Left Alive Review

اگر بلافاصله آشکار نباشد، Left Alive تلاش می کند که مطلوب ترین نسخه Metal Gear Solid باشد. آخرین مأموریت Square Enix که در ماموریت ماموریت مبتنی بر مک طراحی شده است، تلاش می کند تا مجموعهای از واژه های کلیدی را به یک تجربه ی منسجم تبدیل کند که تأکید بر سکوت را جلب می کند، اما بر روی هر سطح قابل قبول قرار می گیرد. چپ Alive یک لکه ناپاک، ناعادلانه و ناامید کننده در مجموعه ای از شرکت هایی است که تلاش می کنند تا در خارج از بزرگترین حق رای خود دست یابد.

از همه مهمتر از همه این است که همه چیز ممکن است متفاوت باشد. در دنیایی که Solid Snake قرار است بماند و سام فیشر در عمل نباشد، در نوع خاصی از بازی که به سایه ها می رسد، کاملا شکاف در بازار وجود دارد، اما قطعا Left Alive قطعا این نیست. چندین گسل و معایب عنوان را پشت سر گذاشته و به معنای واقعی کلمه هر چیزی که ارزش توجه دارد، تا جایی که پیشرفت به بهترین وجه ممکن است با نادیده گرفتن سیستم ها و مکانیک هایی که در مقابل شما قرار گرفته است و به جای آن به هدف بعدی برسد.

این یک بیانیه خشن برای ایجاد است، اما گیم پلی مبتنی بر خفا چپ زنده است یک اشتباه عظیم است. با تکمیل کارهای اساسی مانند رسیدن به نقطه ایستۀ بعدی و جلوگیری از امواج دشمنان، مکان های نسبتا باز به شما اجازه می دهد که محیط را به گونه ای بررسی کنید. با این حال، در عمل، این امر در کنار غیرممکن به نظر می رسد که به نظر می رسد که کل ارتش در پهلوی شما تمام وقت است. یکی از دلایل خشمگین کردن همه اینها این است که هیچ سازگاری با دشمن AI وجود ندارد، زیرا بعضی از آن ها شما را از فاصله ۱۰۰ متری به دیگران می رسانند، که در طول باز شدن در حال حرکات نیست. به همین دلیل نمیتوانید دقیقا یک مسیر را از طریق یک خیابان یا ساختمان برنامهریزی کنید، زیرا شما به سادگی نمیتوانید به جنگجویان پی ببرید تا پیاده روی ساده انجام دهید. این آزار دهنده ترین چیزی است که یک محافظ به شما در حالی که پشت پوشش پشت پنهان شده است، قرار دادن کل پایه در هشدار بالا در عرض چند ثانیه.

در بالای آن، چپ زنده یک بازی وحشیانه دشوار است. توصیه می شود که بازی اولیه شما در ساده ترین حالت سختی قرار گیرد، اما حتی پس از آن، تجربه فوق العاده چالش برانگیز است که بارها و بارها تردید شما را برانگیخت. هنگامی که شما به طور ناگزیر توسط AI ناعادلانه گرفتار شده اید، بهتر است که فقط در یک پست بازرسی راه اندازی مجدد شوید، زیرا بارگذاری مجرمانه شما برای حمله ی سربازان، تانک ها و مهاجمان که در معرض دید قرار دارند، مطابقت ندارد. در حقیقت، حتی یک گلوله تنها می تواند به اندازه کافی برای پایان دادن به پیشنهاد شما در حال پیشرفت باشد. هنگامی که شما صدمه می بینید، بازی کنترل خود را از دست می دهد و زمانی که شما به ضربه پاسخ می دهید یک انیمیشن کوتاه می گذارید، اما در طی آن مدت دیگر گلوله های دیگری که بر روی شما سقوط می کنند زخمی می شوند. این انیمیشن برای چندین بار تکرار می شود تا جایی که شما در عرض چند ثانیه می میرید و هیچ چیز در مورد آن نمی توانید انجام دهید.

ما معتقدیم که این نقصانها خیلی بد نیستند، اگر تفوق به پارس باشد، اما البته این چیزی نیست جز خشم و غضب. شاید بخش بزرگی از تجربه، درگیر شدن در مبارزه، خستگی کامل است. هیچ راهی برای بیرون آمدن از دشمن به علت فقدان کامل خلع سلاح وجود ندارد، به این معنی است که شما مجبور به استفاده از اسلحه های غواصی هستید یا هر بار با اسلحه های خود با صدای بلند صحبت کنید. در یک بازی که اهمیت زیادی را برای دیدن و شنیدن ندارد، کاملا مبهوت است که هیچ وسیله ای برای برخورد با دشمنان در سکوت وجود ندارد.

بنابراین، به علت ناراحتی شما، دست خود را به سمت هدف هدایت کنید و شلیک کنید. دشمن راست می شود. درست است که عکس های headshots مخالف کشتن تضمین شده هستند، به این معنی که شما باید قبل از اینکه تعداد دفعات برای شمارش را انتخاب کنید، پمپ بیشتری را به بدن های مخالف منتقل کنید. بدتر از همه چیز، عمل واقعی انجام این کار بی رحم است.

دستانتان را بر روی تپانچه های معمولی، تفنگ های تفنگ، اسلحه های تفنگ ساچمه ای و تفنگ ساچمهای خود می گیرید، اما همه آنها احساس شگفتی می کنند. اهداف مبهم و نادرست باعث می شود شما سؤال کنید که آیا عکس های شما حتی فرود می آیند یا نه، در حالی که دشمنان اسلحه گلوله ای هستند که تمام مهمات خود را خیس می کنند. شایان ذکر است که پس از پایان جنگ در میدان جنگ، پس از پایان جنگ، گلوله یک گلوله را از بین ببرد، و مشکل را به سوی ظلم و ستم افزایش دهد. شما می توانید با استفاده از منابع موجود در نقشه ها، بازدارنده های قابل استفاده را بسازید، اما هنگامی که یک دشمن بتواند دو کوکتل مولوتوف یا کانین های انفجاری را به چهره برساند، به نظر می رسد ارزشش را نداشته باشند.

به نظر نمی رسد که داستان به اندازه کافی برای نجات تجربه باشد. از منظر سه قهرمان متفاوت صحبت کنید، شما در سال ۲۱۲۷ قصد حمله به Novo Slava جنگ زده را تجربه خواهید کرد. شما در برابر دشمن مبارزه خواهید کرد، اسرار نظامی را کشف خواهید کرد، و بازماندگان را که در جنگ شلیک کردند، نجات دهید. این یک روایت خفیف و گنگ است که تلاش می کند خود را با پیچ و تاب و تبدیل به گرفتن شما محافظ، اما تقریبا هر یک به ناچار می افتد مسطح. انتخاب بازیکن به نوعی یک عامل با تصمیم گیری در مورد گفتگو در صحنه های خاص است، اما تاثیر آن بر روایت کلی در بهترین حالت حاشیه ای است.

این کار بیش از ۱۰ ساعت طول خواهد کشید تا راه خود را از طریق نتیجهگیری بازی ببیند، و در طی آن زمان، فرصتی کمتری برای خلبان مکزیک ها خواهید داشت. آنها شناخته شده به عنوان Wanzers، آنها احتمالا برجسته از تجربه، اما حتی بزرگترین تعریف ما می توانیم به آنها این است که آنها بازی میزبان به کمی از اقدام به اندازه کافی قابل تعمیر است. آنها سرگرم کننده هستند برای کنترل یک مرحله ی گرم، اما هنگامی که شما از سلاح های ضعیف خود تیر زده و سرعت حرکت برابر با یک حلزون، آخرین مکان شما می خواهید کابین خلبان است.

هیچ چیز خوبی در مورد طراحی بصری و صوتی چپ زنده وجود ندارد. به صورت گرافیکی، به دلیل مکان های خسته کننده و خسته کننده ای که همه با هم ادغام می شوند، هیچ تصوری از هر نوع تصور نداشته است، در حالی که مدل های شخصیتی به سختی به استاندارد در PS4 Pro برسند. این صوتی است که واقعا توپ را به توپ می اندازد، هرچند، به نقطه ای که در آن شما هرگز آن را نخواهید شنید، به دلیل اشتباهات نادر که تمام صدا را قطع می کند. به نظر نمی رسد که شما خیلی از دست رفته باشید، اما صدای انفجار تفنگ ساچمهای می تواند به یک تیرانداز مغناطیسی نسبت داده شود و کلیپ های موسیقی همانند هر بار که بارها مشاهده می شوند، بارها و بارها بازی خواهند کرد.

چپ زنده به طور کلی در تمام مواردی که برای انجام آن تلاش می کند، ناکام می شود. AI غم انگیز و غیر قابل اعتماد باعث می شود در خفا انجام خسته کننده خسته کننده، ضرب و شتم ضعیف منجر به عکس های متعدد نابجا whizzing گذشته از دشمنان گلوله اسفنجی، و یک مشکل ناعادلانه به این معنی است که شما نیاز به تکرار این لحظات خشمگین بارها و بارها. این بازی می تواند یک سوراخ خمیده در بازار را پر کند، اما در عوض باید دور گردنش را برداشته و از بدبختی خود خارج شود. این یک تجربه واقعا بدبختانه برای حتی حامیان سخت گیرانه این ژانر است.

امتیاز بازی ۷۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *