همه‌ی نوشته‌های احسان کشفی

این شرح حال در حال بروزرسانی است! به آن توجه نکنید :)

Review — A Knight’s Quest

A Knight’s Quest یک بازی سه بعدی اکشن-ماجراجویی-RPG است که توسط Sky 9 Games ساخته شده است. در ابتدا قرار بود نسخه ای مبتنی بر Kickstarter باشد ، اما همزمان با قدم Curve Digital برای تأمین بودجه و انتشار این بازی ، از جمع شدن از جمعیت دور شد. این است که به عنوان یک بازی است که همه چیز در مورد داشتن یک سرگرم کننده ، ماجراجویی سبک و یک چالش ارزشمند است.

شما به عنوان Rusty ، یک ماجراجو که دارای بازوی پروتز است ، این ماجراجویی را شروع می کنید و در حال تحقیق در مورد خرابه های باستانی است و با برداشتن یک گنج ، دام را به دام می اندازد. شما بعد از اتمام خراب شدن در حال سقوط در کامل ایندیانا جونز یا علاءالدین در غار سبک های شگفت آور ، در یک ساحل از خواب بیدار می شوید. هنگامی که او هوشیاری می کند ، به Rusty گفته می شود که شهر زادگاهش ، که به نظر می رسد هیچ خاطره ای از آن ندارد ، توسط یک بلور غول پیکر آسمان شناور تهدید می شود. او توسط مأموران اصلی به جستجوی سه شوالیه روح اعزام می شود تا جزء قدرتمندی را تشکیل دهند و همه را از سرنوشت ناشناخته نجات دهند.
بازی های اکشن ماجراجویی در سبک های مختلفی ارائه می شوند. تفاوت بزرگی که این عنوان را از بسیاری دیگر جدا می کند ، توسعه داستان قابل پیش بینی نیست که در آن شما نیاز به ضرب و شتم dungeons برای به دست آوردن موارد برای پیشرفت در بازی دارید. این لحن کلی بازی است که در آن قهرمان همانطور که انتظار دارید قهرمان نمی شود و دشمنان به طرز فجیعی تر از شیطان پرستی هستند. با تکامل در داستان ، بدون تردید توجه به نوشتار را متوجه خواهید شد. دیالوگ ها کاملاً جذاب هستند و در بعضی مواقع بسیار خنده دار. من بیش از یکبار با صدای بلند خندیدم. بازی خیلی جدی نمی گیرد ، اما این کار را با روشی بسیار درجه یک انجام می دهد.

گیم پلی


در حال بازی به عنوان زنگ زده ، به جستجوی دنیای بزرگ نیمه باز که اکثر مناطق محدود شده اند تا رسیدن به داستان و رسیدن به یک مورد یا مهارت اصلی برای دسترسی به این مکان ها می پردازید. شما با یک آموزش کوتاه شروع می کنید که در آن مهارت های اساسی مانند پریدن ، دیوار دویدن ، بریدن ، مسدود کردن و پارس کردن را یاد می گیرید و همچنین شمشیر و سپر چوبی خود را به دست می آورید. زیرا ، می دانید ، تنها رفتن تنها خطرناک است. اما بعدا مهارتهای ابتدایی را بدست می آورید و قدرت خرد کردن ریل ها را به سبک واقعی قهرمانان Sonic به دست می آورید.
با ضرب و شتم زیارتگاهها و مکانهای آزمایشی ، مهارتهای جدید و افزایش ظروف زندگی و جادو را به دست می آورید. همچنین می توانید کالای محدودی را برای پشتیبانی از خود داشته باشید ، مانند مواد معدنی ، بانداژ ، بمب و سایر موارد مفید که معمولاً در قفسه های گنجی که در اطراف پنهان است وجود دارد. من خودم در ابتدای بازی تقریباً اغلب موجودی خود را مدیریت می کردم زیرا از فضای خارج شدم. اگرچه این یک تصمیم طراحی واضح است اما احساس می شود کمی غیر ضروری است.
زندگی زنگ زده با یک نوار نمایش داده می شود و هر وقت ضربه می خورید تخلیه می شود. با چشمه ها یا معجون می توان زندگی را تا حداکثر نوار زندگی شما بهبود یافت. با این وجود برخی از خطرات باعث می شود قهرمان ما به گونه ای مجروح شود تا حداکثر نوار سلامتی به طور موقت کاهش یابد و در دسترس نباشد تا اینکه صدمات پایدار با کمک باند درمان شود ، پس از آن بار دیگر بار زندگی در دسترس باشد.
در حین نمایشنامه خود توسط یک قطب نما افقی و یک نقشه هدایت می شوید که تلاش اصلی موجود و تلاش های جانبی را دنبال می کند. از آنجا که نقشه فاقد جزئیات کاملی است زیرا فقط نام مناطق عمومی را نشان می دهد ، تنها کاربرد واقعی آن انتخاب سؤالات فوق الذکر است و ایده کلی درباره مکان شما در اختیارتان قرار می دهد.
بستر های نرم افزاری زیادی در حال انجام است ، همراه با چالش های اختیاری مانند جستجوی آواز خواندن موجودات لاغر (که مرا به یاد شکار بذرهای کوروک در Breath of the Wild) ، یا چالش های به موقع در جایی که شما نیاز دارید تا همه کریستال ها را جمع کنید یا به آن برسید ، انجام داد. مکان در یک زمان مشخص متأسفانه همیشه روشن نیست که شما نیاز به یک مهارت خاص دارید تا بتوانید یک چالش را کنار بگذارید ، که باعث سرخوردگی و از دست رفتن وقت شما می شود.


برخی از معماهای اجباری یا بخش های بستر های نرم افزاری متأسفانه ناامید کننده بودند. Trial of Agility یک مورد برجسته بود. در هنگام تلاش برای پیشرفت در بالادست بهمن ماسه ، باید تمام چالش ها را دوباره هنگام مرگ در تله های سنبله یا چوب اره دوباره شروع کرد. خوشبختانه مقداری پنیر با بار اسپاگتی وجود داشت و می توان بخشی از موانع چالش برانگیز را کاملاً دور زد.
به غیر از موجوداتی که از نزدیک شبیه اسکلت های استالفوس هستند ، بیشتر دشمنان از جاهای دیگر تخم ریزی می کنند. دقیقاً مانند Breath of the Wild ، آنها تمایل دارند که در اطراف آتش سوزی در اردوگاه تجمع کنند و کار خود را برای انجام هرگونه استخوان ارواح انجام دهند ، تا زمانی که از حضور و حمله شما هشیار نشوند.

توالی های جنگی بعضی اوقات چالش برانگیز هستند ، اما پس از مدتی کاملاً بی علاقه می شوند. شمشیر و سپر را که با آن شروع می کنید قدرت و محافظت بسیار خوبی را ارائه می دهد و قهرمان محصور سبز ما را به یاد بسیاری می اندازد. دشمنان بعداً توسط سپرهای عنصری محافظت می شوند و باید با مهارت ابتدایی مطابقت از بین بروند. با وجود این ، این جنگ تکرار می شود زیرا دشمنان به جز یک فلاش رنگی ، هیچ تأثیر واقعی حمله شما را نشان نمی دهند. من انتظار دارم که آنها با هر ضربه ای اندکی عقب بیفتند ، اما درعوض آنها در همان مکان باقی می مانند ، این بدان معنی است که می توانند ضد حمله شما را ادامه دهند ، اگرچه شما فقط خسارت وارد کرده اید. من از اجرای سیستم پارسی قدردانی می کنم ، جایی که می توانید با فشار دادن دکمه parry در زمان مناسب برای بازگرداندن پرتابه به فرستنده و قرار دادن آن ، یک برد محدوده حمله شده را دفع کنید. با این کار شما همچنین سلاح خود را به قدرت خواهید رساند و ترکیب های حمله را اصلاح می کنید.
مبارزات قهرمانی سرگرم کننده است زیرا آنها چالش برانگیز اما قابل انجام هستند ، معمولاً در دو موج متفاوت هستند و الگوی حمله خود را قبول می کنند و طلسم های ابتدایی شما به بهترین وجه استفاده می کنند – این توالی های مبارزه با رئیس به راحتی یکی از نکات برجسته بازی هستند.

Quest’s Quest در ابتدای توسعه خود به موتور غیرواقعی حرکت کرد که بدون شک حرکتی هوشمندانه بود. این به سبک کارتوونی کشیده شده است و بسیار مناسب بازی است. این زیبایی شناسی در سراسر بازی و همچنین صفحات منو و عناصر UI انجام می گیرد و بازی بسیار خوب در تعادل اطلاعات برای نشان دادن روی صفحه و موارد برای پنهان کردن پشت منو موفق عمل می کند. با این حال ، مدل های شخصیت می توانست از TLC کمی بیشتر استفاده کند ، زیرا آنها کمی ژنرال تر از نسل فعلی به نظر می رسند ، گرچه ممکن است این یک انتخاب هنری آگاهانه باشد.
موسیقی متن بازی این بازی ارکسترال است و مخصوصاً در جنگ های سرمربی مناسب است. من فهمیدم که در بعضی موارد به خصوص در حین مکالمه کمی از جایی خارج شده است ، اما معمولاً این روحیه کاملاً قهرمانانه به نظر می رسد.

 

متأسفانه مسئله ای در مورد بازی وجود دارد که من به راحتی نمی توانم از آنها غافل شوم زیرا آنها در موارد متعددی مرا ناامید کردند.
موارد کاملاً تصادفی وجود داشت ، جایی که در تخته سنگها ، نرده ها یا جعبه ها و بشکه های غیر قابل تخریب گیر افتادم. در اکثر اوقات بازی این ناهنجاری را تشخیص می داد و مسئله را با یک دردسرسازی سریع برطرف می کرد.
من همچنین در برخی از مکان ها یا بخش هایی که موسیقی فقط قطع شده است و ادامه نمی یابد ، یا به طور ناگهانی به موسیقی متن دیگر تبدیل شده ام ، کندی را تجربه کرده ام. اگرچه بازی شکستن نیست ، اما آنها به اندازه کافی آشکار بودند که در طول گیم پلی من متوجه آن شدم.
و سپس برخی از مسائل کوچک با خود کنترل وجود دارد. من خودم را پیدا کردم که از کنار تخته ها در حال سقوط هستم زیرا Rusty از پیاده روی بر روی تخته بعدی که حاشیه آن با تخته ای که در حال حاضر در آن می رفتید ، پوشانید ، امتناع ورزید. سقوط بسترهای نرم افزاری هنگام حمله ، زیرا شما با هر ضرب و شتم شمشیر به جلو حرکت می کنید نیز یک چیز عادی بود.
و چرا اوه چرا نمی توانید از پایین نردبان بالا بروید و همیشه باید روی آن بپرید؟ از آنجا که به نظر می رسد Rusty تمام وقت را در حال حرکت می کند ، این به هیچ وجه معنی ندارد. زنگ زدگی حتی هنگام صعود بر روی سکو ، وقت اضافی را نیز شلیک می کند ، که حتی غیر ضروری تر است و احساس می شود بر سرعت بازی تأثیر می گذارد.

حکم
A Knight’s Quest ادای جالبی برای بازی های کلاسیک ماجراجویی است و همچنین حاوی عناصر معما و پلتفرم زیادی است. این سازمان می تواند جوهر اکتشاف و طراحی سطح مبتنی بر مترقی را به خوبی ضبط و اجرا کند. دیالوگ های خنده دار و شخصیت های قهرمان و NPC داستانی را تشکیل می دهند که خیلی اصلی نیست.
اگر عاشق بازی های اکشن ماجراجویی هستید و دوست دارید بازی با الهام از دیگران اما با هویت خاص خود را امتحان کنید ، این بازی indie مطمئناً ارزش پول شما را به دست می آورد

 

امتیازگیم تاکس به این بازی ۸۰

Greedfall review

من می دانم چگونه کیک درست کنم. من می دانم چه مواد تشکیل دهنده هستند ، و حرکات کلی. اما علیرغم داشتن دانش کامل و کاملی از جمله پختن شیرینی پزی ، هر کیکی که من درست کرده ام نسبت به نمونه هایی که مادر من با همین مواد تشکیل داده است ، پایین تر است. این قیاس تمام چیزی بود که می توانستم در مورد تمام مدتی که در Greedfall صرف بازی کردم فکر کنم.

شما ، عنکبوت های لباس فرانسوی دقیقا می دانند چگونه یک RPG عملی را انجام دهند. آنها این کار را برای بیش از ده سال انجام داده اند. آنها مواد لازم را می دانند ، آنها حرکاتی را که باید برای طی کردن آنها داشته باشید می دانند تا از برخی تخم مرغ ها و آردهای گرفته شده برای لیسیدن یک قاشق چوبی تمیز در حالی که تماشای میوه های کار خود را از طریق پنجره کوچکی که در درب اجاق است افزایش یابد ، می دانند. اما به دلایلی ، پس از تولید تمام عنکبوت های RPGs ، آنها هنوز هم این ترکیب را به درستی دریافت نکرده اند.

از سالهای Orcs و Men ، من عنکبوت را قهرمان کردم و هنوز هم ۱۰۰٪ مطمئن هستم که روزی آنها یک شاهکار واقعی را تولید می کنند. من امیدوار بودم که Greedfall باشد ، آن یکی است که در نهایت عنکبوت را روی نقشه قرار داد. متأسفانه ، این بازی کاملاً کاملاً مناسب نیست – اگرچه بهترین چیزی است که آنها تاکنون تولید کرده اند ، و بدون شایستگی آن نیست.

این داستان از لرد یا لیدی دو سارد حکایت می کند ، بسته به انتخاب جنس شما ، یک اشرافی جوان با میراث اسرارآمیز که باید از خانه خود در شهر سرنه به جزیره افسانه ای Teer Fradee سفر کند. هدف این است که پسر عموی “سردشت” ، “کنستانتین dOrsay” را به عنوان فرماندار نصب کنید و درمانی برای مالچور پیدا کنید ، یک بیماری غیر طبیعی که جان بسیاری از مردم را گرفته است.

بعد از خلق شخصیت اولیه که ابتدا شما را نشان می دهد ساردت را به عنوان یک شخص سفید پوست قبل از اینکه بتوانید آنرا به طور کامل تغییر دهید نشان می دهد ، یک کلاس باستانی کلاس را از سه گزینه انتخاب می کنید. طبق معمول ، عنکبوتها می توانند چیزی را ارائه دهند که کمی متفاوت از هنجار باشد ، حتی اگر کمی پیچیده باشد. سه انتخاب شما Warrior ، Magic و Technical است ، اما می توانید مهارت های هر سه را یکبار شروع کنید و با هم هماهنگ باشید.

Warrior خود توضیحی است و به شما امکان می دهد سلاح های سنگین تری داشته باشید ، زره مناسب بپوشید و در میدان جنگ آسیب زیادی وارد کنید. سحر و جادو شما را مجبور به پوشیدن حلقه های ویژه برای انتقال انرژی می کند و حجم زیاد جادوها که در دسترس می باشند طیف وسیعی از گزینه ها را برای هر مبارزه به شما ارائه می دهد. من برای اولین بازی اصلی و اصلی خود با تکنیک رفتم ، که آسیب های میانی و دفاع را با بمب ، اسلحه ، سموم و تله مخلوط کردم. به نظر من فنی تقریبا جالب ترین درخت است ، اما اینجا چیزی وجود دارد که بتواند هرکسی را بپوشد.

با تراز کردن شما می توانید آمار و توانایی های د سارد را افزایش دهید ، نه تنها در امتداد درختان خاص در کلاس خود بهبود می یابد بلکه باعث باز کردن قفل و بهبود توانایی های ذاتی مانند Lockpicking ، Agility ، Charisma و Science می شود. با حالت دوم می توانید بمب هایی را برای شکستن دیوارها و یا معجون کردن معجون خواب برای دست کشیدن از نگهبانان و خفا کردن آسان تر ایجاد کنید.

صرف نظر از کلاس شما ، جنگ هرگز واقعاً آنقدر تغییر نمی کند. دشمنان معمولاً شما را هجوم می آورند ، غالباً بی امان ، در حالی که افراد مسلح خاصی افراد مسلح یا جادوگران را در میانه خود دارند تا بتوانند از دامنه آسیب و آسیب های AoE استفاده کنند. متأسفانه دقیق ترین سیستم جنگی نیست. حملات فاقد وزن واقعی هستند ، دشمنان و شخصیت ها از یکدیگر عبور می کنند ، و همه چیز باعث تضعیف تنوع موجود در آن می شود. گفته می شود ، اغلب حکاکی کردن راه خود از طریق دشمنان احساس رضایت می کند. یک منوی مکث تاکتیکی به شما امکان می دهد تا حملات را مرتب کنید ، در حالی که می توانید دوازده مهارت را به طور هم زمان روی دکمه های صورت و محرک های نقشه بکشید تا تنوع رزمی بسیار مورد نیاز را فراهم کنید. در سطوح بعدی می توانید در صورت تمایل ، قفل گریزنده ای را باز کنید ، یا بمبی را برای پرتاب به میدان نبرد ، و همچنین حشرات مختلف و حمله هایی که می تواند به شما در توسعه د ساردت به یک جنگنده قوی تر و متنوع تر کمک کند ، باز کنید. اگر به دنبال تعداد انگشت شماری از مسائل مربوط به عملکرد و برخی از هوش مصنوعی عجیب نبود ، مبارزات Greedfall یک پیروزی محکم خواهد بود.

در طول راه شما پنج شخصیت را ملاقات و استخدام خواهید کرد که همه آنها با مهارت ها و آمارهای از قبل پخته شده همراه هستند. شما می توانید وسایل آنها را تغییر دهید ، اما نه سبک مبارزات آنها ، و هم اینها بر شماست که دو نفر مناسب را با خود به دعوا و مکالمه ببرید. این شخصیت بازیگر مناسب و معقول است ، هر کدام انگیزه ها و شخصیت های خاص خود را دارند. به طور مشابه با عصر اژدها ، آنها اغلب به شما نیاز دارند که وظایفی را برای آنها انجام دهید که ممکن است شما را با دیگران درگیری کند ، یا با جناحهای مختلفی که سرن و Teer Fradee را کنترل می کنند. البته گزینه های عاشقانه نیز وجود دارد که به شما امکان می دهد چندین مورد از آنها را فریب دهید و در نهایت دچار کثیف شدن و کثیف شدن شوید ، اما اگر آنها را به اندازه کافی شستشو دهید ممکن است کاملاً شما را روشن کنند. من در واقع توانستم از آن جلوگیری کنم که در هر زمان که لازم باشد یک الاغ بی پروا باشم ، اما بعضی از آنها به راحتی ناراحت می شوند.

به همین ترتیب جناح های Greedfall که دنیای بازی را کنترل می کنند ، یعنی Bridge Alliance ، بومیان Teer Fradee و شوراهای حاکم Theleme ، شما را به اینجا و از آنجا در کارهای شلوغ تا زمانی که پاهای شما بیفتد ، می فرستند و مجبور می شوید. به عنوان بسیاری از گزینه ها – نه همه آنها باینری – به عنوان پیشرفت شما. دیر یا زود ، شما یک گروه یا گروه دیگر را عصبانی خواهید کرد. در این مرحله ، توانایی انتخاب مخفیکاری و دیپلماسی در کنار مبارزات بسیار مفید است ، زیرا می توانید لباس های مبدل ، دزدکی حرکت کرده ، دشمنان حمله خفا کنید ، یا مهارت های کاریزمایی خود را بسازید و راه خود را برای اکثر برخوردها صحبت کنید. اگر صادقانه بگویم ، من این مکالمات و فتنه های سیاسی اجباری را تحریک آمیز پیدا نکردم ، و شخصیت های غیرقابل تصور و ذاتی بسیار غیرقابل تصور وجود دارد که من اصلاً اهمیتی به آنها ندادم.

 

به گفته این ، برخی از گزینه ها احساس وزن دارند ، اگرچه از قضا این گزینه هایی هستند که به طور مساوی بین گزینه های خوب و بد تقسیم می شوند. یک جفت مورخ بی گناه را نجات دهید یا آنها را به آتش بسپارید تا آنها را به آتش بسپارید ، در برابر یک سرکشگر سادیستی قرار بگیرید که تازه مردی را در مقابل شما خفه کرده است ، یا با یک آیین که قتل در خیابان را محکوم می کند ، پوزخند بزنید.

در هر صورت ، صحبت کردن و راه رفتن کمی در خوشحال کردن همه نقش دارد. درخواستهای جانبی که اغلب شامل پیدا کردن شخص دیگری برای گفتگو است ، بی امان ظاهر می شوند و خیلی سریع خسته کننده می شوند. فقط چند بار وجود دارد که می توانید خود را وادار کنید که در مورد حمل کالای دزدیده شده یا عضو خانواده مفقودالاثر شخص دیگری فریاد بزند. مشکل این است که تلاش های جانبی فقط این جذابیت را ندارند و همانطور که بیشتر شما را با چیزی جز پول به شما پاداش می دهد ، آنها بیش از هر چیز دیگری مانند بالشتک بودن احساس می کنند.

طبیعت نیمه باز Greedfall به دوران اژدها باز می گردد: تفتیش عقاید ، به موجب آن شما سریعاً به ییلاقات در وحشی می روید که می توانید اکتشاف کنید ، اما با رسیدن به یک نقطه خاص در هر مسیر گزینه ای برای سفر به یک مرکز متفاوت من فکر نمی کنم اگر فقط در این مناطق چیزهای بیشتری پیدا شود. غالباً چیزی برای دیدن چیزی جز راهزنان ، جانوران یا هیولاهای جهش یافته عجیب و غریب وجود ندارد. شاید یک سینه گنج با هوشمندی در بوته ای در اینجا و آنجا پنهان شود. همچنین ، پس از ۶ یا ۷ ساعت پیاده روی به پادشاهی ام و همسایه ام سوار اسب شوم. شما می توانید از واگن ها برای سفر سریع استفاده کنید ، یا گلوب در شهرها و آتش سوزی در طبیعت ، و قبل از مدت طولانی من از سفر واقعی پرش می کردم زیرا این فقط کسل کننده بود. به یاد داشته باشید که چند بار سریع در The Witcher 3 مسافرت کردید؟ بیش از حد احتمالاً زیاد نیست ، زیرا جهان با فتنه و ماجراجویی روبرو بود. Teer Fradee فقط نیست ، و باید باشد.

فکر می کنم بازاریابی انتظارات من را جلب کرده است ، زیرا پس از عزیمت سرنا به جزیره (و پیری طول می کشد) ، تصور می کردم که به سرزمینی آغوش در اسرار رفته ام ، که توسط قهرمان جوان بی پروا و همراهانش ترسیم شود. من ناامید شدم وقتی که به New Serene رسیدیم تا متوجه شوید دقیقاً شبیه سرعین ساده قدیمی است. عنکبوت ها حتی از همان قسمت های جبهه های خیابان و ساختمان استفاده می کنند. و جزیره مرموز ، حداقل برای شروع ، بیشتر مزارع و جاده ها است. به سختی بیابان بی نظیر است. منظورم این است که همه جا علائم جاده ای خونین وجود دارد. من حدس می زنم که من فقط انتظار چیزی دستگیر و دید جوی داشتم.

اگر به نظر می رسد که من خشن هستم ، با گفتن اینکه Greedfall عنوان جاه طلبی برای عنکبوت ها است ، به من اجازه دهید با آن مقابله کنم. این به راحتی بزرگترین بازی آنها تا به امروز است ، و در بیشتر قسمت های آن کاملاً نوشته شده و عمیق است تا دو یا حتی سه بازی را ضمانت کند – اما تقریباً در هر بخش تقریباً در لبه های آن خسته است. به راحتی با Dragon Age 2 یا Mass Effect Andromeda قابل مقایسه است ، که به نظر می رسد مانند یک توهین تا زمانی که در نظر بگیرید که عنکبوت ها پشتوانه مالی EA و شجره نامه RPG BioWare را ندارند. Bound by Flame ، نقشه جنگ مریخ و The Technomancer همه توسط جهان و سیستم های Greedfall برانگیخته شده اند ، و به همین دلیل با وجود IP جدید ، مانند پیشرفت واقعی احساس پیشرفت می کند.

Greedfall مشکلات خود را دارد ، مسلم است ، اما آنها مسئله ای هستند که احتمالاً در مقایسه با فقدان آن بسیار جاه طلبی به وجود آمده اند. برای هر دشمنی که هوش مصنوعی آن تنظیم مجدد شود ، زیرا شما در طی یک مبارزه به مکانهای دور از منطقه منتقل شده اید ، یک لباس جدید برای تغییر یا طلسم برای یادگیری وجود دارد. برای هر بریدگی ناخوشایند و یا لهجه منطقه ای خارج از مکان ، یک قطعه لنگ وجود دارد که می تواند جهان عناصر دریایی مانند قرن ۱۷th را که عنکبوت ها ایجاد کرده اند ، کشف کند. و قلب ، قلب خالص ، که باعث شده است بسیاری از دلخوری ها و دلهره های جزئی که ممکن است سقوط یک تیم توسعه کمتر شور و شوق را اثبات کند ، متعادل می کند.

Greedfall با داستان خود ذخیره می شود ، که شاید خیلی اصیل نباشد ، اما ماجراجویی دریایی را با فتنه اسطوره ای الف مخلوط چیزی مثل Witcher می کند تا نقشه ای را تهیه کند که به راحتی شما را از بین ببرد اگر تنها کارهای جانبی بسیار جالب توجه از بین بروند. از راه اگرچه ممکن است مبارزات کمی سست باشد ، سرگرم کننده نیز هست ، به دی سارد یک تن از گزینه ها برای هر برخورد – یا در واقع برای جلوگیری از هرگونه برخورد ، در صورتی که می خواهید بازی کنید ، سرگرم کننده است. و شخصیت ها یک مزیت هستند ، کورت وفادار و اعتماد به نفس دشوار پتروس برای من متمایز است ، صرفاً به این دلیل که من تا به حال مطمئن نبودم که داستان های آنها به کجا می روند.

در عناوین بزرگتر ، عنکبوتها خود را در معرض مسافرتها و تله های تمام RPG های دنیای آزاد قرار داده اند ، تلاش می کنند فضای ناگهانی را پر کنند و برای جلب توجه شما ، به مکان های آشکار متوسل می شوند. با کمال تعجب ، اگر آنها Greedfall را به RPG داستان محور با نیمی از محتوای جانبی متمرکز کنند ، احتمالاً می خواهم که بخواهم بیشتر بخواهم. همانطور که هست ، من خودم را پیدا کردم که همه چیز را متزلزل می کنم ، اما طرف همراه فقط تلاش می کند تا داستان را بگذراند و اتفاقات را بیفتد ، و این هرگز نشانه خوبی نیست.

اما آنچه من مثل عناصر عنکبوتی را تشکر می کنم ، جاه طلبی و توانایی آنها برای نوآوری در راه های کوچک در هر بازی است. Greedfall تلاش می کند تا پاهای خود را بیابد و سپس آنها را حفظ کند ، اما مطمئناً این یک ماجراجویی لذت بخش است که هرچه بهتر می شوید ، اسرار Teer Fradee را از راه های غافلگیرانه باز می کند. یک بار دیگر ، عنکبوتها از آنچه که قبلاً تحویل داده اند پیشی گرفته اند و با وجود نقص های آن ، Greedfall به راحتی بزرگترین و بهترین بازی آنها هنوز است.

 

امتیاز کلی ما به بازی : ۹۰

Monster Hunter World: Iceborne Review

Monster Hunter World به بیش از هر بازی دیگری در حق رای دادن به مخاطبان گسترده تری دست یافت و شکارچیان جدید را مسحور کرد و جانبازان دیرینه را خوشحال کرد. جهان چالش های جدی خود را داشت ، اما آنها را در محتویات پس از بازی و پس از بازی از بین برد. برای موفقیت لازم نیست که متخصص باشید ، و این موضوع را دوستانه تر و تازه وارد ساخت. اگر منتظر بودید که مهارت های خود را به درستی آزمایش کنید ، یخ ها را خارش می دهد. شما باید برای پیروزی های خود سخت بجنگید ، اما هنگامی که سرانجام یک جانور مجازات را به قتل می رسانید ، آنها را مزه می کنید. یخبندان نسبت به آنچه که در بازی پایه جهان تجربه کرده ام ، سرعتی بزرگتر از آدرنالین به من داد ، اما با همان لحظه های ناامیدکننده آینه است. با این وجود ، یخبندان آنچه راجع به Monster Hunter توصیف می کند ، مثال می زند: شما تمام توقف ها را می کنید تا بر ناخوشایندترین دشمنان غلبه کنید ، و آن لحظات پیروزی جبران کننده شکستهای روح آور هستند.

 

قرعه کشی اصلی این انبساط منطقه جدید قطب شمال ، Hoarfrost Reach است. این منطقه عظیم با خطراتی مانند بهمن های غیر قابل پیش بینی و برف عمیق روبرو است. هیولا که در حال پرسه زدن از این منظره هستند ، به خوبی جا افتاده است ، مانند بانبارو شبیه گوزن کوهی ، که درختان را به هم می ریزد تا به درون شما بخورد. Hoarfrost Reach چند بار اول را کشف می کند ، اما خیلی سریع پیر می شود ، و تقریباً نیمی از مأموریت های گسترش در آن اتفاق می افتد. به جای اینکه یک مکان جدید دیگر برای کشف داشته باشید ، دیگر تلاشها در منطقه از بازی اصلی مانند جنگل باستانی و ارتفاعات مرجان صورت می گیرد. آشنایی با این محیط ها به ضرر می رسد زیرا دعوا با وجود هیولاهای جدید قابل پیش بینی است. تنوع بیشتر منطقه به مسیری طولانی می انجامد ، به ویژه که این چنین گسترش گوشتی است. شما با ۲۰ هیولا می جنگید – بعضی از آنها کاملاً جدید و برخی دیگر انواع مختلفی از جهان هستند. برخی از این انواع احساس تغییر ناخوشایند از تغییرات پوستی ناامیدکننده دارند ، اما عناصر مختلف آنها انواع مختلفی و غافلگیر کننده ها را به دعوا اضافه می کنند ، مانند مقیاس Seething Bazelgeuse که برای انفجارهای بزرگتر داغ تر از حد معمول است.

دشمنان جدید بهترین نبردها را رقم می زنند. Tigrex ، هیولا محبوب ، که بازی های گذشته را به اشکال مختلف به نمایش گذاشته است ، بازگشت خود را با یک بار کابوس و مرگبار انجام می دهد. پنجره برای طفره رفتن باریک است زیرا همه چیز را در مسیر خود خاموش می کند. یادگیری الگوهای هیولا ، خسته کردن آنها برای خالی کردن آسیب ها و استفاده از محیط به نفع شما همه مهم هستند. محیط های تخریب پذیر و جنگ های چمن نیز بازگشتند ، در حالی که دومی همچنان دردی است که در بازی پایه داشت. جنگهای چمن بزرگ است ، اما خیلی زیاد اتفاق می افتد و دعواها طولانی نمی شود. برخی از حرکتهای جدید و حرکات جدید زندگی جدیدی را به نبردها تزریق می کنند ، اما مورد علاقه جدید من پنجه کلاچ است. این قلاب قلاب زدن به شما امکان می دهد درست روی هیولا پرتاب کنید ، و در مورد تعظیم سبک من ، می توانم بمبی را کاشته و به دلیل صدمه مناسب به بیرون پرش کنم.

همانطور که قبلاً ذکر شد ، این گسترش بسیار دشوارتر از کمپین بازی پایه است. شما می توانید از انجام کارهای انفرادی داستان های داستانی در آنجا دور شوید ، اما یخبندان چندان بخشنده نیست. انتظار می رود در خارج از چند ماموریت ، به موفقیت های خود به شعله های SOS وابسته شوید و با سایر بازیکنان هماهنگ شوید. یک پیشرفت بزرگ در این زمینه این است که مقیاس مشکل بسته به تعداد بازیکنان در یک مهمانی در یک زمان معین ، حتی وقتی یک نفر از نبرد خارج شود ، می باشد. یخبندان نیز شما را به سمت مکانیک راحت نمی کند. درست از کنار دروازه ، هیولا مانند سرما تلخ به شما ضربه می زند: سخت و ناگهانی ، که لحن گسترش را ایجاد می کند. هشدار داده شود ، مشکل ناهموار است. برخی از هیولا کاملاً شما را با اثرات وضعیت نامطبوع و حملات قدرتمند خرد می کنند ، در حالی که برخی دیگر به نظر می رسد که فشار قوی دارند.

در بعضی مواقع ، من با چالش رونق می گرفتم و می دانستم که اگر شل و ول می شوم ، با چیزی جز وقت گمشده فرار نخواهم کرد. این باعث شد تا من با تجهیزات انتخابی خود ، مقاومت هایم را بالا بردم و وسایل دکوراسیون مناسب برای جعبه های مختلف را آزمایش کنم. وقتی سرانجام هیولایی را که برای چند روز در آن حضور داشتم ، پیروزیهایم احساس افتخار کرد. این حس دستیابی سخت نیست ، اما تجربه مبارزه با یکی از این دشمنان تند و زننده خسته کننده است. این مرحله نهایی مسابقات می تواند به محدودیت زمانی ۵۰ دقیقه ای برسد و شکست بسیار ویران کننده است زیرا شما اغلب با چیزهای دیگر تلف نمی شوید. برخی نبردهای فوق العاده دشوار حتی سرگرم کننده نیستند ، فقط عصبانی هستند ، زیرا شانس در برابر شما انباشته شده است و هر اشتباهی باعث شکست می شود.

بسیاری از اوقات در فضای محاصره شده ای که محیط می تواند به همان اندازه حملات آنها باشد ، با هیولا می جنگید ، فضای زیادی برای جلوگیری از زرادخانه مرگبار از combos ها و حملات ویژه ای که اکثر هیولاها مجهز به آن هستند ، به شما نمی دهد. خطرات اضافی برای جلوگیری از اینها به وجود بیاورید ، مانند بیماری های کوچکتر ، گیاهان مسموم یا برف سنگین که حرکت شما را محدود می کند ، و چیزهای زیادی برای نگه داشتن انگشتان پا وجود دارد. شما همچنین می توانید با پیدا کردن مکانهایی که می توانید از آن بپوشانید یا نقاط پرش خوبی برای سوار کردن یک هیولا استفاده کنید ، از محیط به نفع خود استفاده کنید. در پایان ، یخبندان برخی از خاطره انگیز ترین پیروزی های من را به من بخشید ، و باعث شد من وقتی از نبردهای سخت تر جان سالم به در می بردم با جیغ زدن فریاد بزنم و پوشیدن دنده جدید و جالب با غرور از همه رضایت بخش تر بود.

قدم زدن به Monster Hunter World برای Iceborne به من یادآوری کرد که چقدر این بازی را دوست دارم ، اما عیب های آن را نیز در معرض نمایش قرار می دهم. کپکام پیشرفت چندانی نداشته است ، مانند این که بار دیگر یک مأموریت داستان دفاعی برج خسته کننده داشته باشید و شما را مجبور کند که جداگانه صحنه های انفرادی را تماشا کنید تا بتوانید در تعاونی شرکت کنید. با این وجود ، زنده ماندن در کنار هم برای بدست آوردن این جکهای مواد برای تجهیزات بهتر ، جذابیت خود را از دست ندادید ، و یخبندان شما را به چالش می کشد که با دعواهای دشوار خود یک بازیکن و هم تیمی بهتر باشید. سفر برگشت ارزش آن را دارد ، انتظار نداشته باشید که بسیاری از ارتقا های تجربه را تجربه کنند.

 

امتیاز کلی ۹۸

Final Fantasy XIV: Shadowbringers review

“Shadowbringers” چنین نام گوته است، تا جایی که من نمی توانم شگفت زده شوم اگر شما وارد آخرین فاینال فانتزی XIV در آخرین گسترش انتظار دیدن، آه، مظهر آنتی ژرم های انیمه در حال اجرا خدمات تحویل برای خون آشام ها. اما خیلی بیشتر از این است.

این یک داستان است که ما را به یاد ما می اندازد که زیبایی جهان به جای تعادل نور و تاریکی به جای غلبه بر یک یا چند نفر بستگی دارد، و شب های ستاره ای از قدرتی عظیم به عنوان بعد از ظهر آفتابی برخوردارند. این یک داستان عجیب و غریب است که در معرض نگرانی های معاصر در مورد سیاست های نادانسته در جهان دچار غم و اندوه می شود و قهرمانان آن علاقه بیشتری نسبت به سری های بسیاری در تلویزیون دارند. این نه تنها بهترین فاینال فانتزی XIV توسعه تاکنون است (حداقل از لحاظ حالت راه اندازی آن)، اما داستان آن با چنین نیرویی روبرو می شود که دیگر هیچ سؤال دیگری وجود ندارد که MMORPG Square Enix مستلزم حضور در بحث های بهترین بازی های Final Fantasy از همه زمان ها

این یک بیانیه بزرگ است، من می دانم، و من غم انگیز هستم که نمی توانم داستان را به تفصیل در مورد جزئیات صحبت کنم بدون آنکه بیش از حد دور باشم. بنابراین ببخشید که می گویند این داستان در مورد اینکه چگونه شما و بازیگران معمولی FFXIV از دوستان فوق العاده NPC – Scions of Dawn هفتم – به دنیایی که در معرض خطر قرار گرفته است، نه از ابدیت تاریکی است، بلکه به جای آن از یک منبع بسیار کم نور. به عبارت دیگر، نور، بد است که کاملا شوک فرهنگی برای گروهی از جنگجویان است که شخصیتی به نام “جنگجو نور” دارد. بنابراین، حقیقتا مؤثر است که این نور، در واقع آن است که جهان را به یک قاره ساکن تبدیل کرده است و افرادی که در آن زندگی می کنند، نسل ها را بدون دیدن جلال آسمان شب، رفته اند.

با این حال، قابل توجه است که این هنوز یک جهان است که به نظر می رسد مانند ایستاده های قدیمی خود را از Eorzea، درست قبل از نژادهای آشنا، سبک لباس، و این واقعیت است که این “بیگانگان” صفر مشکل درک آنچه شما می گویند. با این حال، بدون شگفتی آن، مانند یک نژاد از مرد گربه های پر سر و صدا نام Hrothgar و زنان با اسم حیوان دست اموز شناخته شده به عنوان Viera، که هر دو در حال حاضر در دسترس هستند به عنوان نژاد قابل پخش است. حتی دورف ها وجود دارد!

و شگفتی ها فراتر از مردم است. به سمت جنوب، یک سونامی از “نور” یخ زده در افق مانند قرمز خشک، و دور به شمال، شما یک پادشاهی پری است که در آن بومی ها زندگی می کنند جهنم برای بازدید کنندگان بیشتر از بدبختی از بدبختی پیدا کنید. به سوی غرب، یک شهر از افراد ثروتمند که خود را در نوعی عجیب و غریب مرگ قرمز دور می کنند، در حالی که برای نور به کار خود ادامه می دهند. این یک سیاره است که همه چیز است اما پایان جهان برای یک داده شده است.

و در عین حال زندگی همچنان ادامه دارد مردم با تلاش برای ادامه زندگی عادی زندگی خود را از سرنوشت اجتناب ناپذیر دور می کنند، و در مورد این استقامت بسیار ممنون است. در مورد تقریبا همه چیز تحسین برانگیز است. نوشتن در اینجا از ناتسوکو ایساکاوا Scions Dawn هفتم را با عمق که تا به حال به ندرت قبلا دیده اید، و در سنت بسیاری از داستان های بزرگ دیگر، حتی خائنانی همدردی را تضمین می کند. حتی زمانی که اهدافشان دوست نداشتند، حداقل قابل فهم هستند. زمانی که مبارزه نهایی در نهایت پس از یک عمل بسته شدن فراموش نشدنی رخ می دهد، پس از وقوع یک بعد از وخامت تراژدی، رخ می دهد.

مضامین پایه زمین آشنا هستند، اما امید، عشق و حس انسانیت در اینجا وجود دارد که به ندرت در MMO یافت می شود. من در مورد این شخصیت ها اهمیت دارم (همچنین یک شخص بدبین تکراری وجود دارد که در لگد زدن خیلی خوب است، اما او دارای خطوط خوب و لباس خوب است، بنابراین من او را پاس خواهم داد.) در نهایت داستان در مسیرهایی است که من به سختی می توانستم از زمانی که من برای اولین بار رویایی پا را در این دنیای جدید قرار دهید و نتیجه را به دست آورید که بهتر از هر لحظه ای از بازی تا کنون است. بیشترین شدت این لحظه قدرت خود را به نمره زرق و برق دار توسط Masayoshi Soken، که در هر نوبت از تجربه Shadowbringer ها، غنی می شود، به دست می آورد.

فراتر از آن هرچند، Final Fantasy XIV عمدتا بیشتر از طراحی اصلی توسعه های قبلی را حفظ می کند. هنوز هم تاکید زیادی بر Fates دارد – رویدادهای نیمه تصادفی و پویا که در سراسر چشم انداز ظاهر می شوند – و هنوز هم شما نیاز دارید که به سیاه چال ها و حادثه هشت نفره گاه به گاه به عنوان بخشی از روند تسطیح قرار گیرید. اما Shadowbringers یک تغییر کلیدی در سیستم جدید (و کاملا اختیاری) “Trust” را معرفی می کند که به شما اجازه می دهد تا سه NPC را از داستان اصلی در سیاه چال ها بردارید، نه اینکه با بازیکنان انسانی که از طریق Duty Finder مطابقت دارند، برخورد کنید. .

فکر نمیکنم این ویژگی کاملا ضروری باشد، با این حال، با توجه به اینکه جامعه FFXIV نزدیک به اندازه سمی نیست، همانطور که در برخی از MMORPG های دیگر پیدا می شود. سیاه چال های اعتماد نیز جایزه XP به عنوان همتایان خود را با مردم واقعی نیست، و من متوجه شدم که مفید بودن آنها را منفی پس از من بارها و بارها یافت که من به اندازه کافی XP برای اندازه گیری و باز کردن دسته بعدی از مسائل اصلی داستان. برای این موضوع، آنها بسیار کندتر از سیاه چال هستند که با افراد واقعی کار می کنند.

با این حال، چشماندازهای اعتباری، یک روش فوق العاده برای یادگیری مکانیک سیاه چال ها و مبارزه رئیس های آنها بدون فشار است، اگر نگران این هستید که در اولین حضور خود در شرکت واقعی افراد نگران باشید. NPC ها زمانی که قرار است در نقاط سمت راست قرار بگیرند، این کار را برای اجرای آسان انجام می دهد، تا زمانی که بخشی از آن را انجام دهید. اگر شما می میرید، باید قبل از مبارزه با رئیس، مجددا شروع کنید، حتی اگر گروه خنده دار NPC شما خوب کار کند. Square Enix به عنوان یک جایزه شامل خطوط شخصیتی برای هر یک از اعضای حزب خود بود، بنابراین در نظر گرفتن دوستان مانند Alphinaud یا Y’thtola احساس می کنید که شما یک مقدار کمی از داستان را دریافت می کنید. آنها همچنین یک راه خوب برای رسیدن به سیاه چال ها هستند و بدون نیاز به انتظار صف های طولانی وظیفه یاب برای کلاس های خرید خسارت، اگر چه خوشبختانه این صف ها به ندرت بیش از پنج دقیقه طول می کشد تا این زودتر به گسترش برسد.

هنوز تغییرات دیگری همچون توانایی انتخاب منطقه ای که می خواهید شروع کنید، یک بار داستان اصلی را به حرکت درآورید و دشمنان به سطح خود همگام خواهند شد. World of Warcraft شروع به انجام این کار با لژیون کرد، و The Scrolls Online Elder آنلاین اساسا این نوع طراحی را به کل بازی گسترش می دهد. این یک بازخور خوش بینانه از خط مشی سرسخت داستان نهایی فانتزی XIV است که ما تا به حال آن را شناخته ایم و این همه قابل توجه است و هماهنگی و تاثیر داستان در نتیجه رنج نمی برند. هنوز کشتن و تکان خوردن وجود دارد، اما Square Enix به راحتی آن را با استفاده از مروارید ها با گزینه های گفتگو چندگانه ترکیب می کند که بعضی اوقات اثرات کمی بر نتیجه ی تلاش دارد. در نقاط دیگر، شما ممکن است مجبور شوید از طریق یک رابط کاربری که زمینه نمایش شما را به یک بازی شیء پنهان تبدیل می کند، نگاه کنید.

Square Enix همراه با مسابقات جدید نیز دو شغل جدید را معرفی کرد، نام فانتزی Final Fantasy XIV برای کلاس های رزمی خود استفاده می کند (که در مقایسه با اکثر MMORPG ها کاملا متفاوت است). Gunbreaker یک تانک است که دارای یک شمشیر است که به عنوان یک اسلحه دو برابر می شود – این همان چیزی است که شما می دانید که قطعا بازی Final Fantasy را انجام می دهید – در حالی که رقصنده در سراسر میدان جنگ با چرخیدن چاکراپ های مرگ در حالی که غرق شدن و خندیدن می شود خسته می شود.

آنها هر دو به خوبی طراحی شده و ضربات قدرتمند بسته، و Dancer حتی با buffs حزب گسترده به جای کسانی که از Bards خالی شده است. بیش از آن، آنها سرگرم کننده هستند. این یک معامله بزرگ است، با توجه به اینکه چگونه بسیاری از کلاسهای FFXIV در هنگام راه اندازی احساس راحتی می کنند. شما باید یک شاگرد جنگ یا شاگرد کلاس سحر و جادو داشته باشید تا ۶۰ به یک بازی بپردازید، اما از آن جا می توانید Gunbreaker یا Dancer خود را به سطوح جدید سطح Shadowbringers از ۸۰ برسانید.

داستانگرایان
بنابراین در اینجا گرفتن است. برای تمام نقاط قوت آن، Final Fantasy XIV یکی از سنتی ترین MMORPG ها باقی مانده است، که در این صورت شما باید قبل از اینکه بتوانید به Shadowbringers هاپ بپردازید، از محتوای شش ساله داستان استفاده کنید. و این مانند World of Warcraft نیست که شما می توانید به محض رسیدن به سطح مناسب برای محتوا به محتوا گسترش بپردازید، به جای آن شما باید تمام تلاش اصلی داستان را تجربه کنید و شامل بخشی از داستان هایی است که در تکه های محتوا پس از گسترش. اگر شما از طریق داستان “راه راست” را در سطح داستان قرار دهید و به یک تعهد عظیم بیش از ۱۰۰ ساعت نگاه کنید.

خوشبختانه، Square Enix به شما امکان می دهد با استفاده از خرید پستی از سایت Mog Station برای هر داستان گسترش به منظور جلوگیری از Shadowbringers، اطراف این کار را انجام دهید. آنها بستگی به اینکه تا چه حد دیری در داستان شما می خواهید شروع کنید، هزینه بیشتری دارند. برای احیای قلمرو، شما فقط باید ۱۱ دلار بپردازید، اما باید ۱۸ دلار و ۲۵ دلار هزینه کنید که به ترتیب از Heavensward و Stormblood گذشته باشد. این کار شخصیت شما را به اندازه شما انجام نمی دهد، بنابراین شما همچنین می توانید ۲۵ دلار به منظور ارتقاء هر یک از کلاس های مبارزه با بازی به سطح ۷۰، که در آن سطح شروع داستان Shadowbringers است. به این ترتیب: اگر شما یک بازیکن جدید هستید و می خواهید بلافاصله به Shadowbringers بروید، باید مبلغ ۵۰ دلار را در بالای ۴۰ دلار که برای خود Shadowbringer ها پرداخت می کنید، بپردازید. اما توصیه می کنم که Heavensward و Stormblood را پر نکنید تا بتوانید شخصیت های Shadowbringers را بهتر بدانید.

امتیاز کلی ۸

Atelier Lulua: The Scion of Arland Review

سری Atelery Gust در طول سالها موفق به کسب یک پیروزی محسوس در غرب شده است، بدون اینکه توسعه دهنده تلاش کند تا بسیاری از اسباب بازی های سری را تغییر دهد تا با طعم مخاطبان آمریکای شمالی و اروپایی سازگار شود. این یک شمشیر دو طرفه است، اما به همین دلیل است که محبوبیت سریال در حال رشد آهسته و در عین حال ثابت است: شما یک تجربه واقعی بازی در ژاپن را میخواهید؟ شما به سری Atelier بروید

این بدان معنا نیست که این سری از زمان آغاز فروتنانه آن تکامل نیافته است. آتلیه فیلیس: کیمیاگر سفر مرموز، یک پیچ و تاب بسیار جالبی را معرفی کرد که یکی از بهترین نوشته های این مجموعه بود، اما همچنین یکی از پیچیده ترین ها بود، زیرا نیمه دوم بازی ممکن است نسبت به چگونگی موجود بودن آن کمی پراکنده باشد. قسمت اول ماجراجویی است. توسعه دهنده قصد بازگشت به سریال را با Atelier Lydie & Suelle: Alchemist ها و نقاشی های اسرار آمیز داشت، اما متاسفانه این بازی نسبت به سلف آن بسیار محدود بود. با Atelier Lulua: Scion of Arland، با این حال، Gust ضربه ای کامل تعادل، آزاد بازی است که بسیار لذت بخش برای هر دو تازه واردان و جانبازان سری است.

Atelier Lulua: Scion of Arland چهارم سری سری محبوب آرلند است و به همین ترتیب شخصیت هایی از سری اصلی مانند قهرمانان Rorona، Totori و Meruru و همچنین بسیاری از شخصیت های پشتیبانی کننده دیگر را نشان می دهد. در حالی که اکثر شخصیتهای بازنده نقش مهمی در داستان بازی جدید دارند، حتی اگر بدون پرداخت هیچ یک از اقساط قبلی، پیگیری و درک آن را داشته باشید، ممکن است.

شخصیت اصلی Atelier Lulua: Scion of Arland Lulua است. دختر جوان دختر Rorona و شاگرد Piana است و رویاهای مادرش را به عنوان یک کیمیاگر پیشی می گیرد. او روزهای خود را در Arklys، یک شهر واقع در یکی از مرزهای جمهوری آرلند می گذراند، و تا یک روز زندگی حیاتی نسبتا بی رحم را پیش می آورد، او با یک کتاب که تنها می تواند بخواند، می آید. این کشف، و تصمیمش در تمایل به رمزگشایی آن، Lulua را منجر به کشف حقیقت در مورد کل آرلند خواهد شد.

در حالی که طرح Atelier Lulua: The Scion Arland داستان رمز و راز کافی برای احساس غرق شدن، به ویژه با کشف خرابه های باستانی و مرموز واقع در نزدیکی Arklys، قطعنامه نهایی آن است که فوق العاده تعجب آور نیست. آنچه که کارها را ادامه می دهد، شخصیت ها و تعاملات آنها است، که به ترتیب از سری Atelier انتظار می رود. احتمالا تعداد بسیار زیادی از اسباب بازی های انیمه وجود دارد، اما برای کسانی که با سری آشنا نیستند، این تعجب نیست.

صحبت از شخصیت ها، این تجربه برای کسانی که سه گانه اصلی را بازی می کنند کمی متفاوت خواهد بود. در حالی که شخصیت های جدید بدون شک جذاب هستند، رضایت کامل و متفاوتی در شناخت Rorona تا پایان بازی قبلی و میزان رشد او وجود دارد، فقط برای مثال. همانطور که اتلای لوووا حتی نمی کشد حوادث بازی های گذشته را حتی خلاصه کند، کسانی که بازی های قدیمی را بازی نکرده اند، چند نکته را از دست می دهند، رشد شخصیت زیادی دارند و به همین ترتیب، آنها تجربه کمی دارند بهتر.

در حالی که داستان یکی از بهترین ویژگی های بازی نیست، Atelier Lulua: گیم پلی بازی Scion of Arland یکی از قابل توجه ترین آن هاست، به لطف پالایش فرمول محکم و واقعی سری. قابلیت دسترسی نام بازی در اینجا است: چیزهایی را به طور قابل توجهی به منظور حذف tedium به طور مداوم در حالی که ادامه دادن به طرفداران عمیق از سری ها عادت کرده اند.

Atelier Lulua: Scion of Arland یک بازی نقش ژاپنی از طریق و از طریق است. در طول این ماجراجویی که Lulua را در سراسر آرلند به ارمغان می آورد، بازیکنان به سه مرکز مختلف و انواع مختلفی از نقاط مختلف از جنگل ها به قلعه ها، ویرانه های باستانی و بیشتر دسترسی خواهند داشت. هاب ها دارای امکانات زیادی از قبیل مغازه ها، مغازه ها، لوازم اداری برای تولید محصولات و غیره هستند. مکان های خارج از این هاب ها مواد زیادی برای جمع آوری، ماهیگیری و نقاط معدنی و دشمنان دارند که همه در این زمینه قابل مشاهده هستند.

Atelier Lulua: حلقه گیم پلی بازی Arland بسیار متفاوت از آنچه در نوشته های قبلی سری دیده می شود متفاوت نیست. پس از وقایع داستان، بازیکنان باید یک کار مهم الماسی را تکمیل کنند و برای انجام این کار، باید جهان را در اطراف آنها کشف و مواد لازم را پیدا کند. مکانیک Tome باستان، که برای کشف دستور العمل های کیمیاگری مورد استفاده قرار می گیرد، به طور قابل ملاحظه ای در حال چرخش است. پس از هر رویداد داستان، Lulua سعی خواهد کرد نکات نوشته شده در Tome را رمزگشایی کند، که به بازیکنان نیاز دارد تا به مکان های خاصی سفر کنند و مواد تشکیل دهنده خاصی را بدست آورند. هنگامی که نکات کشف شده است، ممکن است که آنچه در نوشته نوشته شده است، رمزگشایی شود و دستورالعمل باز شود. این سیستم پیچیده است در سیستم های مشابه دیده می شود در ورودی های اخیر در سری، بنابراین آن را کاملا اصلی نیست، اما آن را کاملا کار می کند. عدم وجود محدودیت زمانی، بر خلاف بقیه سری Arland، یک ویژگی بسیار خوشایند است، زیرا این امکان را می دهد که بازیکنان در فعالیت های خود آزادانه تر عمل کنند، به ویژه اگر آنها می خواهند مکانیک کیمیا را بدون نیاز به نگرانی در مورد بازی دلخواه به یاد بیاورند وضعیت.

به طور مشخص، کیمیا نقش مهمی در Atelier Lulua ایفا می کند، زیرا سنتز موارد خاصی برای حرکت دادن داستان پیش می رود. مانند موارد قبلی در مجموعه، برای ایجاد موارد، بازیکنان باید مواد مناسب را جمع آوری کنند، که همه با کیفیت متفاوت رتبه بندی می شوند. هرچه کیفیت بالاتر باشد، بهتر است که آیتم نهایی از بین برود. بعضی از مواد نیز با برخی مهارت های ویژه ای که می توانند در انتهای فرآیند به ارث برده شوند، می توانند کارایی آن را افزایش دهند، چه اینکه یک قطعه تجهیزات یا یک مورد قابل استفاده در نبرد باشد. مانند بسیاری از ویژگی های بازی، کیمیاگری ساده شده است، اما بدون از دست دادن عمق خود، و این واقعیت است که دیگر محدودیت زمانی وجود دارد، باعث می شود بازیکنان حتی عمیق تر به الماس.

سیستم نبرد Atellier Lulua خیلی متفاوت از آنچه در نوشته های قبلی در سری دیده می شود، به عنوان یک سیستم مبتنی بر نوبه خود که در آن بازیکن کنترل شخصیت ها و دشمنان به نوبه خود برای حمله، استفاده از مهارت های خاص، دفاع و غیره. در Atelier Lulua، بازیکنان می توانند تا پنج کاراکتر در نبرد شرکت کنند، و دو نفر از آنها به عنوان پشتیبانی کننده عمل می کنند. مانند سایر مقالات در این سری، فقط کیمیاگران می توانند از اقلام استفاده کنند، بنابراین آنها نقش مهمی را به ویژه در طول جنگ های رئیس بازی می کنند. جنگ های منظم به سختی چالش برانگیز هستند، اما این واقعیت که سرعت آن کم است، حداقل باعث می شود آنها لذت بخش و نه بیش از حد شدید باشد. یکی از ویژگی های جدید بسیار خوب، توانایی وقفه است که به موجب آن یکی از متخصصان شیمیایی می تواند از هر ماده ای در طی جنگ استفاده کند حتی در هنگام چرخش دشمنان.

این نمایش نیز مطابق با آنچه که در نوشته های قبلی در مجموعه دیده شده است. شخصیت ها و مکان ها به زیبایی شناسی ژانر ژاپنی به خوبی طراحی شده و دقیق هستند، اما به نظر می رسد به طور خاص به طور خاص مکان ها. این بازی همچنین در مدل PlayStation 4 به طور منظم اجرا می شود و نرخ فریم ۳۰ FPS ثابت است. صدای بازی های ژاپنی و موسیقی متن نیز مناسب هستند، اما با استثناهای خاصی قابل توجه نیستند.

زمانی که اعلام شد، احساس میکرد که اشتباه می کند که Gust در بازگرداندن تنظیم آرلند با Atelier Lulua: The Scion of Arland انجام دهد. پس از بازی کردن، با این حال، تمام طرفداران قدیمی این سریال متوجه میشوند که چگونه حرکت بسیار خوبی بود، مانند Atelier Lulua: The Scion of Arland بسیار جذاب برای هر دو تازه واردان و جانبازان و یکی از بهترین نوشته های سری است .

Atelier Lulua: Scion of Arland یکی از بهترین نوشته های سری Atelier است. در حالی که داستان فوق العاده هیجان انگیز نیست، شخصیت های جذاب، دنیای لذت بخش و مکانیک بازی ساده می توانند بازیکنان را برای مدت زمان طولانی حفظ کنند. به شدت توصیه می شود به طرفداران سری و کسانی که به دنبال یک JRPG خوب است که بیش از حد خواستار نیست.

خوب

شخصیت های جذاب
دنیای جالب
دسترسی بسیار خوبی برای تازه واردین
درگیر شدن سیستم نبرد
مکانیک کیمیاگری ساده

بد

داستان خیلی جالب نیست
تازه واردان از داستان کمتر لذت خواهند برد، گمشده ارجاعات به سه گانه ارلند اصلی

امتیاز کلی گیم تاک ۸ از ۱۰ میباشد

Final Fantasy XII: The Zodiac Age Review

چند هفته پس از انتشار Final Fantasy X | X-2 HD Remaster در سوئیچ نینتندو، ما دوباره در جهان فاینال فانتزی هستیم، این بار با Final Fantasy XII: عصر زودیاک، که در حال حاضر به پایان می رسد، حداقل برای لحظه ای، چرخه فصل داستان های بازی نقش تاریخی منتشر شده در سوئیچ نینتندو . یک چرخه ای که به پایان می رسد بدون شک فصل جدایی ناپذیر از میان کسانی که به ترکیبی از نینتندو می آیند: Final Fantasy XII در واقع یک بازی است که همچنان به طرفداران مجموعه های طولانی مدت تقسیم می شود، حتی بیش از یک دهه پس از آن انتشار اصلی آن. پس از گذراندن ساعت ها در محیط های رویا زانکرند غوطه ور می شوید، آماده هستی وارد دنیای پرخاشگر Ivalice شوید؟

یک فصل تقسیم شده


با Final Fantasy X، روند نهایی فانتزی، که در حال حاضر به عنوان “کلاسیک” در نظر گرفته شده، به معنای خاصی به پایان رسید. در واقع، با Final Fantasy XII، ما با یک انقلاب واقعی مواجه هستیم. با کنار گذاشتن خطری که توسط Final Fantasy X معرفی شد و حداکثر بیان آن در آینده فاینال فانتزی XIII، Final Fantasy XII یک مسیر کاملا متفاوت را دنبال کرد و بازیکنان را در مقابل دنیای باز از ابعاد چشمگیر برای آن زمان قرار داد ، به سمت مرز با آن فعالیت های ثانویه که در سلف خود کمیاب بود، پر شده بود. در طول سالها، بسیاری از آنها به عنوان Final Fantasy XII به عنوان تقریبا یک MMORPG یک نفره اشاره کرده اند: اگر چه این شاید تعاریف خیلی قوی باشد، این ایده خوبی از انقلاب انجام شده توسط این فصل است.



یک انقلاب نیز به سیستم جنگی گسترش می یابد: برخورد های گاه به گاه با دشمنان غیر قابل مشاهده بر روی نقشه رها می شود، همانطور که سیستم مبتنی بر نوبت کلاسیک است. در جای خود، ما یک سیستم نبرد پویا بسیار پویا پیدا می کنیم، جایی که کنترل مستقیم بازیکن بیشتر به یک شخصیت محدود می شود. بقیه قسمت ها توسط یکی از مشهورترین ویژگی های Final Fantasy XII، Gambits مدیریت می شود. آنها به شما اجازه می دهند رفتار شخصیت های خود را همانطور که دوست دارید در پاسخ به تغییر شرایط در میدان جنگ، به نحوی که به عنوان دقیق تر تصحیح شده است، تنظیم کنید. بدون توجه به مقالات متعدد که ما در گذشته به قمار اختصاص داده ایم، با توجه به مقادیر زیاد، می توانیم بگوییم این یکی از بهترین سیستم های نبرد است که تا به حال توسط سری ارائه شده است که هنوز هم به وسیله متخصص آن توانسته است سرگرم کننده باشد ترکیبی از پیچیدگی و فوری

اگر گیم پلی فاینال فانتزی XII نفس هوای تازه ای را برای این مجموعه نشان می دهد، ما نمی توانیم در مورد داستان او چنین بگوییم، که مطمئنا در میان بهترین ها در سری قرار نمی گیرد. با این وجود، این بدان معنا نیست که بخش روایت باید برداشته شود، برعکس. اگر چه از بازیابی مشکل، که Yasumi Matsuno را ترک کرد، رها شده بود، Final Fantasy XII همچنان موفق به ارائه یک داستان جذاب و هیجان انگیز، مخصوصا برای کسانی که عاشق قطعه های سیاسی می شوند.

سن زودیاک در سوئیچ نینتندو


ما می خواستیم به شما یک قضاوت بسیار کوتاه در مورد Final Fantasy XII بدهیم، یک بازی که، همانطور که شما ممکن است درک کرده باشید، دهه زندگی خود را به خوبی به ارمغان می آورد و هنوز هم نسل های جدیدی از بازیکنان از سراسر جهان بازی می کنند. پس از ایجاد این فرض ضروری، ما می خواهیم در مورد نسخه سن عصر زودیاک در سوئیچ نینتندو صحبت کنید. این اسطوره ها محتوای موجودی که در نسخه Playstation 4 دیده می شوند را با اضافه کردن برخی از ویژگی های اضافی مانند امکان تغییر کلاس شخصیت های خود، اضافه کردن مجموعه های دیگر Gambit و یک بازی جدید جدید + که به شما اجازه می دهد شروع کنید یک بازی جدید با شخصیت های سطح ۹۰، همچنین سلاح، جادوها و پول را از دوران گذشته گرفته است. مطمئنا اینها جزء حاشیه نویسی نیستند، اما لازم است که حضور آنها را مشخص کنیم.

از لحاظ فنی، کار بر روی این نسخه برای نینتندو سوئیچ واقعا عالی است: واقعا تفاوت در مقایسه با نسخه Playstation 4 بسیار دشوار است، در حالی که تصاویر دو نسخه در کنار آن قرار می گیرند. این بدون شک یک کار بهتر از آنچه در Final Fantasy X | انجام شده است Final Fantasy X-2 HD Remaster، که حتی در حالت قابل حمل هم بد نیست، جایی که بازی مایع و بدون ماندگاری باقی می ماند. نقصی که به جای آن او را به بازاریاب که چند هفته پیش منتشر شد، قیمت راه اندازی است: هزینه های مورد نیاز، با این حال بیش از دو برابر در مقایسه با نسخه Playstation 4، در حال حاضر در بازار برای تقریبا دو سال است. البته، نسخه سوئیچ نینتندو دارای قابلیت حمل و نقل خود است، که می تواند بهترین انتخاب را برای کسانی که تصمیم به خرید آن ندارند، انتخاب کند. با این حال، مطمئنا قیمت رقابتی بیشتری به دست آورد

خوب

  • پورت عالی
  • Ivalice در حالت قابل حمل خوب نیست

بد

  • قیمت مقدماتی بیش از حد

خلاصه

Final Fantasy XII: عصر زودیاک در سوئیچ نینتندو یک فرصت عالی برای کشف یکی از فصل های بحث برانگیز در تاریخ فاینال فانتزی، به لطف یک کار خوب بازسازی است که به خوبی در کنار نسخه Playstation 4 خوب نیست. باقی مانده است، اما اگر ایده عکاسی از Ivalice در جیب شما جذب شما می شود، ما فقط می توانیم با چشمان بسته خود را خریداری کنیم.

امتیاز کلی بازی ۸۵

Final Fantasy X-X2 HD Remaster Switch Review

Final Fantasy X و X-2 به سوئیچ می رسند و در واقع تبدیل به بخش جدید جدیدی از سری Square Enix می شوند که برای اولین بار در پلتفرم غیر از سخت افزار PC یا PlayStation موجود می باشد. اگر در این لحظه شرکت تصمیم گرفت آنها را در iOS، Android و Dolce Forno Herbert بگذارند (ما این را در دو مورد درک می کنیم) می توان به کتاب رکوردهای جهانی گینس اشاره کرد. به طور جدی، حتی اگر ما مجبور بودیم برای زیبایی ۱۸ سال صبر کنیم، ورود این دو عنوان بر روی کنسول هیبرید یک نشانه بسیار خوبی است و به نوعی نیز بازگشت به ریشه ها است، زمانی که کنسول های نینتندو تنها که در آن اولین ماجراهای حماسه را می توان تجربه کرد.


به نظر می رسد دیروز نسخه های Remaster به PS4 وارد شده و از آن زمان چهار سال دیگر گذشت. همچنین در این نسخه ها سوئیچ ما تمام موارد موجود در نسخه های بین المللی منتشر شده در PlayStation 2 را پیدا می کنیم. ما درباره ده ها یا صدها ساعت محتوای صحبت می کنیم که به دو ماجراهای با روح بسیار متمایز تقسیم شده است. در حالی که Final Fantasy X یک JRPG مدرسه قدیمی است، در حالی که X-2 یکی از اولین آزمایشهای Square Enix با معروف ترین حق رای دادن بود. هر دو با بافت های جامد مشخص می شوند، حتی اگر بازی دوم برای فریبندگی بیشتری فضای بیشتری به وجود آورد. موضوع مشترک، در هر صورت، داستان عاشقانه و در عین حال پیچیده بین Tidus و Yuna در برابر مبارزه علیه شیطانی بد شناخته شده به عنوان گناه است.

Final Fantasy X اولین فصل از حماسه بود که هر دو کاراکتر و تنظیمات را به طور کامل در ۳D ارائه دادند.

در طی بیش از ۲۰۰ ساعت، برای تکمیل هر دو عناوین به اندازه کافی، با اسرار و چالش های ثانویه بسته بندی شده، ما شاهد تکاملی مترقی از شخصیت های متعدد این حماسه است که تبدیل به افسانه ای شده است. دوستداران بیچارگی در واقع یک پانتئون از قهرمانان در بین بهترین ساخته شده برای این مجموعه است، که از جمله Auron Tenebrous، Lulu حساس و محافظ و Rikku زنده است از نظر charisma، که به عنوان قهرمان اصلی نیز در فاینال فانتزی X-2.

کار بازسازی که برای نسخه قبلی Remaster انجام شده است، مسلما در Switch Switch نیز وجود دارد که از لحاظ فنی تقریبا یکسان است با آنچه تقریبا چهار سال پیش در PS4 مورد بررسی قرار گرفت. بافت با وضوح بالا، یک سیستم روشنایی تصفیه شده بیشتر، مدل های چند ضلعی به مراتب غنی تر از اصل و سیالیت است که در ۳۰ FPS پایدار است، این منو برای جدول نینتندو است. در حالت قابل حمل همه این چیزها در حالی که در حالت داکشن پخش می شوند، به دنبال خوبی می افتند، هر دو عنوان چندین چین و چروک را در یک پالت رنگ روشن نشان می دهد. صفحه نمایش لمسی سوئیچ به یک ویژگی کوچک که در PS Vita در حال حاضر حضور داشت و یا توانایی برقراری ارتباط با شخصیتهای خارج از جنگ برای درمان آنها پس از یک جنگ ویژه به خصوص خونین، به ارمغان می آورد. بدیهی است که این امکان وجود دارد که کنسول در حوض آن قرار گیرد.

Final Fantasy X علاوه بر Aeons و کارفرمای “منظم” شامل دشمنان متعدد اختیاری از جمله Rich Rich Derrer می باشد.

برای کسانی که از آن آگاه نیستند، این نسخه های مجدد، همانند کسانی که در PlayStation 4 منتشر می شوند، شامل محتوایی نیستند که در نسخه های اول انتشار منتشر شده اند. این شامل یک نسخه دوبعدی اسپرهراگرافی است که شما میتوانید در ابتدای ماجراجویی آن را انتخاب کنید، اما در هیچ فیلم و سریالی از داستان یا سطح دشواری در حضور فیلم اضافی Final Fantasy X: Calm of Eternal، که به عنوان “پل” بین دو داستان و در epilogue قابل پخش فاینال فانتزی X-2: آخرین ماموریت که بیشتر طول عمر طولانی این بسته باور نکردنی را افزایش می دهد.

با وجود تعدیلات متعدد که چندین خط پیشین را توصیف کرده است، برای مقایسه فاینال فانتزی X / 2 HD Remaster بی نظیر به محصولات زیباییشناسی مدرن بی فایده است. آنچه شما باید انجام دهید این است که خود را در کویل ها غوطه ور کنید (پانزده می خواهید) و شما را به جهان جادویی منتقل می کند که در آن بین بازی Blitzball، تحریک Aeon، تن از مواجهه های گاه به گاه و دور دیگری در Spherography از بین رفته است.

موسیقی متن فیلم Final Fantasy X هنوز هم یکی از بهترین های ساخته شده برای حماسه در حالی که در X-2 است، اگر چه قطعات هنوز هم جالب هستند، شما از دست دادن سبک دلتنگ Nobuo Uematsu. دومین ماجراجویی Yuna در آن زمان طرفدارانی نبود که از نظر طرفداران Square Enix متقاعد شده بود که بیش از آنچه که در گذشته دیده می شود، بسیار دور از انتظار بود. پس از سالها است که ما حق انتخاب شایستگی های خانه نرم افزاری را داریم که مشتاقانه پیشنهاد جدیدی را ارائه می دهد که بر اساس سیستم مبارزه بر اساس مشروط بر اساس یک سیستم کاری خاص مرتبط با لباس های سه شخصیت اصلی . با توجه به آنچه که در سال های بعد شاهد آن بودیم، می توان آن را نقطه عطفی در سریال مشاهده کرد. نقطه عطفی همیشه در مسیر درست ادامه نمی یابد، این بدون شک، اما هنوز شجاع و جالب است.

سخنرانی معمولی اگر هنوز هم دو فینال فانتزی X پس از مدتها ارزش بازی داشته باشد تقریبا بی فایده است. طرفداران هاردکور ماجراهای Tidus، Yuna و شرکت زیبا احتمالا قبلا نسخه Switch را خریداری کرده اند، خوشحالم که بتوانم در هر زمان به Spira بازگردم و قهرمانان آنها را (تقریبا) در جیب خود نگه دارم. برای همه دیگران، قانون طلایی این نوع تجدیدنظرها اعمال می شود: اگر در آنها هیچ نسخه ای از نسخه قبلی خود را ندیده اید، اکنون یک دلیل دیگر برای انجام آن دارید … اما هنوز هم واقعا کسی است که کمتر از ۲۰ سال موفق به نادیده گرفتن آنها شد؟

شاید تنها عامل که می تواند شما را از این بسته آبدار دور نگه دارد، قیمت است. حتی بدون تمایل به کاهش تخفیف های مختلف و فروش، Final Fantasy X / X-2 HD Remaster در PlayStation 4 برای ۲۹.۹۹ یورو در دسترس است، در عوض برای گرفتن نسخه PC لازم است که پنج مورد کمتر باشد. تنها چیزی که قادر به پخش حتی در حالت قابل حمل قیمت (تقریبا) کامل قیمت (که تقریبا تمام قیمت آن در Switch است) توجیه نمی شود، موقعیتی نزدیکتر به سایر نسخه ها توصیه می شود و نیز به طور واضحی بیشتر قابل قبول است.

امتیاز کلی بازی ۸.۵ / ۱۰