحه موجودی سازماندهی ضعیف است و بندرت اطلاعاتی را نشان می دهد که در واقع مفید است. شخصیت ها همچنین می توانند یک خرده ریز و جذابیت های مشابه را به اشتراک بگذارند و تجهیز کنند ، اما دکمه “تجهیز همه” وجود ندارد. من باید با زحمت از شخصیت به شخصیت دیگر تغییر دهم تا تجهیزات آنها را به روز کنم و وسایل مجهز آنها را برای نجات آزاد کنم. این یک کابوس است.

با کمال تعجب ، Vermintide 2 فاقد منو است که حتی ابتدایی ترین آمارها مانند سلامتی یا استقامت را نشان می دهد. من برای سیستم های RPG که از هنجار انحراف دارند (Dark Souls 3 ، من به شما نگاه می کنم) هستم ، اما ناامید کننده است که چقدر Vermintide 2 فریبنده با ریاضیات و آمارهای زیرین خود است زیرا آزمایش معنی دار را غیرممکن می کند. چرا نمی توانم سلاح هایی را در نظر بگیرم که شانس من برای دستیابی به ضربه بحرانی وجود داشته باشد ، اگر نتوانم تعیین کنم که شانس پایه من چیست؟ حتی معنای Hero Power ، اندازه گیری کل توانایی شخصیت من ، در پشت یک ابزار به راحتی از دست رفته پنهان است.

لحظاتی که مهاجمان Rotblood و Ratman Skaven که مهمانی من را احاطه کرده اند هیجان دارند ، اما اگر مهمانی بمیرد ، من اغلب احساس می کنم وقت من تلف شده است. اینگونه نیست که از دست دادن در Vermintide 2 سرگرم کننده نباشد ، بلکه متغیرهای بسیاری وجود دارد که می توانند فراتر از کنترل من باشند. اگر رهبر حزب (و میزبان مسابقه) قطع شود ، تمام پیشرفت هایی که من در آن مأموریت انجام دادم پاک می شود و باید از آن شروع کنم. همچنین هیچ راهی برای لگد زدن به اعضای حزب دردسر وجود ندارد و هیچ شاخصی برای استفاده از گفتگوی صوتی درون بازی وجود ندارد. حتی تاخیر من بی معنی پنهان است. من می توانم همه کارها را به درستی در یک مأموریت انجام دهم و هنوز هم به دلیل چیزهایی که نمی توانم کنترل کنم از دست بدهم. هنگامی که با این واقعیت همراه باشید که غارت فقط هنگامی پاداش می گیرد که یک مأموریت را با موفقیت پشت سر بگذارید یا یک سطح را کسب کنید ، پاداش می دهد به هر دلیل اشتباه احساس لکنت می کند. این سرگرم کننده نیست که از غارت های لازم برای مقابله با مشکلات سخت تر محروم شوید زیرا میزبان کنار می رود.

ناامید کننده است که دنباله ای هنوز هم برای ناخن زدن به چنین اصول ساده چند نفره ای تلاش می کند ، و پیشرفت مبهم RPG من را به روشی که در بازی های مشابه انجام می دهد جلب نمی کند. اما Vermintide 2 در شایستگی های مبارزات ستاره ای و طراحی سطح آن موفق است. بعد از گذشت نزدیک به ۴۰ ساعت ، این کلاهبردار Rotblood سیگنال حمله عجیب و غریب مانند Zerg یا صدای قاتل Gutter Runner را که در تاریکی در حال گپ زدن است ، نشان می دهد ، هنوز هم خونم را به یخ تبدیل می کند.

 

امتیاز کلی گیم تاکس ۷۰

MotoGP 19 Review

Milestone شرکتی است که مسابقه را می شناسد. تعداد کمی از استودیوهای توسعه می توانند با کیفیت و کوششی که Milestone در عناوین خود مانند سری Ride و بازی های Motocross ایجاد می کند ، مقایسه کنند. در حالی که ما مشاهده می کنیم که Milestone تک تک بازی های خود را در عناوین بزرگتر و جاه طلب تر تکامل می بخشد ، قطعات مشخصی از روند تکاملی آنها وجود دارد که به موفقیت رسیده اند و سایرین که نشان خود را از دست نمی دهند. Enter، MotoGP 19 ، یک بازی مسابقه ای که حول مسابقات مسابقه Grand Grand Prix ساخته شده است. با وجود ویژگیهای گسترده ، MotoGP مظهر قطع ارتباط بین یک بازی بلندپروازانه و یک شبیه سازی متوسط است. به بررسی MotoGP19 ما خوش آمدید.

در MotoGP19 ، Milestone افتخار می کند که بازیکنان را در چراغهای جلو تجربه کند تا تجربه سوار بودن در موتور Grand Prix را داشته باشد. از یک آماتور گرفته تا یک حرفه ای ، قطعات کوچک زیادی در کنار هم قرار گرفته اند تا هر مسابقه احساس شود که شما واجد شرایط معاملات واقعی هستید. در حالت شغلی ، مسابقات به آخر هفته تعطیل می شود که شامل جلسات تمرینی آزاد ، جلسات مقدماتی ، گرم شدن و سپس مسابقه اجتناب ناپذیر است. در تئوری این عالی است ، به شما کمک می کند تا دوره ها را بیاموزید ، در صورت امکان در جمع ۱۰ نفر برتر قرار دهید و شما را برای مسابقات بزرگ مسابقات پیش رو آماده کند. اگرچه در عمل ، اکثر نژادها خیلی سریع کسل می شوند. همه این شیوه ها و مسابقات مقدماتی یکسان هستند و شما باید به نوعی فن مسابقه باشید تا چندین تمرین را در اطراف مسیرهایی اجرا کنید که وقتی مسابقه واقعی زیر پا نمی گذارد واقعاً روی شما تأثیر نمی گذارد.

بله ، زودتر از رسیدن به بسته کامل مطمئناً می تواند مفید باشد ، اما برای من ، اکثر تفریح ​​ها در بازی هایی مانند MotoGP راه خود را از طریق بسته های بزرگ پیدا می کنند تا رهبر شوم. مانند بسیاری از بازی های Milestone ، در طول مسابقه ، اگر اشتباه کنید ، به نوبه خود بیش از حد گسترده ای انجام دهید ، به شخص دیگری سقوط کنید و موتور سیکلت خود را سقوط کنید ، آنها به شما این امکان را می دهند که زمان را به عقب برگردانید تا آن اشتباه را جبران کنید. در اکثر موارد ، من به سادگی تصمیم گرفتم که یک دور تمرین آزاد را در اطراف هر آهنگ جدید اجرا کنم ، و سپس به راحتی به مسابقه خود بپردازم. همه چیز در طول آخر هفته فقط احساس پرکردن من است ، وقتی که آنها می توانستند به راحتی یک مسابقه مقدماتی و مسابقه واقعی اضافه کنند. به عنوان یک شبیه سازی واقعی ، MotoGP واقعاً آن طاقچه را برآورده نمی کند ، زیرا سفارشی سازی شما می توانید برای موتور سیکلت خود انجام دهید محدود به ارتقاء موتور و فریم است. ایجاد شخصیت ممکن است با گزینه های بسیار محدود ، بدترین قسمت آن باشد. این اولین بار نیست که یک بازی Milestone در فضای خلق شخصیت انجام می شود ، اما بعد از چند بازی با نمایش شخصیت های واقعاً نامفهوم ، شاید زمان آن رسیده است که آنها فرمول را کمی تغییر دهند.

از نظر مسابقه واقعی ، دوچرخه ها به طور کلی بسیار خوب هستند. مطمئناً برای مقابله با برخی از این آهنگ ها ، برخی تمرین و پیش بینی لازم است. دانستن زمان شروع لاغر شدن برای نوبت بعدی می تواند تفاوت پرش به مکان اول یا افتادن به سی و یکم باشد. اگر واقعاً موزون هستید ، صعود از مسیر برای به دست آوردن این مزیت می تواند خطرناک باشد زیرا در صورت غرق شدن بیش از حد گوشه زمان شما را به شدت جریمه می کند. من این کار را در یکی از مسابقاتم به حد مجاز انجام دادم و از صعود به مقام اول صعود کردم و کل مسابقه را با سهولت برگزار کردم. بعد از اتمام کار ، هنوز وسط بسته را قرار دادم. من می گویم که این تلاش برای صادق نگه داشتن بازیکنان است ، اما برای بازیکنانی که واقعاً به دنبال تست محدودیت های خود هستند ، این چیزی است که واقعاً انجام می دهد ، این است که به بازیکنان می آموزد که در چه گوشه هایی می توانند بدون اینکه یک پنالتی را ثبت کنند ، با ضربات پنالتی ، فشار بیاورند و از یک ویژگی عقب زمان برای جریمه استفاده کنند. آن را به اثر عالی تنظیم کنید.

علاوه بر حالت شغلی ، بازیکنان می توانند به صورت چند نفره ، قهرمانی در eSport ، چالش های تاریخی و یک حالت سریع که فقط شما را به مسابقه می رساند ، برپا کنند. اگر می خواهید گرافیک پوشیدنی خود را بسازید ، یک ویرایشگر گرافیکی عالی نیز دارید. این قطعاً یک تماس کوچک و مرتب است که طرفداران مسابقه سخت ممکن است در آن بمیرند. در زمان این بررسی من نتوانستم قهرمانی MotoGP eSport را تست کنم ، اما به محض انتشار بازی احتمالاً این مقدار اضافه خواهد شد. چالش های تاریخی مطمئناً یکی دیگر از ادای احترام جالب جهان دنیای MotoGP است. شما می توانید رقابت ها و نژادهای تاریخی را در طول زمان پخش کنید. برای طرفداران واقعی ، این می تواند یک روش خارق العاده برای به یاد آوردن آن لحظاتی باشد که فقط می توانستید قبلاً تماشا کنید.

MotoGP 19 هنوز هم در دنیای مسابقه با پیشرفت های بسیاری روبرو است و ویژگی های بسیار جالبی دارد که واقعاً مخصوص فن هستند. موارد بسیار کمی وجود دارد که می تواند بازیکنان را دچار مشکل کند که آیا این بازی می خواهد یک بازی باشد یا اینکه می خواهد یک شبیه سازی باشد. به عنوان یک بازی ، دارای چندین ویژگی جالب است ، از جمله اینکه می توانید زمان را به عقب برگردانید ، اما فرضیه توسط منوها خراب می شود که درک آن بسیار دشوار است و بیشتر ویژگی های اضافی که باعث می شود بازی مانند بازی های آخر هفته احساس شبیه سازی بیشتری کند. سیستم احساس خستگی می کند مگر اینکه آن را به طور کامل پرش کنید. با این وجود ، سیستم مسابقه اتومبیلرانی واقعی همچنان برای هواداران مسابقه موتور سیکلت صادق خواهد بود. و هنگامی که آن را به پایین آورد ، این چیزی است که در یک بازی مسابقه ای مهم است.

 

امتیاز کلی بازی گیم تاکس ۸۵

 

Atelier Lulua: The Scion of Arland Review

سری Atelery Gust در طول سالها موفق به کسب یک پیروزی محسوس در غرب شده است، بدون اینکه توسعه دهنده تلاش کند تا بسیاری از اسباب بازی های سری را تغییر دهد تا با طعم مخاطبان آمریکای شمالی و اروپایی سازگار شود. این یک شمشیر دو طرفه است، اما به همین دلیل است که محبوبیت سریال در حال رشد آهسته و در عین حال ثابت است: شما یک تجربه واقعی بازی در ژاپن را میخواهید؟ شما به سری Atelier بروید

این بدان معنا نیست که این سری از زمان آغاز فروتنانه آن تکامل نیافته است. آتلیه فیلیس: کیمیاگر سفر مرموز، یک پیچ و تاب بسیار جالبی را معرفی کرد که یکی از بهترین نوشته های این مجموعه بود، اما همچنین یکی از پیچیده ترین ها بود، زیرا نیمه دوم بازی ممکن است نسبت به چگونگی موجود بودن آن کمی پراکنده باشد. قسمت اول ماجراجویی است. توسعه دهنده قصد بازگشت به سریال را با Atelier Lydie & Suelle: Alchemist ها و نقاشی های اسرار آمیز داشت، اما متاسفانه این بازی نسبت به سلف آن بسیار محدود بود. با Atelier Lulua: Scion of Arland، با این حال، Gust ضربه ای کامل تعادل، آزاد بازی است که بسیار لذت بخش برای هر دو تازه واردان و جانبازان سری است.

Atelier Lulua: Scion of Arland چهارم سری سری محبوب آرلند است و به همین ترتیب شخصیت هایی از سری اصلی مانند قهرمانان Rorona، Totori و Meruru و همچنین بسیاری از شخصیت های پشتیبانی کننده دیگر را نشان می دهد. در حالی که اکثر شخصیتهای بازنده نقش مهمی در داستان بازی جدید دارند، حتی اگر بدون پرداخت هیچ یک از اقساط قبلی، پیگیری و درک آن را داشته باشید، ممکن است.

شخصیت اصلی Atelier Lulua: Scion of Arland Lulua است. دختر جوان دختر Rorona و شاگرد Piana است و رویاهای مادرش را به عنوان یک کیمیاگر پیشی می گیرد. او روزهای خود را در Arklys، یک شهر واقع در یکی از مرزهای جمهوری آرلند می گذراند، و تا یک روز زندگی حیاتی نسبتا بی رحم را پیش می آورد، او با یک کتاب که تنها می تواند بخواند، می آید. این کشف، و تصمیمش در تمایل به رمزگشایی آن، Lulua را منجر به کشف حقیقت در مورد کل آرلند خواهد شد.

در حالی که طرح Atelier Lulua: The Scion Arland داستان رمز و راز کافی برای احساس غرق شدن، به ویژه با کشف خرابه های باستانی و مرموز واقع در نزدیکی Arklys، قطعنامه نهایی آن است که فوق العاده تعجب آور نیست. آنچه که کارها را ادامه می دهد، شخصیت ها و تعاملات آنها است، که به ترتیب از سری Atelier انتظار می رود. احتمالا تعداد بسیار زیادی از اسباب بازی های انیمه وجود دارد، اما برای کسانی که با سری آشنا نیستند، این تعجب نیست.

صحبت از شخصیت ها، این تجربه برای کسانی که سه گانه اصلی را بازی می کنند کمی متفاوت خواهد بود. در حالی که شخصیت های جدید بدون شک جذاب هستند، رضایت کامل و متفاوتی در شناخت Rorona تا پایان بازی قبلی و میزان رشد او وجود دارد، فقط برای مثال. همانطور که اتلای لوووا حتی نمی کشد حوادث بازی های گذشته را حتی خلاصه کند، کسانی که بازی های قدیمی را بازی نکرده اند، چند نکته را از دست می دهند، رشد شخصیت زیادی دارند و به همین ترتیب، آنها تجربه کمی دارند بهتر.

در حالی که داستان یکی از بهترین ویژگی های بازی نیست، Atelier Lulua: گیم پلی بازی Scion of Arland یکی از قابل توجه ترین آن هاست، به لطف پالایش فرمول محکم و واقعی سری. قابلیت دسترسی نام بازی در اینجا است: چیزهایی را به طور قابل توجهی به منظور حذف tedium به طور مداوم در حالی که ادامه دادن به طرفداران عمیق از سری ها عادت کرده اند.

Atelier Lulua: Scion of Arland یک بازی نقش ژاپنی از طریق و از طریق است. در طول این ماجراجویی که Lulua را در سراسر آرلند به ارمغان می آورد، بازیکنان به سه مرکز مختلف و انواع مختلفی از نقاط مختلف از جنگل ها به قلعه ها، ویرانه های باستانی و بیشتر دسترسی خواهند داشت. هاب ها دارای امکانات زیادی از قبیل مغازه ها، مغازه ها، لوازم اداری برای تولید محصولات و غیره هستند. مکان های خارج از این هاب ها مواد زیادی برای جمع آوری، ماهیگیری و نقاط معدنی و دشمنان دارند که همه در این زمینه قابل مشاهده هستند.

Atelier Lulua: حلقه گیم پلی بازی Arland بسیار متفاوت از آنچه در نوشته های قبلی سری دیده می شود متفاوت نیست. پس از وقایع داستان، بازیکنان باید یک کار مهم الماسی را تکمیل کنند و برای انجام این کار، باید جهان را در اطراف آنها کشف و مواد لازم را پیدا کند. مکانیک Tome باستان، که برای کشف دستور العمل های کیمیاگری مورد استفاده قرار می گیرد، به طور قابل ملاحظه ای در حال چرخش است. پس از هر رویداد داستان، Lulua سعی خواهد کرد نکات نوشته شده در Tome را رمزگشایی کند، که به بازیکنان نیاز دارد تا به مکان های خاصی سفر کنند و مواد تشکیل دهنده خاصی را بدست آورند. هنگامی که نکات کشف شده است، ممکن است که آنچه در نوشته نوشته شده است، رمزگشایی شود و دستورالعمل باز شود. این سیستم پیچیده است در سیستم های مشابه دیده می شود در ورودی های اخیر در سری، بنابراین آن را کاملا اصلی نیست، اما آن را کاملا کار می کند. عدم وجود محدودیت زمانی، بر خلاف بقیه سری Arland، یک ویژگی بسیار خوشایند است، زیرا این امکان را می دهد که بازیکنان در فعالیت های خود آزادانه تر عمل کنند، به ویژه اگر آنها می خواهند مکانیک کیمیا را بدون نیاز به نگرانی در مورد بازی دلخواه به یاد بیاورند وضعیت.

به طور مشخص، کیمیا نقش مهمی در Atelier Lulua ایفا می کند، زیرا سنتز موارد خاصی برای حرکت دادن داستان پیش می رود. مانند موارد قبلی در مجموعه، برای ایجاد موارد، بازیکنان باید مواد مناسب را جمع آوری کنند، که همه با کیفیت متفاوت رتبه بندی می شوند. هرچه کیفیت بالاتر باشد، بهتر است که آیتم نهایی از بین برود. بعضی از مواد نیز با برخی مهارت های ویژه ای که می توانند در انتهای فرآیند به ارث برده شوند، می توانند کارایی آن را افزایش دهند، چه اینکه یک قطعه تجهیزات یا یک مورد قابل استفاده در نبرد باشد. مانند بسیاری از ویژگی های بازی، کیمیاگری ساده شده است، اما بدون از دست دادن عمق خود، و این واقعیت است که دیگر محدودیت زمانی وجود دارد، باعث می شود بازیکنان حتی عمیق تر به الماس.

سیستم نبرد Atellier Lulua خیلی متفاوت از آنچه در نوشته های قبلی در سری دیده می شود، به عنوان یک سیستم مبتنی بر نوبه خود که در آن بازیکن کنترل شخصیت ها و دشمنان به نوبه خود برای حمله، استفاده از مهارت های خاص، دفاع و غیره. در Atelier Lulua، بازیکنان می توانند تا پنج کاراکتر در نبرد شرکت کنند، و دو نفر از آنها به عنوان پشتیبانی کننده عمل می کنند. مانند سایر مقالات در این سری، فقط کیمیاگران می توانند از اقلام استفاده کنند، بنابراین آنها نقش مهمی را به ویژه در طول جنگ های رئیس بازی می کنند. جنگ های منظم به سختی چالش برانگیز هستند، اما این واقعیت که سرعت آن کم است، حداقل باعث می شود آنها لذت بخش و نه بیش از حد شدید باشد. یکی از ویژگی های جدید بسیار خوب، توانایی وقفه است که به موجب آن یکی از متخصصان شیمیایی می تواند از هر ماده ای در طی جنگ استفاده کند حتی در هنگام چرخش دشمنان.

این نمایش نیز مطابق با آنچه که در نوشته های قبلی در مجموعه دیده شده است. شخصیت ها و مکان ها به زیبایی شناسی ژانر ژاپنی به خوبی طراحی شده و دقیق هستند، اما به نظر می رسد به طور خاص به طور خاص مکان ها. این بازی همچنین در مدل PlayStation 4 به طور منظم اجرا می شود و نرخ فریم ۳۰ FPS ثابت است. صدای بازی های ژاپنی و موسیقی متن نیز مناسب هستند، اما با استثناهای خاصی قابل توجه نیستند.

زمانی که اعلام شد، احساس میکرد که اشتباه می کند که Gust در بازگرداندن تنظیم آرلند با Atelier Lulua: The Scion of Arland انجام دهد. پس از بازی کردن، با این حال، تمام طرفداران قدیمی این سریال متوجه میشوند که چگونه حرکت بسیار خوبی بود، مانند Atelier Lulua: The Scion of Arland بسیار جذاب برای هر دو تازه واردان و جانبازان و یکی از بهترین نوشته های سری است .

Atelier Lulua: Scion of Arland یکی از بهترین نوشته های سری Atelier است. در حالی که داستان فوق العاده هیجان انگیز نیست، شخصیت های جذاب، دنیای لذت بخش و مکانیک بازی ساده می توانند بازیکنان را برای مدت زمان طولانی حفظ کنند. به شدت توصیه می شود به طرفداران سری و کسانی که به دنبال یک JRPG خوب است که بیش از حد خواستار نیست.

خوب

شخصیت های جذاب
دنیای جالب
دسترسی بسیار خوبی برای تازه واردین
درگیر شدن سیستم نبرد
مکانیک کیمیاگری ساده

بد

داستان خیلی جالب نیست
تازه واردان از داستان کمتر لذت خواهند برد، گمشده ارجاعات به سه گانه ارلند اصلی

امتیاز کلی گیم تاک ۸ از ۱۰ میباشد

TOTAL WAR: THREE KINGDOMS REVIEW

دو تن از ژنرال های من در وسط یک میدان دفع می شوند تا با شماره های مخالف خود دوئل شوند. بقیه نبردها در مسافت ادامه می یابد ، اما من بزرگ شده ام تا تماشای حرکات چشمک زن در حالی که ژنرال ها می لرزند و به جای یکدیگر چاقو می گیرند. گاهی اوقات تپه ای از فلش یا یک اسب سوار در پس زمینه عبور خواهد کرد ، اما من با دقت متمرکز بر چیزی هستم که بیشتر شبیه بازی Tekken است.

جنگ کامل: سه پادشاهی ، داستانی را که با الهام از آن ساخته شده است ، نه عاشقانه سه پادشاهی لوو گوانژونگ ، به جای دقت دقیق تاریخی ، در آغوش می گیرد. سربازان می توانند بدون خسته شدن ، ظاهراً برای همیشه در اطراف میدان نبرد بگردند. رهبران آنها چهره هایی بزرگتر از زندگی با پشت پرده ها و رقابت های پیچیده هستند ، که دارای نیزه های افسانه ای هستند و قادرند کل واحدهای یک دست را شکست دهند. شخصیت هایی مانند کائو کائو به عنوان متفکران شرور اپرا شیطانی بازی می شوند که می توانند با افتادن کلاه ، جنگ ها را به وجود بیاورند ، وقتی کتابهای تاریخ نشان می دهند که او یک حاکم مناسب و همچنین شاعر خوب بود.

گزینه ای وجود دارد که با درگیر کردن Records Mode ، برخی از این موارد را در ابتدای کار خاموش کنید ، اگر می خواهید استقامت نقش مهمی در تغییر واحدها داشته باشد یا از شر دوئل خلاص شوید و از محافظان ژنرال اکثر موارد را انجام دهید. در عوض جنگیدن گزینه جایگزین ، Romance Mode ، احساس می کند آغوش صادقانه ای از آنچه Total War واقعاً در طول آن بوده است ، است. این یک نسخه از تاریخ است که به یک فیلم حماسی نزدیکتر است ، جایی که این برنامه گسترده آشنا است ، اما ظرافت ها هر زمان که از این عمل ناخوشایند باشند نادیده گرفته می شوند.

به گفته این ، این هنوز هم به نوعی حماسه است که در آن شما نیز باید سه نوع مختلف درآمد را با درصد کمی افزایش دهید. سیستم هایی که برای بازی های Warhammer یا تخت تاختگان بریتانیا ساده شده اند ، به مهمانی برگشته اند و دوستان جدیدی را به همراه آورده اند. جاسوسی منوی خاص خود را پر از گزینه ها کرده است تا جاسوسان جاسوسی بتوانند با تجارت و یا خرابکارانه شهرها را به هم بزنند. شخصیت ها دارای نمره رضایتمندی هستند که اگر به طور مرتب تبلیغ نشوند ، کاهش می یابد. مواضع دادگاه که به عنوان سطح شما باز می شوند ، باید با دقت انجام شوند تا از آغاز ژنرال های ناراضی ، از شروع جنگ داخلی جلوگیری شود. (همچنین می توانید برای افزایش رضایت خود از آنها یک ساعت آب خوب به آنها بدهید.)

دیپلماسی یکی از مهمترین و قابل قبول ترین زمینه هایی است که باید تغییر کند. از آنجا که پیش از این کار حدس و گمان زیادی وجود داشت که برخورد با ملل رقیب مانند گذراندن یادداشت در کلاس احساس می کرد و سپس منتظر جواب (“آیا می خواهید با من اتحاد دفاعی بسازید ، y / n”) ، در سه پادشاهی کاملاً شفاف است . هربار که از همسایه چیزی بخواهم دکمه ای وجود دارد که بطور خودکار فهمید که چه کاری برای انجام آن معامله لازم است. این فقط به شما می گوید که چقدر پول این تجارت از سرزمین یا مواد غذایی یا حتی ازدواج را تضمین می کند ، به جای اینکه شما را در تاریکی چاقو بزنید ، پس از شکست دوباره سعی کنید.

گزینه های دیپلماتیک نیز ظریف تر است. بین پیمانهای غیر تجاوزگرانه و اتحادها ، ائتلاف هایی وجود دارد ، اتحادیه هایی که به عنوان گامی در طول مسیر کنفدراسیون عمل می کنند بدون اینکه برای همیشه تضمین دوستی شود. آنها بیش از دو عضو را نیز مجاز می دانند ، بنابراین کنفدراسیون من برای شکست بربرها ، رهبران جدید جناح را برای پیوستن به آن به طور مرتب تشکیل داده است.

همه افراد در این ائتلاف به چه کسی اجازه می دهند رای دهند ، بنابراین غالباً کسی مثل ملکه راهزن به میز می خیزد و حتی قبل از اینکه تصمیم بگیرم ، با اکثریت رأی داده می شود ، فقط یک دکمه را ترک می کند که به من اجازه تصدیق می دهد. درخواست او در حالی که متاسفانه آن را به همین مناسبت رد می کند. احساس می شود بخشی از یک کلاس آموزشی منحصر به فرد دبیرستان است که همه می خواهند در آن حضور داشته باشند ، اما خدای من ، دیدید ژنگ جیانگ چه چیزی را به میهمانی براد پوشید؟ درخواست رد شد

دیپلماسی حتی در شرایطی که سایر سیستم ها بهبود یافته اند ، نقطه ضعف برای جنگ جنگ بوده است ، بنابراین این تغییرات استقبال می شود. دکمه معامله سریع است ، که به شما امکان می دهد فوراً ببینید که چه کسی در تجارت و یا مخالفت با مجاری یا هر چیز دیگری به جای اینکه بخواهید به لیست بروید ، باز است.

واسال ها بخش مهمی از سه پادشاهی هستند که جناح های بسیار مشتاق تر پیشنهاد می کنند بخشی از درآمد خود را به طور دائم به شما تحویل دهند ، اگرچه ممکن است در همان زمان خواستار درجه ای از استقلال باشند. دشمنان شما حتی می توانند خود را به عنوان آخرین تلاش برای خاتمه بخشیدن به جنگ ، تحت فشار قرار دهند.

شما به جای انتخاب فراکسیون در شروع کار ، یک رهبر را انتخاب می کنید. برخی از آنها جنگ سالاران با درجه های مختلف مشروعیت در تلاش برای به عهده گرفتن مسئولیت چین هستند ، برخی از آنها راهزنان مستقیمی هستند و یکی از آنها دونگ زوو ، مستبد است که کارزار را با کودک فعلی-امپراطور فعلی شروع می کند. گروگانگیری

این شخصیت های بسیار متفاوت می توانند شروع های بسیار متفاوتی ایجاد کنند – Cao Cao ، انتخاب مبتدی پیشنهادی ، بیشتر به تجارت Total احساس می کند که شما با تسویه حساب ، ارتش و همسایه ای برای شکست مواجه هستید ، بنابراین می توانید اولین استان خود را تکمیل کنید. به نام فرمانداری) در همین حال ، لیو بی ارتش دارای ارتش مملو از ژنرال های افسانه ای است اما هیچ خانه ای ندارد و مجبور است ارتش پیشوای شورشیان زردبان عمامه را قبل از مستقر شدن در هر مکانی شکست دهد.

هر شخصیت مکانیک متفاوتی دارد که آنها را نیز تعریف می کند. دولت نظامی گونگسون زان یک موقعیت دادگاه منحصر به فرد برای بازرسان نظامی می افزاید ، در حالی که نمره قهرمان نوسانگر سان جیان بر قیمت سربازان و رضایت شخصیت ها تأثیر می گذارد. کائو کائو در هر نوبت تعداد معدودی از اعتبار را به دست می آورد و می تواند آنها را برای تأثیرگذاری بر احساس سایر جناح ها بگذراند ، یا حتی ۷۵ مورد از آنها را به یکباره ضربه بزند ، در حالی که به نظر می رسد دست های پاکی دارد ، یک جنگ پروکسی بین دیگران را آغاز کند.

این درجه اضافی از دستکاری دیپلماسی را حتی سرگرم کننده تر می کند. این مانند روشی است که الف های بلند در Total War: Warhammer 2 کار کرده اند اما با توانایی بیشتری برای حرکت تند و زننده. این که بتوانید به شکلی مانند دیپلماسی به این شکل وارد شوید ، باعث می شود تا طرف مبارزات انتخاباتی سه پادشاهی تأثیر بگذارد و بعد از یک نقطه معین ، هر نوبت با یک رژه پیام شروع می شود که چه کسی روشن کرده است. آنها در کنار تصاویری از رهبران در حال کشیدن چهره های شدید هستند که باعث می شود آنها جدی نگیرند ، کمی جالب است “دوستی با KINGDOM OF WU به پایان رسید ، اکنون KINGDOM WEI بهترین دوست من است.”

سایر بخش های طرف مبارزات انتخاباتی مبتنی بر نوبت سه پادشاهی از شوخ طبعی کمتر است. جمعیت بسیار مهم است – سرعت بالایی از رشد ، که با ساختن ساختمانهای مناسب تسهیل می شود ، می تواند سرعت جبران ارتش شما را افزایش دهد ، بلکه باعث افزایش جمعیت ، مقصر اصلی اختلال عمومی می شود. داشتن بیش از حد بسیاری از مردم نیز فشار را برای عرضه مواد غذایی به همراه دارد.

در همین حال ، شما می خواهید به ساختن ساختمانهایی بپردازید که درآمد کسب می کنند و اعتبار خود را افزایش می دهند (به این ترتیب شما رتبه های بالاتر را باز می کنید ، دادگاه خود را پر کنید و در نهایت خود را یکی از سه پادشاه چین اعلام کنید). من نمی توانم بگویم کار کردن از طریق ارتقاء ساختمانهای مختلف تاکنون بخش مورد علاقه من Total War بوده است و وقتی شما کنترل ۲۰ شهرک سازی را در شمال کشور داشته باشید ، مدیریت این ساخت و سازها می تواند خسته کننده واقعی باشد.

در صعود به هر یک از اعضای دادگاه شما می توان تکلیفی داد ، آنها را به تسویه حساب وصل کرد و به آن نوعی پاداش داد. برای انجام این کار نیازی به راهپیمایی در اطراف نقشه نیست – مانند جاسوسی فقط یک منو است. این احساس می کند راهی برای نگه داشتن برخی از کارهایی است که مأمورین و قهرمانان در بازی های قبلی انجام داده اند اما به اندازه کافی خلاصه شده اند که آنها دلخوری نیستند ، و همچنین آنها را از روی نقشه نگه می دارد ، بنابراین برای ارتشهای واقعی این کار رایگان است.

طبق یک نظر ، تمام این مطالب در نقشه تبلیغات و تعداد زیادی از منوهای پیوست شده – حتی من اصلاحات را ذکر نکرده ام ، یک درخت فناوری که روی تصویر درخت واقعی قرار دارد ، که در آن هر پیشرفت ، شکوفه ای از گلبرگ ها را روشن می کند. این فقط صحنه سازی برای نبردها است. و این درست است که زمینه ای را برای آنها فراهم می کند که می توانند محاصره بعدی را با گذشته حس کنند ، مهم نیست که چقدر واقعاً در بازی هستند.

من از این کارزار به خاطر خود لذت می برم ، حتی اگر هر چند گاه به خاطر مصلحت خودش خیلی ریاضی باشد. برای نمونه ای از این نگاه ، چیزی فراتر از راهی نیست که موضوع مهمی از عاشقانه سه پادشاهی مانند فساد را در برگیرد ، شخصیتی از مشروطیت خائن است که به طرز مشروعیت دوستان خود را در موقعیت هایی که شایسته آن نیستند در حالی که کشور از هم پاشیده است دستکاری می کند. در Total War: Three Kingdom فساد یک درصد اصلاح شده است که درآمد شما را تحت تأثیر قرار می دهد. این بسیار آزمایشی است و تقریباً خنده دار است.

نبردهای زمان واقعی از بازی اعداد سریعاً هیجان انگیز هستند. واحدهای دارای کراس بولد و هوای ثابت بعد از گلوله های پیچ و مهره ، تکه های سوارکارها را در آخرین لحظه به سمت گوه تشکیل می دهند و شارژ می کنند ، پیاده نظام سپرهای خود را قفل می کند و خسارات را به خود جذب می کند. تشکل ها به عقب برگشته اند و تعداد زیادی از آنها وجود دارد ، اگرچه دسترسی به آنها همیشه آسان نیست. چندین کلاس عمومی وجود دارد که باید از بین آنها انتخاب شود و استراتژیست ها ، در حالی که ضعیف تر هستند ، ضروری هستند زیرا آنها به عنوان سطح بندی ، تشکل ها را می آموزند. بعضی از پیروان نیز به آنها دسترسی دارند ، بنابراین اختصاص دادن یک گله به کلیه به همراه یک سواره نظام به این معناست که آنها تشکیل گوه را می شناسند.

ارتش می تواند سه ژنرال داشته باشد که هر یک تا شش واحد باقی مانده است. این امر خود را به ارتشهای متعادل تبدیل می کند که یک ژنرال برای سواره نظام ، دیگری برای پیاده نظام و دیگری برای کمانداران و منجنیقها است. این بدان معنا نیست که شما نمی توانید ارتش های نامتعادل یا فوق تخصصی بسازید ، فقط احساس اشتباه می کنید. ژنرال ها شخصیت هایی دارند که متناسب با نقش هایشان بیان می شوند ، زیرا در زمان جنگ با یکدیگر تباه می شوند. آنها حتی صفاتی به دست می آورند و رقابت طولانی تر و دوستی با یکدیگر را توسعه می دهند که مدت زمان طولانی تری در کنار هم سپری می شوند. شما می خواهید آنها را بسازید و مانند اعضای حزب در یک RPG مسلح کنید.

واحدها به اندازه شخصی که می خواهم شخصیت ندارند. اکنون که بازی های Warhammer وجود دارد ، همیشه رقابت در آن جبهه دشوار است ، زیرا هر چقدر هم که دو نوع سوار متفاوت باشند ، هرگز به همان اندازه اورک ها و خون آشام ها متمایز نخواهند شد. در جبهه شخصیت ، این امر به شما کمک نمی کند که بعضی اوقات واحدها در جای خود بایستند و به شما اجازه می دهند قبل از انجام کاری در مورد آنها خیلی طولانی شلیک کنید ، یا هدفی را که باز گذاشته اید نادیده بگیرید و یک اشتباه را شارژ کنید. مطمئنا هوش مصنوعی هرگز نقطه برجسته ای درخشان Total War نبوده است ، بنابراین اگر در این مسیر سوار می شوید ، اکنون به این کار عادت کرده اید.

 

در حالی که ژنرال ها بدون توجه به فیلم های کونگ فو ، انیمیشن های حمله ای دارند ، وقتی سربازان معمولی با هم برخورد می کنند ، تعداد زیادی آسیاب به اطراف می چرخند و در هوا می روند. مطمئناً هیچ یک از جنون های بیش از حد بازی های Warhammer وجود ندارد ، زیرا هیچ هیراس آتش سوزی وجود ندارد و یا غول هایی در حال عبور از گشت و گذار در اطراف نیستند ، اما هیچ یک از درگیری های فردی نیز وجود ندارد که Shogun 2 را بسیار تماشا کند. از راه دور خوب است ، اما غیرمنتظره است اگر دوست دارید دکمه حرکت کند را فشار دهید ، K را فشار دهید تا HUD از بین برود ، و همه چیز را از نزدیک تماشا کنید.

اگرچه نبردهای شبانه بسیار زیبا به نظر می رسند. سربازان دارای چراغهای قرمز در قطبها هستند و شهرهای تحت محاصره ، آسمان را با فانوسهای کاغذی شناور مانند ستاره های کم آویز پر می کنند. جنگ در طول زمستان بر روی نقشه های پوشیده از برف با کنتراست زیاد صورت می گیرد ، در حالی که در سایر ساعات سال ممکن است کشاورزان در هنگام گذر از جاده ها در مزارع برنج کار کنند. شهرهای بندری جرثقیل هایی را روی اسکله ها و قایق های موجود در بندر دارند.

تبلیغات

این گفته است ، هیچ جنگ دریایی وجود ندارد. به نظر می رسد مجمع خلاق کاملاً از آنها کنار گذاشته شده است ، و در حالی که ارتش ها هنگام حرکت به سمت کشتی حرکت می کنند ، برخوردها در دریا به صورت خودکار حل می شود. با توجه به اینکه رودخانه هایی مانند یانگ تسه برای چین از نظر استراتژیک چقدر مهم هستند ، این یک فرصت از دست رفته است. تصور کنید که فیلم Red Cliff جان جان وو ، بعد از چند ساعت ساخت ، با کلیک کردن روی کسی که به طور خودکار بر روی خودکار تمام شود ، به پایان رسید.

Anticlimax به طور کلی مشکلی با سه پادشاهی است. در یک نقطه مشخص از فعالیت ، سه جنگ سالار پیشرو پادشاه اعلام شده اند و باید برای تعیین اینکه چه کسی تنها امپراتور خواهد بود ، با آن مبارزه کنند. وقتی من یک ارتش شایسته را به سرزمین اول حریف خود راهپیمایی کردم ، آنها من را سلب کردند و تسلیم من شدند ، بنابراین توجهم را به دشمن نهایی باقی مانده ، پادشاهی وو تغییر دادم. بعد از اینکه بسیاری از چرخش ها در ساختن ارتش به همان اندازه که اقتصاد من اجازه می داد ، گذراندم ، یک راه پیموده از راه دور را از طریق آب فرستادم تا از پشت سر خود به پایتخت خود حمله کنم در حالی که بقیه ارتشهای من در مرزهای مشترک ما اسیر شدند و روستاها و شهرهای کوچک را تصرف کردند.

بعد از چند فصل از این ، من نهایتاً نیروی او را بیرون کشیدم. بهترین ارتشهای وو در کنار هم قرار داشتند ، اما یکی خود را در کمین نزدیک قرار داد. من آن را به لطف یکی از ژنرال هایم که چشمان مشتاق داشت ، با شماره های برتر حمله کرد و آن را به راحتی شکست دادم. با این حال ، بقیه نیروهای او هنوز هم نیرومند بودند و با پاک کردن کمین ناکام ، مین با ضعف کمی تضعیف شد. برای فینال اوج روبرو شدیم. و سپس به نوبه خود ، یک دیپلماسی به من اطلاع داد که می خواهد تسلیم شود و رها شود.

یک پیروزی نسبتاً خونین خوب و همه چیز خوب است ، و این یک اعتباری برای هوش مصنوعی است که می داند چه موقع مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، اما این یک جهنم از راه پایین تر برای پایان دادن به یک کارزار بود. من می توانستم به پیشنهاد آن چیزی نگفتم و جنگ را ادامه دهم ، اما در آن مقطع احساس قلدری می شود. همانطور که گفتم ، این مبارزات زمینه جنگها را فراهم می آورد ، و گاهی اوقات این زمینه می تواند از آنها دور شود.

بسیاری از این انتقادات – یک بازی آخر بازی ناخوشایند ، یا انیمیشن های نبرد ناخوشایند ، یا عجیب هوش مصنوعی – در مورد سایر بازی های Total War صادق است. سه پادشاهی از بسیاری از آنها بدتر نیست و از تعداد معدودی بهتر است. من مشتاقانه منتظر هستم ببینم که مواردی مانند سیستم دیپلماسی و چه بسا دوئل ها به Warhammer 3 ادامه می یابند و هر چیز دیگری در مرحله بعد خواهد بود ، ساده است که بخواهیم از نقش سه پادشاهی گذشته به عنوان تکرار دیگری بر روی یک فرمول آشنا دیدن کنیم.

این مشکل با وجود تعداد زیادی بازی Total War در حال حاضر است. یک مورد جدید بیرون می آید در حالی که دو مورد آخر هنوز در خاطرات ما تازه هستند. Three Kingdoms یک بازی استراتژیک بسیار خوب است که در آن می توانید چین قرن ۲ را تجربه کنید و من ده ها ساعت لذت بخش را با آن سپری کرده ام. هنگامی که جزئیات صحیح را بزرگنمایی می کنید ، خواه آن دو ژنرال دوئل باشد یا دشمن که سیستم واسل را علیه شما می چرخاند ، عالی است.

امتیاز کلی گیم تاکس ۹۵

TEAM SONIC RACING Xbox One REVIEW

انتظار می رود که Sumo Digital پس از آخرین مسابقات Sonic-Centric مسابقه ای Sonic & All Stars Racing Transformed قرار گرفته باشد، موفق به کسب موفقیت و رقابت شدید در میان طرفداران مسابقه ای شده است که می خواهند فراتر از مسابقات قهرمان مسابقات هواپیما مسوتچیو شوند. تیم Sonic Racing (TSR) سبک پیشروی فنی فنی لغزنده از پیشینیانش را در هنگام معرفی عناصر تیم جدید حفظ می کند، اما هزینه طراحی آهنگ پویا ترانسفورمنت را تغییر داده است.

اکثر رکوردهای پرنده با داشتن برخی از ویژگی های منحصر به فرد آنها را به تفاوت آنها از بقیه بسته موفقیت – تیم Sonic Racing ‘ثانیه مکانیک تیم جدید است. در حالی که شما فقط به طور مستقیم در یک مسابقه یک شخصیت را کنترل می کنید، موقعیت کلی شما نه تنها نقطه ی خود در جدول رده بندی بلکه هم تیمی های شماست. شما می توانید برای اولین بار در سراسر خط، اما اگر بقیه تیم شما عقب عقب بماند، مکان تمام تیم را خواهد کشید. اگر به برنامه های جدید تیمی که می توانید انجام دهید، به نظر می رسد غیرمنصفانه است. مسابقه سربازان خدمه مسیر پشت سر آنها را ترک خواهد کرد که هم تیمی ها می توانند برای افزایش سرعت حرکت به سبک تیرکمان بچه گانه (که اگر به اندازه کافی هماهنگ می شوند) می توانند با هم زنجیر شوند. اگر بخواهید موردی را که نمیتوانید خیلی از آن استفاده کنید، می توانید از جعبه مورد نظر به دیگران در تیم بفرستید، امیدوار باشید که آنها مفید باشند. اگر یک هم تیمی را که پیشتر از شما سرازیر شده است، می بینید، می توانید از آنها پیشی بگیرید و آنها را به سرعت افزایش دهید. این یک سیستم منحصر به فرد است و به شما اجازه می دهد تا تاثیر مستقیم خود را بر چگونگی عملکرد تیم خود در یک مسابقه بگذارید.

موفقیت شخصی شما بستگی دارد به اینکه چگونه می توانید سبک خاصی از بازی ها را از دست بدهید، کاملا متفاوت با بازی هایی مانند Mario Kart. همانطور که اکثر شما می توانید حرکت را در اطراف گوشه ها انجام دهید و رانندگی های طولانی تر، شما را در سرعت بخشیدن به سرعت افزایش می دهد، اما بر خلاف اکثر افراد دیگر این ران ها می توانند به راحتی به هم متصل شوند – تقریبا نامحدود. رانندگی و به دست آوردن افزایش به عنوان اغلب ممکن است می تواند تمام تفاوت در یک مسابقه را تشکیل می دهند و بنابراین طرح بندی مسیر یادگیری و قادر به واکنش به وقایع اتفاق می افتد در اطراف شما مهم خواهد بود.

چیزهایی که با سلاح های گوناگون ارائه می شود، بسیار مضطرب می شوند. هر سلاح یک عنصر (از رنگ های صوتی) است که به شکل پرتابه، افزایش سرعت و مانند آن. من متوجه شدم که من طولانی تر از آنچه انتظار داشتم یاد می گیرم که هر کدام از آنها چگونه انجام می شود، در حالی که شکل آنها اغلب به اهدافشان اشاره می کند، ممکن است زمان بگذرد تا کارها را انجام دهد. بعضی از ریزه ها (یا بهتر یا بدتر) نوآورانه هستند، مانند یک مجموعه ای از ستون های سنگی در جلوی بسته، و آنها را مجبور می کند که در یک لحظه متوجه شوند. من این موضوع را به ویژه ناامید کننده تشخیص دادم، زیرا اگر در بخش های خاصی از آنها ظاهر شود، آنها می توانند برای جلوگیری از آن غیرممکن باشند، و در عین حال می توان گفت برای پوسته های آبی Mario Kart در اکثر موارد، کمی برای بازی که سعی دارد تمرکز نزدیکتر به مهارت را از شانس به خود جلب می کند.

TSR شامل یک حالت تیم ماجراجویی تک نفره طولانی و متنوع است. این یک داستان است (که شما کاملا از دست خواهید گرفت اگر شما مراقب نیست و شروع به مسابقه با دکمه A … به عنوان من اذیت بسیاری از اراده) گفت: از طریق تصاویر ثابت و خطوط متن ابراز شده است. من می توانم شخصا آن را بگیرم و یا آن را ترک کنم، اما اگر این کار شما باشد، آن را به راحتی می توان از بین برد. این حالت مجموعه ای از چالش های مسابقه ای مانند مسابقات استاندارد و GP ها را همراه با مهارت های خاص در حلقه ها و چالش های رانش هدف قرار می دهد. بسیاری از مراحل اختیاری هستند و در مسیر بحرانی قرار دارند اما اگر چالش های اضافی و شانس بیشتری برای به دست آوردن ستاره ها و کلید ها برای باز کردن مسابقه های آینده در حالت ماجراجویی وجود داشته باشد، وجود دارد، یا اعتبار برای باز کردن وسایل افزایش یافته و استفاده از وسایل نقلیه از دستگاه کپسول تصادفی .

هر وسیله نقلیه دارای انواع قطعات قابل تعویض است که می تواند برای تغییر ظاهر وسیله نقلیه و تأثیر آن روی خودرو باشد. اکثر آنها ارتقاء مستقیم نیستند، زیرا شما برخی از تاثیرات را در یک منطقه از دست می دهید تا به دیگری برسید، و شما را مجبور می سازید که آنچه را که مهم ترین سبک خود را در مسابقه احساس می کنید را در نظر بگیرید. رنگ ها را می توان با هر قسمت از یک وسیله نقلیه وسیع تر سفارشی کرد و اجازه می دهد رنگ های انتخابی و طرح های رنگی اضافی با اعتبارات فوق الذکر باز شود.

سبک گرافیکی Team Sonic Racing به نظر می رسد کاملا سوئیچ است. آهنگ ها با اغلب جزئیات زیادی از پس زمینه و یک ظاهر جالب جالب متفاوت هستند. شخصیت ها و وسایل نقلیه حتی با استفاده از آنها به طور کلی خوب به نظر می رسد و با زیبایی شناسی بازی مناسب است. موسیقی از نسخه های جدید موسیقی از گذشته Sonic تشکیل شده است – از طریق مگا درایو به بازی های اخیر. من موسیقی را به طور کلی لذت بخش پیدا کردم، به خصوص اگر یک آهنگ صوتی قابل تشخیص وجود داشته باشد، اما اغلب موسیقی در یک ترکیب صدا غمگین بود. حرکت زیادی در بین حرکات پرنده / برخورد، شخصیت های بیش از حد سخیف، صداهای محیطی در مسیر و موسیقی پس زمینه وجود دارد – و من متوجه شدم که تمرکز بر روی هر یک از این عناصر در ترکیب صوتی مشکل است. این یک برش معامله نیست، اما این باعث شده من را در مورد اینکه چگونه سایر بازی های کلاسی یک ترکیب پیچیده صدا را پیگیری می کنند، بازتاب می دهند و همچنان توانایی شنیدن صدای ضروری لازم را دارند.

هرچند عملکرد باهوش، تیم Sonic Racing عمدتا سازگار است. حتی با برخی از آهنگ های پیچیده تر و با اقدامات زیادی بر روی صفحه نمایش، بازی موفق به نگه داشتن آنچه که به من احساس می کند به عنوان یک ۳۰ فریم در ثانیه در Switch سوئیچ. در حال حاضر ۶۰ فریم از Mario Kart 8 Deluxe نیست (و من احساس نمی کنم این بازی به نظر می رسد به مراتب دقیق تر است، بنابراین من حدس می زنم این جادو ساده است که MK8D در حال اجرا است به طرز به سادگی) و در حالی که که قطعا برای مسابقه سریع گرا ترجیح داده شود بازی، حداقل عملکرد کاملا سازگار است. همان را نمی توان برای چند نفره دو نفره ای صحبت کرد. این بازی به هیچ وجه نمی تواند به شکست برسد، اما من متوجه سوئیچ در تلاش برای نگه داشتن و بصری chugging به عنوان یک نتیجه. بازی با چند کنسول سوئیچ احتمالا بهترین راه برای رفتن به سر در TSR است، اما من قدردانی که صفحه نمایش تقسیم یک گزینه حتی با آن مسائل است.

تیم Sonic Racing یک مسابقه بزرگ پرنده است، اما من احساس می کنم تجدید جهانی از ماریو کارت نیست. بازیگران شخصیت ها کمتر قابل تشخیص هستند، نیاز به مهارت بالاتری برای برخی از آنها فراهم می کند و با یک عنصر سفارشی سازی سنگین و حالت مهاجم طولانی به نظر می رسد در بازیکنان انفرادی بیشتر از نیمه شب چند نفره به نظر می رسد. این یک چیز بد نیست لزوما – من می گویم این چیزها بسیار جذاب تر از انجام ماریو کارت برای یک بازیکن انفرادی است. اما من احساس نمیکنم که درخواست تجدید نظر در مورد آن را داشته باشد. بسیاری از چیزهای یکپارچه را در اختیار شما قرار می دهد، تنظیمات سفارشی سازی شده و حالت های سخت افزاری افزایش می یابد، اما با یک داستان من متوجه شدم که هیچ چیز به یاد ماندنی یا جالب توجهی در مورد محتوای بازی وجود ندارد، چیزی بیش از یک لیست از چالش های در حال افزایش است. تیم Sonic Racing یک قهرمان مسابقات قهرمانی است که به واسطه ی حق خود، اما بدون تجدید نظر کلی از معاصران آن، من خودم را نمی بینم که پس از پایان دادن به اعتبارات نهایی شود.

امتیاز کلی بازی ۷ از ۱۰

Mortal Kombat 11 Review

جهان مورتال کمبت ناپدید می شود و این به لطف یک عجایب شگفت انگیز به نظر می رسد.


از زمان نگهداری او در دره غم انگیز، “کرونیکا” تصمیم گرفته است تا زمان را تقویت کند و مبارزات مورتال کمبت ۱۱ را با گذشته خود روبرو کند. این یک لمس هوشمندانه است که اجازه می دهد جنگجویان بتوانند در طول سال ها به چگونگی بالغ شدن خود نگاه کنند – درست قبل از اینکه کسی را که با تاندون آخیلل خود در معرض دود قرار می گیرد، تحریک کند. چند کاراکتر جدید وجود دارد که منطقی به نظر می رسند، هرچند که فهرست شامل بسیاری از موارد مورد علاقه سری است، اما مطمئن نیستم که چقدر از آنها استفاده می کنم.

داستان متوقف کننده زمان (داستان که از هر یک از فیلمهای مورتال کامبت) را به نمایش می گذارد، این کار به طور معمول برای مورتال کمبت ۱۱ است. به رهبری گروه سازنده اد بوون، توسعه دهنده استودیو Netherrealm تبدیل به یک استاد کرافت – متاسفم، صنایع دستی . Mortal Kombat 11 هرگز به عنوان پیشگویی خود سرگرم کننده نیست و در نقاط ضعف قرار دارد.

اما اگر شما با هیچ یک از بازی های قبلی مورتال کمبت ناسزا نباشید، نگران نباشید؛ بخش آموزش گسترده ای (و اختیاری) آن را برای تازه واردین فراهم می کند و همچنین اجازه می دهد بازیکنان موجود برای بازی با سطح بالاتری بازی کنند. علاوه بر این، Netherrealm سیستم مبارزه را در چندین راهکار، به طور عمده، خوش آمدید.

حرکت X-Ray، جایی که شما اثرات دردناک داخلی خود را برای حملات خود نشان داده اید، اکنون به صورت یکپارچه به گیم پلی معمولی متصل شده است. علاوه بر این که به طور آهسته با شارژ کردن دستگاه های تهاجمی و دفاعی به شما فرصتی برای افزایش حملات شما و یا فرار از combos nastier بازی – اگر چه من هنوز به طور صحیح توسط حداقل نیمی از مخالفان آنلاین من به چالش کشیدم.

من به عقل سلیم حرکت “پایان دادن به ضربه” می اندیشم که به شما امکان می دهد تا زمانی که سلامت شما کم است نزدیک به مرگ باشد. بر روی کاغذ، این یک راه برای حفظ مبارزه جالب است، دادن به بازیکنان فرصت اضافی برای مبارزه با. اما به پایان رساندن ضعف ها بسیار آسان است برای اجرای، و نه نیاز به زمان خاصی، که آنها به نظر می رسد کمی نامتعادل (و این از کسی است که آنها را در هر فرصتی استفاده می شود).

مرگ و میر مرگ کمپانی مورتال کامبت ۱۱ ساله از اعدام ها بسیار شگفت انگیز و غم انگیز است، حتی بیشتر از بازی های قبلی. Netherrealm تا حدودی توانست نوار خونین را بالا ببرد، هرچند هنوز بین روشی که شخصیت ها در حالت داستان نشان داده اند و نحوه عمل آنها وقتی که مخالفان خود را به طور جدی تفکیک می کنند، قطع رابطه وجود دارد. بنابراین، جانی کیج، ستاره فیلم و قهرمان دو حمله قبلی بعدی، فریاد بزرگی در پاره کردن تنه حریف خود و استفاده از آنها به عنوان یک ساختار ventriloquist است.

اما همانطور که جوش و لذتبخش به عنوان Mortal Kombat 11 شناخته می شود، این دور از بی عدالتی است. به نظر می رسد که یک سیستم microtransaction بی دست و پا در طول بازی رشته است، اگر چه شما فقط می توانید در مورد موارد محدود صرف صرفا. با این حال، من نمی توانم سوء ظاهرا وحشتناک و غم انگیز را که ناشر Warner Bros منتظر است تا دکمه قرمز بزرگ را فشار دهید که بخش عمده ای از معاملات کوچک بازی را تبدیل به microtransactions واقعی سوخت کار می کند لرزش. به غیر از اینکه قادر به ساخت آیتم های زره ​​ای برای ارتقاء توانایی های شخصیت شما باشد، هر یک از جنگنده ها تقریبا شصت پوسته دارد که بسیاری از آنها نسخه های نازک تر از صحنه های لباس است.

ساخت برخی از قطعات زره نیاز به جمع آوری منابع، اغلب توسط باز کردن قفسه سینه در Krypt بازی است که – چیزی دیگری که من را مشکوک ساخته – نیاز به یک اتصال آنلاین (بر خلاف مقالات قبلی MK). جمع آوری نشانه هایی که این سواالت را باز می کنند، به شما این امکان را می دهد تا دشمنان را از بین ببرید که، با وجود اینکه بازی به طور کلی سرگرم کننده است، احساس کار می کند. به سختی تجربه Mortal Kombat 11 را خراب می کند، اما مزاحم این است که چگونه بازی به طور مداوم به سیستم شما یادآوری می کند، به شما فرصتی می دهد تا راه خود را برای پیروزی در رقابت های تک نفره و غیره خریداری کنید.

مورتال کمبت ۱۱ به رغم آسیب جدی از لحاظ داخلی ساخته شده، به خوبی به زمان شما اهمیت دارد. حالت های مختلف بازی وجود دارد که به شما اجازه می دهد در اوقات فراغت خود و برخی از ویژگی های واقعا شگفت انگیز از جمله برخی از قرض گرفته شده از بی عدالتی ۲ مانند توانایی به میدان های تیم از مبارزان AI وجود دارد. مبارزه مورتال کمبت ۱۱ مایع و بصری است، و حتی زمانی که شما از دست دادن آن لذت بازی است. این یک بازی است که سرگرم کننده است فقط به ظروف سرباز یا مسافر در مورد، اما هنگامی که شما استعداد های خود را استادانه آن را حتی بیشتر پاداش می دهد. هنگامی که یک شوخی خنده دار، مورتال کمبت پیشرفت کرده است تا یکی از مبارزان بسیار موفق به دست بیاورد.