Final Fantasy XIV: Shadowbringers review

“Shadowbringers” چنین نام گوته است، تا جایی که من نمی توانم شگفت زده شوم اگر شما وارد آخرین فاینال فانتزی XIV در آخرین گسترش انتظار دیدن، آه، مظهر آنتی ژرم های انیمه در حال اجرا خدمات تحویل برای خون آشام ها. اما خیلی بیشتر از این است.

این یک داستان است که ما را به یاد ما می اندازد که زیبایی جهان به جای تعادل نور و تاریکی به جای غلبه بر یک یا چند نفر بستگی دارد، و شب های ستاره ای از قدرتی عظیم به عنوان بعد از ظهر آفتابی برخوردارند. این یک داستان عجیب و غریب است که در معرض نگرانی های معاصر در مورد سیاست های نادانسته در جهان دچار غم و اندوه می شود و قهرمانان آن علاقه بیشتری نسبت به سری های بسیاری در تلویزیون دارند. این نه تنها بهترین فاینال فانتزی XIV توسعه تاکنون است (حداقل از لحاظ حالت راه اندازی آن)، اما داستان آن با چنین نیرویی روبرو می شود که دیگر هیچ سؤال دیگری وجود ندارد که MMORPG Square Enix مستلزم حضور در بحث های بهترین بازی های Final Fantasy از همه زمان ها

این یک بیانیه بزرگ است، من می دانم، و من غم انگیز هستم که نمی توانم داستان را به تفصیل در مورد جزئیات صحبت کنم بدون آنکه بیش از حد دور باشم. بنابراین ببخشید که می گویند این داستان در مورد اینکه چگونه شما و بازیگران معمولی FFXIV از دوستان فوق العاده NPC – Scions of Dawn هفتم – به دنیایی که در معرض خطر قرار گرفته است، نه از ابدیت تاریکی است، بلکه به جای آن از یک منبع بسیار کم نور. به عبارت دیگر، نور، بد است که کاملا شوک فرهنگی برای گروهی از جنگجویان است که شخصیتی به نام “جنگجو نور” دارد. بنابراین، حقیقتا مؤثر است که این نور، در واقع آن است که جهان را به یک قاره ساکن تبدیل کرده است و افرادی که در آن زندگی می کنند، نسل ها را بدون دیدن جلال آسمان شب، رفته اند.

با این حال، قابل توجه است که این هنوز یک جهان است که به نظر می رسد مانند ایستاده های قدیمی خود را از Eorzea، درست قبل از نژادهای آشنا، سبک لباس، و این واقعیت است که این “بیگانگان” صفر مشکل درک آنچه شما می گویند. با این حال، بدون شگفتی آن، مانند یک نژاد از مرد گربه های پر سر و صدا نام Hrothgar و زنان با اسم حیوان دست اموز شناخته شده به عنوان Viera، که هر دو در حال حاضر در دسترس هستند به عنوان نژاد قابل پخش است. حتی دورف ها وجود دارد!

و شگفتی ها فراتر از مردم است. به سمت جنوب، یک سونامی از “نور” یخ زده در افق مانند قرمز خشک، و دور به شمال، شما یک پادشاهی پری است که در آن بومی ها زندگی می کنند جهنم برای بازدید کنندگان بیشتر از بدبختی از بدبختی پیدا کنید. به سوی غرب، یک شهر از افراد ثروتمند که خود را در نوعی عجیب و غریب مرگ قرمز دور می کنند، در حالی که برای نور به کار خود ادامه می دهند. این یک سیاره است که همه چیز است اما پایان جهان برای یک داده شده است.

و در عین حال زندگی همچنان ادامه دارد مردم با تلاش برای ادامه زندگی عادی زندگی خود را از سرنوشت اجتناب ناپذیر دور می کنند، و در مورد این استقامت بسیار ممنون است. در مورد تقریبا همه چیز تحسین برانگیز است. نوشتن در اینجا از ناتسوکو ایساکاوا Scions Dawn هفتم را با عمق که تا به حال به ندرت قبلا دیده اید، و در سنت بسیاری از داستان های بزرگ دیگر، حتی خائنانی همدردی را تضمین می کند. حتی زمانی که اهدافشان دوست نداشتند، حداقل قابل فهم هستند. زمانی که مبارزه نهایی در نهایت پس از یک عمل بسته شدن فراموش نشدنی رخ می دهد، پس از وقوع یک بعد از وخامت تراژدی، رخ می دهد.

مضامین پایه زمین آشنا هستند، اما امید، عشق و حس انسانیت در اینجا وجود دارد که به ندرت در MMO یافت می شود. من در مورد این شخصیت ها اهمیت دارم (همچنین یک شخص بدبین تکراری وجود دارد که در لگد زدن خیلی خوب است، اما او دارای خطوط خوب و لباس خوب است، بنابراین من او را پاس خواهم داد.) در نهایت داستان در مسیرهایی است که من به سختی می توانستم از زمانی که من برای اولین بار رویایی پا را در این دنیای جدید قرار دهید و نتیجه را به دست آورید که بهتر از هر لحظه ای از بازی تا کنون است. بیشترین شدت این لحظه قدرت خود را به نمره زرق و برق دار توسط Masayoshi Soken، که در هر نوبت از تجربه Shadowbringer ها، غنی می شود، به دست می آورد.

فراتر از آن هرچند، Final Fantasy XIV عمدتا بیشتر از طراحی اصلی توسعه های قبلی را حفظ می کند. هنوز هم تاکید زیادی بر Fates دارد – رویدادهای نیمه تصادفی و پویا که در سراسر چشم انداز ظاهر می شوند – و هنوز هم شما نیاز دارید که به سیاه چال ها و حادثه هشت نفره گاه به گاه به عنوان بخشی از روند تسطیح قرار گیرید. اما Shadowbringers یک تغییر کلیدی در سیستم جدید (و کاملا اختیاری) “Trust” را معرفی می کند که به شما اجازه می دهد تا سه NPC را از داستان اصلی در سیاه چال ها بردارید، نه اینکه با بازیکنان انسانی که از طریق Duty Finder مطابقت دارند، برخورد کنید. .

فکر نمیکنم این ویژگی کاملا ضروری باشد، با این حال، با توجه به اینکه جامعه FFXIV نزدیک به اندازه سمی نیست، همانطور که در برخی از MMORPG های دیگر پیدا می شود. سیاه چال های اعتماد نیز جایزه XP به عنوان همتایان خود را با مردم واقعی نیست، و من متوجه شدم که مفید بودن آنها را منفی پس از من بارها و بارها یافت که من به اندازه کافی XP برای اندازه گیری و باز کردن دسته بعدی از مسائل اصلی داستان. برای این موضوع، آنها بسیار کندتر از سیاه چال هستند که با افراد واقعی کار می کنند.

با این حال، چشماندازهای اعتباری، یک روش فوق العاده برای یادگیری مکانیک سیاه چال ها و مبارزه رئیس های آنها بدون فشار است، اگر نگران این هستید که در اولین حضور خود در شرکت واقعی افراد نگران باشید. NPC ها زمانی که قرار است در نقاط سمت راست قرار بگیرند، این کار را برای اجرای آسان انجام می دهد، تا زمانی که بخشی از آن را انجام دهید. اگر شما می میرید، باید قبل از مبارزه با رئیس، مجددا شروع کنید، حتی اگر گروه خنده دار NPC شما خوب کار کند. Square Enix به عنوان یک جایزه شامل خطوط شخصیتی برای هر یک از اعضای حزب خود بود، بنابراین در نظر گرفتن دوستان مانند Alphinaud یا Y’thtola احساس می کنید که شما یک مقدار کمی از داستان را دریافت می کنید. آنها همچنین یک راه خوب برای رسیدن به سیاه چال ها هستند و بدون نیاز به انتظار صف های طولانی وظیفه یاب برای کلاس های خرید خسارت، اگر چه خوشبختانه این صف ها به ندرت بیش از پنج دقیقه طول می کشد تا این زودتر به گسترش برسد.

هنوز تغییرات دیگری همچون توانایی انتخاب منطقه ای که می خواهید شروع کنید، یک بار داستان اصلی را به حرکت درآورید و دشمنان به سطح خود همگام خواهند شد. World of Warcraft شروع به انجام این کار با لژیون کرد، و The Scrolls Online Elder آنلاین اساسا این نوع طراحی را به کل بازی گسترش می دهد. این یک بازخور خوش بینانه از خط مشی سرسخت داستان نهایی فانتزی XIV است که ما تا به حال آن را شناخته ایم و این همه قابل توجه است و هماهنگی و تاثیر داستان در نتیجه رنج نمی برند. هنوز کشتن و تکان خوردن وجود دارد، اما Square Enix به راحتی آن را با استفاده از مروارید ها با گزینه های گفتگو چندگانه ترکیب می کند که بعضی اوقات اثرات کمی بر نتیجه ی تلاش دارد. در نقاط دیگر، شما ممکن است مجبور شوید از طریق یک رابط کاربری که زمینه نمایش شما را به یک بازی شیء پنهان تبدیل می کند، نگاه کنید.

Square Enix همراه با مسابقات جدید نیز دو شغل جدید را معرفی کرد، نام فانتزی Final Fantasy XIV برای کلاس های رزمی خود استفاده می کند (که در مقایسه با اکثر MMORPG ها کاملا متفاوت است). Gunbreaker یک تانک است که دارای یک شمشیر است که به عنوان یک اسلحه دو برابر می شود – این همان چیزی است که شما می دانید که قطعا بازی Final Fantasy را انجام می دهید – در حالی که رقصنده در سراسر میدان جنگ با چرخیدن چاکراپ های مرگ در حالی که غرق شدن و خندیدن می شود خسته می شود.

آنها هر دو به خوبی طراحی شده و ضربات قدرتمند بسته، و Dancer حتی با buffs حزب گسترده به جای کسانی که از Bards خالی شده است. بیش از آن، آنها سرگرم کننده هستند. این یک معامله بزرگ است، با توجه به اینکه چگونه بسیاری از کلاسهای FFXIV در هنگام راه اندازی احساس راحتی می کنند. شما باید یک شاگرد جنگ یا شاگرد کلاس سحر و جادو داشته باشید تا ۶۰ به یک بازی بپردازید، اما از آن جا می توانید Gunbreaker یا Dancer خود را به سطوح جدید سطح Shadowbringers از ۸۰ برسانید.

داستانگرایان
بنابراین در اینجا گرفتن است. برای تمام نقاط قوت آن، Final Fantasy XIV یکی از سنتی ترین MMORPG ها باقی مانده است، که در این صورت شما باید قبل از اینکه بتوانید به Shadowbringers هاپ بپردازید، از محتوای شش ساله داستان استفاده کنید. و این مانند World of Warcraft نیست که شما می توانید به محض رسیدن به سطح مناسب برای محتوا به محتوا گسترش بپردازید، به جای آن شما باید تمام تلاش اصلی داستان را تجربه کنید و شامل بخشی از داستان هایی است که در تکه های محتوا پس از گسترش. اگر شما از طریق داستان “راه راست” را در سطح داستان قرار دهید و به یک تعهد عظیم بیش از ۱۰۰ ساعت نگاه کنید.

خوشبختانه، Square Enix به شما امکان می دهد با استفاده از خرید پستی از سایت Mog Station برای هر داستان گسترش به منظور جلوگیری از Shadowbringers، اطراف این کار را انجام دهید. آنها بستگی به اینکه تا چه حد دیری در داستان شما می خواهید شروع کنید، هزینه بیشتری دارند. برای احیای قلمرو، شما فقط باید ۱۱ دلار بپردازید، اما باید ۱۸ دلار و ۲۵ دلار هزینه کنید که به ترتیب از Heavensward و Stormblood گذشته باشد. این کار شخصیت شما را به اندازه شما انجام نمی دهد، بنابراین شما همچنین می توانید ۲۵ دلار به منظور ارتقاء هر یک از کلاس های مبارزه با بازی به سطح ۷۰، که در آن سطح شروع داستان Shadowbringers است. به این ترتیب: اگر شما یک بازیکن جدید هستید و می خواهید بلافاصله به Shadowbringers بروید، باید مبلغ ۵۰ دلار را در بالای ۴۰ دلار که برای خود Shadowbringer ها پرداخت می کنید، بپردازید. اما توصیه می کنم که Heavensward و Stormblood را پر نکنید تا بتوانید شخصیت های Shadowbringers را بهتر بدانید.

امتیاز کلی ۸

Elder Scrolls Online: Elsweyr Review

من خجیت را در کتیبه های قدیمی تر نمی بینم. آنها یک نژاد از نوع گربه مانند هستند که مدتهاست که بخشی از جهان کتیبه های بزرگتر هستند. اسکایپ های قدیمی Elder Online معتقدند که Khajit هیچ یک از آنها را حفظ نمی کند، اما دو مجموعه ای از موجودات گربه به عنوان حیوانات خانگی: گربه های Seneche که دارای گربه های جنگل هستند و به عنوان گربه ها و گربه ها استفاده می شود. بله، هوسکات معمولی موجود درون کتیبه های بزرگتر است. و قبل از اینکه به انواع مختلف خجیت مانند Alfiq دسترسی پیدا کنید، می توانید صحبت کنید، اما هنوز هم به اندازه گربه هستند. هیچکدام از این ها فقط تفسیرهای من نیستند، زیرا چندین مأموریت به طور مستقیم با این دوگانگی عجیب و غریب مواجه هستند.

این کمی عجیب و غریب از طبقه بندی های افسانه ای بخشی از کلاشینک سالخورده آنلاین: Elsweyr، آخرین فصل و به نام گسترش در اکتشاف Zenimax آنلاین کاستروهای بزرگتر. کتیبه های بزرگتر آنلاین جنگ ستارگان را گرفته اند: جمهوری قدیمی به آن نگاه می کند؛ واقعیت این است که آن را صدها سال قبل از وقایع سری اصلی به آنها آزادی می دهد تا بخش های خاصی از آن تاریخ را تعریف کنند. توسعه های قبلی، Morrowind و Summerset، در درجه اول بر روی Dunmer (Dark Elf) و Altmer (High Elf)، دو نژاد که جهان را تشکیل می دهند متمرکز شد. Elsweyr تمرکز خود را به سمت خجیت تبدیل می کند، غواصی به میهن و فرهنگ خود.

خجیته از شما قدردانی می کند
خود Elsweyr آن تقسیم بین دو بیوم بزرگ: بیابان بزرگ در اطراف شهرستان پایتخت Rimmen، و جنگل است که میزبان به مزارع و ویرانه های باستانی در جنوب است. سطح بالایی از طراحی سطح کلی وجود دارد، اما من اعتراف می کنم که السویر با منافع مشابهی که در دو فصل گذشته وجود دارد، با من تاثیری نداشته باشد. Morrowind پر از جنگل های غول پیکر، قارچ و خشمگین خشمگین که Dagoth Ur بود. بیگانه احساس کرد Summerset یک کنترول مستقیم بود، با درخشش شهرهای سفید و جنگل های دلفریب. Elsweyr بیابان و جنگل است. این سنگ بیشتر سنگین است و دارای پوشش های زمستانی و زمینی بیشتر از Alik’r کویر یا Stros M’kai از بازی پایه، اما به اندازه کافی نیست. من آرزو می کنم Zenimax Online این منطقه را کمی بیشتر تحویل داده بود تا عطر و طعم بیشتری به زمین برساند.

خودشان Kahjiit کمی بهتر است. نژادهای فانتزی اغلب در فرهنگ های دنیای واقعی آنالوگ دارند، زیرا هنرمندان و سازندگان تمایل به ساختن چیز جدیدی دارند. به نظر می رسد خجیت به عنوان یک آنالوگ برای رومی ها باشد. این حدس ها عمدتا به دلیل کلیشه های نژادی منفی در جهان کتیبه های بزرگتر به عنوان دزدان سرگردان است، چیزی که دایره المعارف دنیای واقعی در آن با امروز درگیر است. به نظر می رسد Zenimax Online برای خانه خود، برای الهام گیری بصری در آسیا، احتمالا بر اساس این ایده که رومی ها در ابتدا از مناطق مختلف هند رضایت داشتند، به تصویر کشیدند.

بسیاری از معماری هند و اندونزی در Rimmen و Riverhold وجود دارد، شهرهای شمالی که بازیکنان از آن خارج می شوند، در حالی که مزارع جنوبی با آنچه بامبو به نظر می رسد احاطه شده است. (Skooma مواد مخدر بزرگتر از قند ماه ساخته شده است، که به نظر می رسد نسخه Tamriel از محصول غلات نیشکر، یک عضو خانواده بامبو است.) این به خود شهرها نگاه دقیق دارد که بقیه محیط زیست فاقد آن هستند. این نیز مربوط به Delves در Elsweyr است، که اهداف جالب تر را در بین راههای غیر رسمی و غارها ارائه می دهند. الهام بخش اضافی از ژاپن، با مقدار باستان به وضوح از سامورایی قرون وسطایی الگو است. این یک ترکیب بهتر از فرهنگ های مختلف است از خانه ها و شهرهای آلترام Summerset.

مردم لزوما بازی Scrolls Elder Online را برای نمایش هر چه بیشتر بازی می کنند. جایی که سریال همیشه فوق العاده است در داستان، و السویر ناامید می شود. شهر ریممن دیگر در کنترل مردم خجیت نیست، زیرا امپراطوری Euraxia Tharn خود را به عنوان ملکه جدید با فتح تعیین کرده است. او با ریممن با کمک majordomo Zumog Phoom و یک میزبان اژدها قضاوت می کند. بازیکن برنامۀ برادر اوراسیا Abnur Tharn و Lord Lord Gharesh-ri، رهبر مردم خجیت، با رها کردن ملکه Ursurper، مسئولیت دارند. قبل از اینکه خط اصلی تلاش کند، به کشتن ارواح، اژدها و قاچاقبران نیاز است.

ماموریت های قدیمی ترین اسکریپت های آنلاین لذت بخش است. بله، سناریو اصلی شما قرار دادن یک حاکم جدید در تخت Rimmen و کمک به شخصیت های طولانی مانند روح سارج Caudwell اطلاعات بیشتر در مورد گذشته خود را پیدا کنید، اما ماموریت های جانبی به همان اندازه جالب است. یکی از ماموریت هایی که من در آغاز این بررسی ذکر کردم، یکی از تفاوت های بین خجیت و هوسکات است، آیا شما به تحقیق Mizzik Thunderboots کمک می کنید تعیین کنید که چه کسی یک دختر محلی Kahjiit را ربوده است. شما ببینید که چگونه سامسونگ فوق العاده جاسوسی Razum-dar با خانواده اش تعامل دارد؛ در یک گروه راک با نابودترین نورد زندگی می کنند، و یک خدمه را برای مشت زدن جمع آوری می کند. یک حس سرگرم کننده و زندگی به ماموریت در Elder Scrolls Online وجود دارد و صدای بازی همچنان عالی است.

تیغه هلال احیاء را کاهش می دهد
خوب است که این ماموریت ها جالب باشد، زیرا بازی The Scrolls Online از زمان به روز رسانی One Tamriel بسیار تغییر نکرده است. در نگاه من به Summerset، من اشاره کردم که همه چیز به شدت تغییر نکرده است و السویر خیلی بیشتر کار میکند. مبارزه در Scrolls Elder Online احساس می کند که این فاقد تأثیر است و کمک نمی کند که Elsweyr احتمالا ساده ترین منطقه ای است که من در این فصل های بزرگ بازی کردم. من تمایل به شروع یک شخصیت جدید برای به دست آوردن تجربه تازه برای هر فصل، و من بیشتر Elsweyr در نسیم یافت. من نمیتوانم تصور کنم که اگر کاراکتر عمیق به سطوح قهرمان را استفاده کنم، چقدر آسان خواهد بود.

فقدان دشواری شگفت آور است، زیرا السویرر ویژگی جدیدی را به عنوان Scrolls Online Elder اضافه می کند. Euraxia دارای اژدها در کنار او است، و در حالی که شما در برخی از مأموریت های اصلی مبارزه می کنید، بسیاری از برخورد ها از دنیای باز خواهد آمد. اژدها رویدادهای جهانی هستند که به صورت تصادفی رشد می کنند. ارائه فوق العاده است، به عنوان گاهی اوقات شما دیدن سایه های بزرگ پرواز، به مقصد خود را انتخاب کنید. خود اژدها نیز بر روی نقشه ظاهر می شود، به طوری که هر کس می تواند به آنها بپیوندد تا آنها را بگیرند.

متأسفانه، آنها بسیار جالب نیستند، زیرا اژدها ها واقعا تغییری نمی کنند. هنگامی که شما با یک یا دو اژدها جنگیدید، اساسا تمام آنها را جنگیدید. اصول مواجهه همیشه یکسان است. مراقب هوای سوزش، آلودگی های دم و حمله های بالایی باشید. بلوک حملات خاص بیرون از آتش بمانید بازیکنان به راحتی از اژدها به عنوان آنها ظاهر می شوند، مانند بسیاری از کارفرمایان دیگر جهان. Zenimax Online می تواند با آنها بیشتر بازی کند. آنها به نظر عالی می رسند، اما تصادفی از توانایی های عناصر و الگوهای حمله می تواند راهی طولانی برای ساختن اژدها ها بسیار منحصر به فرد باشد. در عوض، هر مبارزه دقیقا یکسان است و پاداش شما برخی از مواد عالی و همان دنده ای است که قبلا چند بار دریافت کرده اید.

محتویات سخت تر در قالب Delves های مختلف، Orchrest جنایی عمومی و دادگاه Sunspire 12 مرد وجود دارد. شهر ویران شده و مضطرب از Orcrest در واقع یک چالش جدی برای یک بازیکن انفرادی است، با چندین نامزد برای مقابله با آن. چند تا از اینها وجود داشت که من نمیتوانستم خودم را کنار بگذارم، و من را مجبور کرد تا از آنها فراتر برود، یا منتظر بمانند تا گروه دیگری از بازیکنان به پیروزی برسند. متأسفانه، تنها یک تلاش واحد مربوط به سیاه چال وجود دارد که به نظر می رسد یک فرصت از دست رفته است. دادگاه Sunspire شما را در برابر مجموعه ای از اژدها های قدرتمند در خراب جنوبی السویر ربوده است. این به نظر می رسد برخی از چالش هایی که من از آن انتظار داشتم را فراهم می کنم، تا جایی که گروه مهاجرتم واقعا این کار را انجام ندادند. با توجه به ماهیت آن به عنوان محتوای آخر بازی، من آرزو می کنم آن را پیزاج بصری بیشتری در خارج از اژدها خود داشته باشد.

از آنجا که شما در برابر الهه یور ارواح روبرو هستید، تنها عادلانه است که در جشنواره شرکت کنید. این گسترش، کلاس جدید Necromancer را اضافه می کند. شما نیروهای زندگی و مرگ را به مجازات دشمنان خود، با هر یک از سه خط مهارت، قربان گرسنگی، استخوان تایران، و زندگی مرگ با تمرکز بر حمله، دفاع و بهبود است. شما می توانید اسکلت انفجاری را احضار کنید، زندگی خود را از دشمنان خود بیرون بکشید، اعضای حزب خود را از بین ببرید، و حتی خودتان اسکلت غول پیکر قدرتمند را بگیرید.

در حالی که من هرگز طرفدار بزرگ بازی مبارزان Elder Scrolls Online نیستم، من انعطاف پذیری سیستم کلاس خود را دوست دارم، به شما این امکان را می دهد که هر کلاس را به انجام وظایف خود برسانید. من شروع به گسترش بازی ناباورم جدید خود را به عنوان بیشتر از یک مگ، حمله از راه دور و استفاده از minions برای کشتن دشمنان من، اما هرگز کاملا به من حق با من بود. در نهایت من به یک شوالیه مرگ تبدیل شدم، به طور مستقیم با یک دست دو دست مبارزه می کردم، خودم را در استخوان های سخت و سرقت از دشمنان زندانی می کردم. به طور کلی، من فکر می کنم Necromancer احتمالا علاوه بر سرپرست علاوه بر بهتر است، اما ممکن است به دلیل آن است که در سبک من از بازی بیشتر متناسب است.

اسکرول قدیمی تر هنوز هم کاملا خوب است، اما من اعتراف می کنم که بخشی از آن شروع به نشان دادن سنشان می کنند. به دنبال یکی از Tamriel و Morrowind، واضح است که Zenimax Online می داند که قدرت آن به طور عمده در بخش داستان داستان گویی است. اما برای این توسعه های نامیده شده – Elder Scrolls Online در واقع دارای DLC سه ماهه با مناطق و مأموریت های اضافی است – من فکر می کنم لازم است که برخی از بیشترین خطر را برطرف کنیم. محیط های بصری جالبی در کنار مکانیک گیم پلی جدید و منحصر به فرد وجود دارد. به اندازه کافی برای کشف تاریخ و فرهنگ یکی از مسابقات کافی نیست، زیرا برای بازیکنان جانباز، باید احساس کرد که بازی همچنان بهبود می یابد. در عوض، این گسترش به نظر می رسد مثل آن است که آب کمی از دست می رود. Elsweyr هنوز هم خوب است، اما Morrowind و Summerset در زمینه انتشار آنها بهتر بودند.

امتیاز کلی ۹۰

Attack on Titan 2: Final Battle Review

سریال Attack on Titan نیز مانند بسیاری از شخصیت های خود ، فراز و نشیب هایی داشته است. این در مورد سریال های تلویزیونی صادق است ، اما همچنین بازی های ویدئویی منتشر شده توسط Koei Tecmo. با شروع حرکات حیرت انگیز جهانی فوق العاده که فصل اول بود ، بازی ها تا حدودی گله مند شدند که ادامه داستان را رقم زد. البته این به این دلیل است که نمایش نیز همین کار را انجام داد و یک استراحت بسیار طولانی را قبل از آغاز فصل های ۲ و ۳ بدست آورد. با این حال ، محتوای زیادی برای جلب توجه وجود دارد و بنابراین Koei Tecmo و توسعه دهنده Omega Force با مجموعه گسترده ای از DLC یا یک بازی کاملا جدید بستگی به سرمایه گذاری شما دارند. اما آیا Attack on Titan 2: Final Battle تجربه نهایی را برای هواداران ایجاد می کند؟

Attack on Titan 2: Final Battle اساساً بازی سال است و نسخه پیشرفته Enhanced Edition که همه در یک بازی عرضه می شوند. با بهره گیری از تجربه اصلی Attack on Titan 2 ، که در اوایل سال گذشته در سراسر سیستم عامل های مختلف منتشر شد. نوع بازی انتخاب می شود که آخرین مورد در پایان فصل ۱ نمایش باقی مانده است ، اما همچنین بسیاری از مطالب را از منظر جدید بازخوانی می کند. به بازیکنان اجازه دهید شخصیت خود را بسازند ، ایده خوبی است ، اما تجربه آن بسیار ناچیز است زیرا مجبور بودید همان داستانی را که قبلاً تجربه کرده اید پخش کنید (احتمالاً بارها و بارها از طریق اشکال مختلف رسانه).

از آن زمان ، اگرچه ما تعداد بیشتری حمله به تایتان را به رسانه های خود تزریق کرده ایم و بازی به همین ترتیب دنبال شده است. Attack on Titan 2: Final Battle همان حالت اصلی داستان را ارائه می دهد اما آن را با قسمت های کاراکتر گسترش می دهد که به شما امکان می دهد از آخرین فصول سال از طریق شخصیت های اصلی نمایش لذت ببرید. اگر مثل من بودید و احساس می کردید که شخصیت اصلی در مقایسه با امثال Eren Yager ، Mikasa Ackerman و Captain Levi مجبور و بی علاقه است ، پس این یک خدادادی است ، اما برای کسانی که یک بار زمان را برای نقاشی این شخصیت قرار می دهند ، ممکن است یک آسیب کوچک باشد با این حال ، این نمایش تعداد زیادی از مجموعه مجموعه اکشن جدید و لحظه های اصلی طرح را به نمایش گذاشته است که دیدن این بازی در حال حاضر یا به طریقی که انجام می دهید ، بسیار جالب است.

شما فقط در همان سطوح بازی خواهید کرد همانطور که در Attack on Titan 2 و سلف آن قبل از آن دارید. گیم پلی اصلی این سری تغییر نکرده است ، و این بهتر است. عملکرد این حق رای دادن برای هر توسعه دهنده دشوار خواهد بود که بتواند به یک مجموعه منسجم بپردازد ، اما Omega Force آن را با پایگاه Dynasty Warriors-esque خود با برخی از مکانیک های مانور واقعا شگفت انگیز که در بالای صفحه قرار دارد ، میخکوب کرد.

بازیکنان می توانند آزادانه در سطح انبوهی پرسه بزنند و گرگپل های خود را به هر ساختار مجاور وصل کنند. شما می توانید هر کجا که می خواهید حرکت کنید ، پرواز کنید و راه خود را تقویت کنید ، سپس با تیتان های غول پیکر با اندازه ها و انواع مختلف مبارزه کنید. روی هر نقطه ضعف که می خواهید تمرکز کنید ، سپس برای killshot سوار شوید. این همه به طرز مضحکی آشوب آور ، خشونت آمیز ، ناراحت کننده و آدرنالین پر است. آنچه در آخر به دست می آورید یک تجربه اکشن خارق العاده است که باعث می شود واقعاً احساس کنید که یک پیشاهنگ تمام تایتان های جهان را تصاحب می کند.

فراتر از این نبرد نهایی چیزهای زیبایی را اضافه می کند. یکی دیگر از موارد عالی حالت بازیابی سرزمین است که اگر شما به عمق آن غوطه ور شوید ، زمان کلی بازی را تقریباً کمی گسترش می دهد. در اینجا شما می توانید از پیشاهنگان در تلاش برای بازپس گیری بخش هایی از زمین از تایتان ها استفاده کنید. با جذب گروهی گسترده از شخصیت های این سریال ، شما یک تیم ایجاد می کنید و سپس آنها را در موقعیت های مختلف به نبرد سوق می دهید. مقدار زیادی از موارد جمع آوری ، به روزرسانی تصادفی و مدیریت موجودی در اینجا نیز وجود دارد و در حالت های دیگر مخلوط می شود. اگر تجربه ساده ای را ترجیح می دهید ، ممکن است بسیاری از این موارد را نادیده بگیرید ، اما برای کسانی که از این سبک بازی خود قدردانی می کنند ، کاملاً قوی است.

اینها اضافات اصلی بازی هستند ، اما Attack on Titan 2: Final Battle چیزی فراتر از یک بازی جهنده از گامها و برخی از سطوح اضافی نیست. از بسیاری جهات ، این نسخه به عنوان نسخه نهایی این سری همانطور که هم اکنون ایستاده عمل می کند. این پایه نسخه اصلی را ترکیب می کند ، چیزهای تازه ای را به آن اضافه می کند ، و همه چیز را مطابق با داستانی که تاکنون گفته شده است. می توان ادعا کرد که آنچه در ابتدا گنجانده شده بود می توانست DLC برای بازی اول باشد و این یک عاقبت کامل منطقی تر خواهد بود ، اما به هر صورت ما آنچه را که طرفداران اکنون می خواستند به دست می آوریم. با این حال ، این مسئله که خریداران بالقوه را با بزرگترین سوال مطرح می کند این است که ارزش آن را دارد.

اگر قبلاً Attack on Titan 2 را انتخاب نکرده اید ، این بهترین راه برای جهش است. بازی پایه خیلی عالی نبود و شخصیتی تیز و تیز داشت که از لحاظ داستان بسیار کمی ارائه می داد. با این حال ، با اضافه شدن قسمت کاراکتر و محتوای آخرین فصل ، این بیشتر برای نسخه نهایی Final Battle محکوم می شود. اما سوال سخت تر برای کسانی است که بازی پایه را انتخاب کرده اند. آیا این DLC قیمت دارد؟ در سطح بالای فعلی اش ، این حرف دشوار است اما من اکثراً آن را توصیه می کنم اگر در بازی پایه انفجار داشته باشید و بیشتر بمیرید. طرفداران سری عظیمی محتوای اضافه شده را دوست خواهند داشت و حالت های جدید نه تنها طرح را گسترش می دهند بلکه قابلیت پخش مجدد را با گیم پلی اصلی شما عاشق شده اند.

 

 امتیاز کلی بازی ۸۵

Dragon Quest Builders 2′ Review

پس از نخستین و کامل سازندگان جنگ اژدها، عاقبت اجتناب ناپذیر بود. Dragon Quest Builders 2 به دنبال بخشی از اصل اژدها Quest II است که دامنه آن را قابل توجهی افزایش می دهد اما بدون هیچ مشکلی.

من قبلا نسخه ژاپنی بازی را روی Switch امتحان کردم و نسخه آزمایشی آن را اجرا کردم. با این حال، برای این بررسی، من همچنین نسخه محلی انگلیسی در هر دو PlayStation 4 و Switch را بازی کرده ام.

به سادگی، بازی طول می کشد بسیاری از آنچه ساخته شده اولین بازی بسیار جالب است و همچنین دارای برخی از مسائل جدی قدم زدن، به عنوان بازی در مقایسه با عظیم است. این بدان معنا نیست که این یک بازی بد است، در حقیقت از آن دور است، اما این امر بیش از حد بلندپروازانه است.

این فرضیه از اولین سازندگان جنگ اژدها پیروی می کند اما در عین حال با عناصر داستان از Dragon Quest II ادامه می یابد. از آنجا که نسل Erdrick از روحانی دیوانه هارگون و طرح او برای رستاخیز Malroth، خدای تخریب را از بین برد.

Dragon Quest Builders 2 بعد از این حوادث تنظیم شده است و کودکان هارگون اکنون در سراسر قلمرو پراکنده شده اند و سازندگان از آن هراس دارند. پیش از آنکه ما را در قالب جدیدی از Malroth ملاقات کنیم، همانطور که شما در ابتدا همسایگی خشمگین بودید، این جایی نیست که در آن مسائل کاربردی شروع شوند.

اولین سازندگان بازی اژدها به عنوان یک بازیکن بزرگ، نه تنها از لحاظ ساخت، بلکه همچنین مبارزه کرد. در عین حال، بسیاری از این آژانس از بین رفته است.

جفت شدن Malroth با بازیکن به طور موثر توانایی مبارزه بازیکن را به نصف می رساند، بنابراین مبارزه فقط به عنوان یک نتیجه کمتر احساس رضایت می کند.

ساختار دنباله نیز در بازی اول کمی متفاوت است. در حالی که جزایر متمایز که شما در آن پیشرفت می کنید، Dragon Quest Builders 2 با جزیره توپی به نام جزیره بیداری شروع می شود.

پس از آن فقط به جزایر دیگر سفر می کنید تا به جزیره بیداری بازگردید تا پروژه های بزرگ ساختمان را انجام دهید. این پروژه های ساختمان بزرگ است که تا حدودی یک مسئله است، به عنوان دیگر شخصیت های غیر قابل بازیابی تمایل به انجام بخش عمده ای از ساخت این ساختار.

در بعضی موارد، این گزینه ای ضروری بود زیرا این سازه ها عظیم و پیچیده هستند. انجام دادن آنها به تنهایی طول می کشد، بنابراین روستائیان در حال حاضر کمک می کنند. موضوع من این است که آن را دوباره با آژانس پخش می سازد. بنابراین، به جای داشتن این ساختمان های غول پیکر که باید انجام دهید، بهتر است مقیاس ها را کمی پایین بیاورید و بگذارید که بازیکن واقعا چیزها را بیشتر بسازد.

این واقعا مسئله دیگری است. این بازی فقط بیش از حد بزرگ و کشیده شده است. اولین Dragon Quest Builders یک بازی بزرگ بود اما تمرکز داشت. عواقب آن تقریبا بیش از حد بزرگ است و گام به عنوان یک نتیجه رنج می برند.

ارتش به طور منظم به زره ها و سلاح های شما، در حال حاضر در سرتاسر ماموریت های جزیره پخش می شود، که کمی عمیق است.

این همه ممکن است به نظر می رسد بسیار لرزان، اما یک بازی مناسب و معقول زیر همه این وجود دارد. در حالی که دامنه و سایر تغییرات یک موضوع هستند، پیشرفت های زیادی نیز در بازی وجود دارد.

برای شروع، زره ها و سلاح های شما دیگر از بین نمی رود. این یک انتخاب هوشمندانه است و به شما امکان می دهد بیشتر به معدن برای منابع و مبارزه با دشمنان تمرکز کنید. تنظیم سلامت در حال حاضر بیشتر همسایگی است، با نقاط تجربه به روز رسانی سطح بازیکن. این باعث افزایش سلامت شما و دسترسی به دستور العمل های جدید برای سلاح و زره می شود. علاوه بر این شما هیولا های مختلف زیادی در هر جزیره دارید و آنها را از بین می برید و مقدار زیادی از نقاط تجربه و سلاح های نادر و زره پوش را به شما می دهد.

شما علاوه بر چکش شما نیز از موارد جدیدی مانند ابزار صاف کردن استفاده می کنید که به شما اجازه می دهد بلوک های انسانی را تغییر دهید (به جای سوءاستفاده دیوانه از بازی اول) و یک فلوت که می تواند به شما بگوید که کجا سنگ های معینی در آن قرار دارند.

همچنین یک تابع شیبدار جدید وجود دارد که به شما اجازه می دهد تا به سرعت پرواز کنید و مناطق رو به زوال را بسیار آسانتر کنید. اگرچه تنظیم پخت و پز و جعل به مراتب کمتر مستقیم است و مجازات زمانی عجیب و غریب اضافه شده است.

محلی سازی به زبان انگلیسی نیز بسیار خوب انجام می شود و بسیاری از شخصیت ها را از نسخه ژاپنی حفظ می کند، که باعث می شود هر منطقه و ساکنان آن دلگرم کننده باشد.

تمام زاویه Malroth نیز یک چرخش روایت خوب است و از ابتدا بسیار تلگراف داده شده است، بنابراین این به هیچ وجه یک اسپویلر نیست.

با این حال برای همه چیزی که Dragon Quest Builders 2 بزرگتر می کند، به دلیل آن لزوما بهتر از آن نیست.

من هنوز هم سرگرم بازی کردن از طریق نسخه انگلیسی بازی بود اما در حالی که من با خوشحالی می توانم اولین سازندگان اژدها تلاش را به تقریبا همه توصیه، من مطمئن نیستم که من می توانم این کار را با عاقبت انجام دهد.

اگر شما اولین سازندگان جنگ اژدها را دوست داشتید، این عاقبت را به یک نقطه لذت می برید، اما اگر به سرما برسید، فکر می کنم احتمالا مبارزه خواهید کرد. نه به دشواری بازی، همانطور که کاملا ساده است، اما بیشتر به شدت شلوغ و غم انگیز بازی، و پس از آن آرام حرکت می کند.

از لحاظ عملکرد بین دو نسخه، انتشار سوئیچ بر روی نسخه ژاپنی بهینه شده است، اما همچنان دارای مسائل فریمرتب است. نسخه پلی استیشن ۴ در این زمینه بسیار نرم و صریح است، اما به راحتی قابل پخش است، زیرا Switch کاملا قابل حمل است. شخصا، نسخه سوئیچ را ترجیح دادم، اما اگر شما بخواهید یک بازی ساده تر داشته باشید، PlayStation 4 احتمالا برای شما خواهد بود.

به طور کلی، Dragon Quest Builders 2 یک بازی خوب است اما نه عالی است. اشتباه اصلی آن سعی در انجام بیش از حد و کاهش اثربخشی بازیکن در جنگ و ساخت است. تنها امید من این است که بازی سوم در نهایت به یک رویکرد متمرکز تبدیل می شود، همانطور که واقعا احساس می کنم که با سری Dragon Quest Builders، این بازی ها از mantra بهره می برد که کمتر است.

اژدها تلاش های سازندگان ۲

پلت فرم: سوئیچ نینتندو، پلی استیشن ۴

ناشر: Square Enix

توسعه دهنده: Omega Force

منتشر شد: ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۹

قیمت: ۵۹.۹۹ دلار

امتیاز: ۸۵

F1 2019 Review

حتی هواداران مسابقه نیز می توانند به دلیل عدم توجه به F1 2019 در مرحله نهایی راه اندازی ، بخشیده شوند.

مسئله ، مضحک است که به نظر می رسد ، این است که برنامه نویسان Codemaster واقعاً عالی هستند. هیچ کس دیگر هرگز احساس دردسر در یک ارابه فلزی پیچ خورده را نداشته است ، که اغلب فقط یک اشتباه تقسیم دوم از دست دادن کنترل و مراقبت در یک سد است.

صادقانه بگویم ، تصویری دقیق از مسابقات فرمول ۱.

Codemaster سالهاست که این کار را انجام می دهد. بی سر و صدا ، عالی ، هر ساله بازی های مسابقه ای بهترین کلاس در کلاس ، تا حدی که سخت نیست چیز جدیدی را برای صحبت در مورد آن صحبت کنید بدون اینکه صدا و سیما بزنید دشوار است. همه چیز دیگر فقط چاشنی وعده غذایی تقریباً کامل است.

راه حل؟ آنها نوع جدیدی از مسابقات را اضافه کرده اند: فرمول ۲ ، بلکه یک لایه ضخیم از درام صابون به حالت حرفه ای است که باعث می شود ضرر و پیروزی های شما بسیار تأثیر گذار باشد.

مسابقه فرمول ۲ شروع حالت شغلی را نشان می دهد ، اما همچنین باعث می شود بازی حساس تر شود. در پاسخ به این سؤال “چگونه F1 2019 می تواند از سیستم افسانه ای Simers Shock 2 الهام بگیرد؟” ، شما اینجا یک آکادمی رانندگی و تیم مسابقه اتومبیلرانی F2 را انتخاب می کنید تا قبل از این که چرخ را به سمت Tarmac بگذارید ، و این گزینه ها بعداً عواقب به همراه خواهد داشت ، تیم ها به شما قرارداد می دهند.

اما ابتدا باید فصل فرمول ۲ را پشت سر بگذارید. در اینجا ، شما مسابقات کامل را تجربه نمی کنید ، بلکه در یک لحظه کلیدی وارد شوید و سعی کنید مسابقه را به بهترین شکل ممکن تمام کنید. این ویگت ها غالباً جالب توجه هستند و در وهله اول که بعد از استراحت در توربو کنترل خود را به دست می گیرید ، به یک بسته اتومبیل پر سرعت سقوط می کنید.

شما در این حالت با دو کاراکتر روبرو خواهید شد – راننده متکبر بریتانیایی Devon Butler و افراد کم شمار دیگر آلمانی لوکاس وبر. تعامل شما با این دو بخش ضبط شده در طول فصل ، و وقتی این بخش تغلیظ شده کامل شود ، شما تنها کسی نیستید که به لیگ های بزرگ فارغ التحصیل می شوید. باتلر و وبر هم می آیند.

حضور آنها و رقابتی که برپا کرده ، واقعاً بازی را رقم می زند ، این بدان معناست که وقتی لایه صابون چند ثانیه پس از ورود به کابین خلبان یک اتومبیل فرمول ۱ شسته شود ، ناامید کننده تر می شویم. هر دو بخش نویسی شده و مسابقه F2 خیلی زود از بین رفته اند ، اما در حالی که F1 2019 به شما امکان می دهد تا یک فصل کامل مسابقات F2 را در جای دیگر متعهد شوید ، جای دیگری نیست که آن خارش ملودراماتیک را خراش دهد ، که حیف است.

در جای جای خود ، پیشرفت بیشتری به سبک RPG خواهیم داشت ، با یک درخت مهارتی که به شما امکان می دهد عملکرد سواری F1 خود را تقویت کنید ، ترک هایی را با آمار خاص کاغذ می زنید ، زیرا هر کدام مدل خاص خود را حتی اگر هم نتوانند مسابقه دهند. به ویژه از بیرون متفاوت است.

برای من احساس می کنم بسیاری از مشکلات من با F1 2019 مشکلات من با دنیای موتورسواران است. پیروی از یک خط مسابقه کامل و مجازات های تحمیل شده برای کمی دلخراش یا عبور از گوشه و کنار … این به نظر من زمان خوبی نخواهد بود. من در حال بازی با روروک مخصوص بچه ها مانند Need for Speed ​​و بهشت ​​باشکوه Burnout Paradise بودم. اما من به طرز ناامید کننده ای احساس کردم که ماشین از طریق یک پد ، احساس کردم که لاستیک هایم چسبیده به جاده روی یک بند موی محکم یا حتی کشش چشمگیر سرعت آن است که هنگام ترمز زدن ترمز می کردم تا از برخورد سخت جلوگیری کنم.

F1 2019 جانوری کاملاً متفاوت با اکثر بازی های مسابقه ای است ، بنابراین یک دوره تنظیم وجود دارد. مسابقات به طرز حیرت انگیزی طولانی است ، و هنگامی که من شروع کردم لازم است که پاس کمکی ها را بیشتر کنم تا بتوانم در هر گوشه ای از چرخش در موانع خودداری کنم.

من قبلاً بازی های F1 را انجام داده ام ، اما به عنوان کسی که بیشتر عادت دارد یک نیسان Skyline سوپاپ را در اطراف یک قطعه قطعه قطعه کند ، تفاوت قابل لمس است و تغییر دنده ها وجود دارد که برای دیدن موفقیت در F1 2019 نیاز به کار دارد.

در مورد سطح تمرین ، تکنیک و صبر وجود دارد که برای موفقیت در اینجا نیاز دارید که هر مسابقه را راضی کننده می کند ، اگر بتوانید آن را سخت بگیرید. من F1 2019 را نمی بینم که بتواند مرا حفظ کند ، اما F1 2019 نیست بلکه من هستم. من یک راننده تنبل هستم ، و این بازی به یک فداکاری نیاز دارد تا بهترین نتیجه را از آن استفاده کند که من آن را ندارم.

ما چند نفره را به طور گسترده آزمایش نکرده ایم ، اما اینجاست که پتانسیل بلند مدت آشکار می شود. تلاش های آماتور من در مسابقه به سرعت من را در گرد و غبار رها کرد ، اما من ایده های امیدوارکننده ای را با شخصی سازی در اینجا دیدم ، زیرا رانندگان و ماشین ها دیگر به تیم های خاصی گره خورده اند ، به جای لوازم آرایشی و بهداشتی.

 

امتیاز کلی گیم تاکس ۹۰

Judgment Review

دور شدن از Yakuza همیشه گامی خطرناک برای استودیوی Ryu Ga Gotoku بود. این سریال را ۱۴ سال به خانه خوانده است و همین پیوند را با قهرمان تیتراژ خود ، کازوما کیریو به اشتراک گذاشته است. سفر او به پایان رسیده است ، و زمان آن رسیده است که مکان جدیدی از قهرمانان و داستانهایی که در انتظار آنهاست را فراهم کند.

پس از جنجالهای فراوان پس از انتشار ژاپن ، که بازیگر را به اتهامات کوکائین دستگیر کرد ، داوری سرانجام در سواحل ما به زمین نشست و چرخش جدیدی را در فرمول یاکوزا به همراه آورد و تغییرات استقبال فراوانی از آن داشت. ماجراجویی تاکایوکی یگامی هنوز او را به تاریکی ترین سطح زیرزمینی ژاپن سوق می دهد ، اما دیدگاه متفاوت همه تفاوت ها را ایجاد می کند.

یکبار دیگر ، داوری ، شهر محکوم و کامروچو را امتحان می کند و با الهام از منطقه واقعی سرخ در توکیو ، هرچند با چند آزادی آشکار ، الهام گرفته از آن است. اما به عنوان یک وکیل شرم آور ، یاگامی نمی بیند که خود را با ماشین های Yakuza در هم تنیده است. خوب ، نه فقط فقط زمانی اتفاق می افتد که همه چیز خراب نشود.

قهرمان داوری Takayuki Yagami است. هنگامی که وکیل افتخارآمیز بود ، وی پس از مردی که بار دیگر ثابت کرد که قتل های بی گناه را دوباره انجام داده ، کنار گذاشته شد و اعتبار خود را به عنوان یک مرد قانون از پنجره بیرون انداخت. حقیقت این توطئه در طول روایت آشکار می شود ، با ایجاد یک بنیاد قانع کننده که نمی توانم منتظر بمانم تا بر اساس آن شوم.

یاگامی با فعالیت در خرابه ها ، در تحقیقات خصوصی شغل جدیدی را دنبال می کند. او در اصل یک هوشیار است ، مشاغل عجیب و غریبی دارد که می بیند او از نفوذ در دژهای Yakuza گرفته تا دوست داشتن گربه های ولگرد در خیابان هر کاری انجام می دهد. مورد دوم یکی از عواقب جانبی است که برای بهبود شهرت وی روابط ساختمان یاگامی با مردم کاموروچو را می بیند.

آنها به طرز شگفت انگیزی به لطف محلی سازی ستاره ای نوشته شده و پر از قلب هستند. یک مأموریت خاص دارای یک قاتل است: مرجع همیشه آفتابی در فیلادلفیا sitcom که به معالجه می پردازد ، نشان می دهد که SEGA چقدر سخت کار کرده است تا داوری را برای مخاطبان غربی بدون قربانی کردن ریشه های ژاپنی آن بکار برد.

علاوه بر این ، این نخستین عنوان استودیو با یک دوبله انگلیسی اختصاصی از زمان اصلی Yakuza است ، که ۱۴ سال پیش حیرت انگیز بود. SEGA کاملاً آگاه است که بازیکنان برای تزریق تقطیر فرهنگ ژاپنی به این سری و همه پروژه های جانبی آن می آیند و گزینه های صوتی دوگانه اطمینان می دهند که چنین تجربه ای دست نخورده باقی می ماند. صداگذاری نیز در هر دو زبان ستاره ای است ، اگرچه من در درجه اول به زبان ژاپنی بازی می کردم.

اگر Yakuza یا هر یک از دنباله های آن ، موعظه ها یا Spin-Off ها را بازی کرده باشید ، هسته داوری فوق العاده آشنا خواهد بود. برای مبتدیان ، شهر کاموروچو تقریباً دقیقاً مشابه با سایر بازیها است ، به استثنای چند فروشگاه جدید و جیب ساخت و ساز بین خیابانها.

این شمشیر دو لبه است. کاموروچو در طول سالها خود را به عنوان یک شخصیت مهم و حیاتی تثبیت کرده است ، اما در کنار این ، من دوست داشتم که Judgment با یک شهر جدید روبرو شود ، یا حتی منطقه دیگری از توکیو دوباره طراحی شود تا متناسب با مضامین داستان باشد. گفته می شود ، داستان و گیم پلی بافته شده در سراسر فریاد نسبت به آنچه پیش آمد ، فریاد می زند.

درعوض ، منطقه ای را طی کردم که با آن آشنا شده ام تا بتوانم چشمانم را ببندم و تنها با نام مکانها حرکت کنم. این احتمالاً بیشتر از هر چیز دیگری بر عشق من به حق رای دادن است ، اما فکر می کنم وقت آن رسیده است که Ryu Ga Gotoku از Kamurocho دور شود ، یا آن را مجدداً به شکلی تصور کند که هواداران فصلی را با تعجب از بین برد.

خوشبختانه ، داوری با تنظیمات خود بسیار زیاد است و مانند گذشته هرگز فضای داخلی ساختمان ها را باز می کند. بسیاری از مأموریت ها شما را در مکان های چند لایه نفوذ می کنند و هرکدام اهداف متفاوتی را ارائه می دهند که ممکن است ببیند شما در حال جابجایی یا گرفتن قفل هستید تا راه خود را به داخل ساختمان برسانید. یاگامی یاکوزا نیست ، بنابراین حضور وی در اطراف آنها فوراً با ظن برخورد می شود. معلوم است که آنها فریب خوردن بسیار آسان هستند.

وقتی نمی خواهید در مجتمع های اداری و انبارهای متروکه بخوابید ، با استفاده از دو سبک رزمی منحصر به فرد: جرثقیل و ببر ، آن را با دشمنان بیرون می کشید. اولین مورد آکروباتیک است و به یگامی اجازه می دهد تا همزمان با بیرون رفتن از دیوارها با برآمدگی ورزشی ، به یکباره به چند اراذل و اوباش برسد. ببر از طرف دیگر بر نبردهای قدرتمند و دستی به دست با دشمنان مجرد تأکید دارد.

هر دو مورد می توانند با تعداد چشمگیر ارتقاء یافته ها ، که می خواهید آنها را به دست آورید ، شانس زنده ماندن را فراهم کنید. با تعجب در خیابان ها ، یگامی معمولاً توسط گروههای سه نفری مورد آزار و اذیت قرار می گیرد ، بنابراین چند ضربه دور خانه به طور معمول برای انجام کار کافی خواهد بود. برخوردهای رئیس یک تهدید بزرگتر را تشکیل می دهد ، که برای موفقیت به رمز گشایی و استفاده استراتژیک از سبک ها نیاز دارد.

مطمئناً دو سبک نقطه شیرین است و فضای کافی برای آزمایش را برای من فراهم می کند بدون اینکه هیچ وقت قهوه ای شود. یاگامی تنها شخصیت اصلی است و پیشرفت در مهارت های او ، موضع گیری های شخصیتی و شخصیتی درخشان است. من آرزو می کنم که برخوردهای رزمی برای استفاده بهتر از تمام حرکتهای بیمار من مهندسی شده باشد ، زیرا دعواها خیلی سریع انجام می شوند. شما می توانید به کمک شخصیت های جانبی که از طریق ماموریت های اختیاری قفل شده اند ، استخدام کنید ، اما آنها از من خواستند که در مکان های خاصی بجنگم ، و خواهان رسیدن به یک نقطه شیرین که بندرت به آن رسیده است.

درست مانند Yakuza ، نکات برجسته داوری بسیار هیجان انگیز است. نبردهای رئیس احساسات نهایی ملودراماتیک را که مستقیماً از یک درام ژاپنی بیرون کشیده می شوند ، دارند و به طور مؤثر با روایت اصلی ارتباط برقرار می کنند. جابجایی بین داستان اصلی و مأموریتهای جانبی می تواند منجر به ایجاد یک ضرب و شتم تونی شود ، زیرا شما یک تحقیق فوریت قتل برای هواپیماهای بدون سرنشین یا هیپ را به یک زمین بازی واقعیت مجازی منتقل می کنید. اما این همه به جذابیت کلی Judgment ، نامه ای عاشقانه به آنچه قبل از آن می رسید ، می پردازد و در نهایت این حق رای دادن را به جلو سوق می دهد.

این را برای گفتن من به قتل می رساند ، اما در بعضی مواقع ، قضاوت به نظر نمی رسد عالی باشد. هنگام شب ، بسیار خیره کننده است زیرا علائم خیابانی نئون در حوضچه های زیر منعکس می شود. این حس احساس سرخوشی کلان شهر را در حالی که بین کوچه ها جابجا می شوم ، ضرب و شتم اراذل و اوباش و جا افتادن در جلسات بی نظیر فضانورد فضایی در CLUB SEGA را ارائه می دهد. در اینجا و در بسیاری از مأموریت های داستانی ، به نظر عالی می رسد. در طول روز بیرون بروید و این یک داستان متفاوت است ، با ظاهر پراکنده متوسط و فاصله های بسیار ناچیز را نشان دهید.

امتیاز کلی گیم تاکس ۹۰

BLOODSTAINED: RITUAL OF THE NIGHT REVIEW

پنج سال پیش کوجی ایگاراشی ، کارگردان و نویسنده درباره Castlevania: Symphony of Night ، کونامی را ترک کرد تا بازی دیگری به سبک Castlevania را انجام دهد. پنج سال زمان طولانی است و ژانر metroidvania در آن دوره رشد قابل ملاحظه ای داشته است ، اما گاهی اوقات شما تمایلی در موضوع آشنا نمی خواهید. شما می خواهید همان بازی را در یک بسته جدید انجام دهید. خوشحال باشید ، زیرا با Bloodstained: Ritual of Night ، این دقیقاً همان چیزی است که شما دریافت می کنید.

میریام یک آزمایش علمی در شکل یک دختر انیمه عروسک دار است. او به همراه دوستش ، مردی به نام گبل ، بخشی از آزمایش بود که جوهر شیاطین را در بدن او پیوند زد. این قدرت شیطانی به شکل محافظهایی ایجاد می شود ، بنابراین به او Shardbinder می گویند. هر چه بخش های بیشتری جذب می شوید ، بیشتر از انسانیت خود رها خواهید شد ، سرنوشتی که باعث گبل می شود.

گبل اکنون برای پر کردن دنیا با شیاطین ، همه از آسایش قلعه خود است – زیرا قطعاً قلعه ای وجود دارد. این مکان پر از لوسترهای سنگین ، مجسمه های درخشان و هیولا است. از تالار ورودی گرفته تا باغها ، برجها و حتی غارهای زیر ، هر اینچ از این قلعه منتظر است که مورد کاوش و غارت قرار بگیرد و در بیشتر قسمت های پشتی آن به اندازه کافی متنوع است که باعث می شود شما بخواهید آنچه در گوشه بعدی قرار دارد را ببینید.

مبارزه اصلی ترین تمرکز است و در سختی عادی اکثر دشمنان تهدیدی از آن ندارند. در اوایل یک ریتم خوب بین اکتشافات و مبارزات ایجاد شده و به شکلی که دشمنان محاصره را پیش بینی می کنید بسیار حساس و ژانر خاصی پیدا می کنید و روشی فزاینده و سریع برای مقابله با آنها را به طور فزاینده ای سرگرم می کنید. برای این منظور شما مرتباً اسلحه های جدیدی پیدا می کنید تا در مخفیگاه دیو ناشناس مشکوک شوید. هر سلاح محدوده و انیمیشن متفاوتی دارد که جنبه های مهم در پیروزی دشمنان کوچکتر و برخورد با کارفرمایان است. در مقایسه با بقیه بازی ، رئیس دعوا دشوار است ، اما همانطور که اغلب با metroidvanias ، در یک نقطه فقط کلیک می کند و مطالعه دقیق از زمان حمله و / یا کمی شانس می پردازد. هر بار رضایت بخش است.

بندهای مختلفی که با کشتن مکرر هیولا از همان نوع جمع آوری می کنید ، به ندرت برای پیشرفت لازم هستند و تقریباً به طور انحصاری برای تفریح ​​و تنوع وجود دارد. من نمی توانم به اندازه کافی استرس داشته باشم که چگونه Bloodstained همیشه در حال رها کردن موارد است. Shards در قالب احضارها ، پرتابه ها و حملات ویژه و تقریباً هر سلاحی که تصور می شود برای بازی وارد شود ، آمده است. بعداً خانواده های مختلفی به دست می آورید که دارای روحیه شناوری هستند که به شما در نبرد کمک می کند. این انتخاب گسترده باعث شرم آور می شود که دشمنان Bloodstained همان تنوع را ارائه نمی دهند. شما با سهم نسبتاً خوبی از انواع بصری جالب روبرو می شوید ، از چهره های شناور شناور گرفته تا یک دیو ادوارد Scissorhands ، اما مجموعه ها و الگوهای حرکت آنها بسیار ساده است و هیچگاه دلیلی برای کج کردن زرادخانه خود وجود ندارد.

علاوه بر این ، هیچ راهی برای حمله به بالا یا پایین وجود ندارد ، که این اثبات نهایی است که Bloodstained به عنوان یک تجربه بازگشت طراحی شده است.

نتایج جانبی نیز هستند که هیچ کس واقعاً به آن احتیاج ندارد بلکه احساس می کند نکته دیگری برای مرتب کردن لیست کامل است. نکته اصلی آن خرد کردن و جستجوی چالش های اضافی است ، به همین دلیل Bloodstained سه انتهای مختلف دارد. پایان بد در یک بازی می تواند کمی مانند مجازات باشد ، اما می تواند عزم جدی را برای تحقق بخشیدن به آنچه دقیقاً از دست داده اید الهام ببخشد. من بیشتر علاقه مند به حالت های آینده مانند roguelike و versus mode هستم ، زیرا این موارد می توانند از موجودی های بزرگ استفاده زیادی کنند و بازی های اضافی را نیز درون بازی بیفزایند.

نکته ای که باید در این روزها برای Metroidvanias وجود داشته باشد که به سختی ناخن ها سخت نیست ، به همین دلیل است که به همین دلیل ممکن است Bloodstained برای تازه واردان جذاب باشد. اما ، مانند خون آشام هایی که از آن تجدید می کند ، وقتی با نوآوری

در جای دیگر ژانر مقایسه می شود ، احساس درد طولانی می کند. این یک کپسول زمان کمی شسته و رفته از یک بازی است ، یک انحراف سرگرم کننده با یک جریان که باعث می شود زمان به سرعت جریان پیدا کند تا زمانی که توسط یک رئیس خود را آجری کنید ، اما این همان تعریف از “انجام شده” است که اگر تا به حال بازی کرده اید قبل از metroidvania. بعضی اوقات آن آشنایی تنها چیزی است که شما می خواهید.

 

آمتیاز کلی گیم تاکس ۱۰۰